چنگ كهن ترین ساز تاردار ایرانی ----------- مبحث تاریخچه موسیقی


دف در آیین شمن ----------- مبحث تاریخچه موسیقی

تنبور، ساز مقدس عرفانی ایران زمین ------------- مبحث تاریخچه موسیقی

گذری بر تاریخچه ساز کهن ایرانی عود ------------- مبحث تاریخچه موسیقی

آشنایی با کمانچه ------------ مبحث تاریخچه موسیقی


گذری بر موسیقی و سازهای ایرانی ------------ مبحث تاریخچه موسیقی
هورن horn -------------- مبحث تاریخچه موسیقی

بنال ای نی كه غمخوار منی تو ------------ مبحث تاریخچه موسیقی
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدائی ها شکایت می کند

تاریخچه و فیزیک ساز تنبک و بعضی از سازهای کوبه ای جهان ----------- مبحث تاریخچه موسیقی

نی از ساده ترین و طبیعی ترین سازهای موسیقی بادی است که با روئیدن از زمین پیوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفی از آن استفاده کرده است. ملل قدیمه نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای مختلف بادی ساختند و در صلح و جنگ به کار بردند.
مولفین کتابهای موسیقی قدیم طبیعی ترین و کاملترین آلات موسیقی را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن آلات ذوات النفح به ویژه نی را از جهت تشابهی که نی و حلق انسان در ایجاد نغمات دارند.
نی به سبب سادگی و سهولت اجرای صداهای و آسانی حمل و نقل و یافت شدن در طبیعت تنها سازی است که دسترسی به آن در همه جا و برای همه کس امکان پذیر بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار می گرفته است .
نی را در ایران کوتاه و بلند می ساختند و کامل آن به هفت بند معروف بوده است. یعنی دارای هفت سوراخ است که شش تای آنها در یکسو و یکی از سوراخها در پشت نی قرار دارد.
ساز نی را نمی توان کوک کرد و وسعت صدای آن حدود دو اکتاو و نیم است.
نی را یکی از سازهای عرفانی می نامند و اگر خوب نواخته شود حتی حیوانات را هم تحت تاثیر قرار می دهد.
شهناز – جلیل ( ۱۳۰۰)
در اصفهان متولد شد. شهناز نوازنده تار است و همچنین ویولن، سنتور و تنبک نیز می نوازد. اساتیدش پدرش (شعبان خان که او سنتور می نواخت) و برادرش ( حسین که نوازنده تار بود) و غلامرضا سارنگ ( او کمانچه می نواخت) بودند. جلیل و پدرش با تاج اصفهانی نیز کارهایی انجام داده است. او به همراه اساتید موسیقی ایرانی حسین تهرانی، فرامرز پایور، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی، حسن ناهید و هوشنگ ظریف در گروه اساتید موسیقی ایران سازمی نواخت. کاستهای بسیاری ضبط کرده است و همچنین وی در رادیو آهنگهای بسیاری ضبط کرده است. او در گروه ارکستر گلها نیز تار می نواخت.
——————————————————————————–
مسعود شعاری (۱۳۴۰/۱۰/۲۲)
مسعود شعاری در سال هزار و سیصد و چهل در تهران به دنیا آمد. آموزش موسیقی را از سیزده سالگی با ساز سنتور آغاز کرد. در ادامه ساز تار را نزد ارشد تهماسبی، محمد رضا لطفی، و سه تار را نزد حسین علیزاده آموزش دید و سه تار را به عنوان ساز تخصصی برگزید. برای آشنایی بیشتر با شیوه های مختلف موسیقی و شیوه های اجرایی از محضر علی اصغر بهاری و مهدی کمالیان نیز بهره جست. وی کنسرت های بسیاری در ایران و خارج از ایران اجرا کرده که تجربیاتی نیز از تلفیق موسیقی ایران و دیگر مناطق به دست آورده. مانند کاست «انتظار» که همنوازی سه تار و طابلا و کاست « سیر» که اجرای سه تار به همراه موسیقی الکترونیک و ارکستر زهی است. وی هم اکنون مدرس سه تار در دانشکده موسیقی دانشگاه آزاد است.
——————————————————————————–
سالار معزز – غلامرضا (۱۲۴۰ـ۱۳۱۴)
در تهران به دنیا آمد. سالار معزز اولین کسی بود که موسیقی نظامی را در ایران به صورت قانونمند و با اصول موسیقی نظامی اروپا تطبیق داد. او سلفژ درس می داد و در مدرسه موسیقی دارالفنون پیانو و سازهای بادی چوبی و بادی برنجی در ارکستر و همچنین برای تدریس فعالیت می کرد. وی شاگردان بسیاری داشت و کتابهای بسیاری را ترجمه کرده است که می توان به این کتاب ها اشاره کرد: سازشناسی موسیقی نظامی، هارمونی و سازشناسی. او در شهر لایپزیگ آلمان دستگاه ماهور را منتشر کرد. همچنین آهنگهای بسیاری را ساخته و تنظیم کرده است.
——————————————————————————–
سماع حضور – حبیب (۱۲۳۱-۱۲۹۶)
در تهران متولد شد. پدرش غلامحسین ( آقا جان سنتوری) و مادرش کوکب بود. پدرش هم سنتور می نواخت. اساتیدش آقا جان سنتوری (پدرش) و محمدخان سرورالملک بودند. از شاگردانش میتوان حبیب سماعی (پسرش) و خواهرش زیور سلطان، محمد تقی نسقچی باشی، حاجی خان عین الدوله و آقاجان دوم را نام برد. سماع حضور دو صفحه به همراه سرور الملک ضبط کرده است.
——————————————————————————–
حبیب سماعی (۱۲۸۰/۴/۲۰-۱۳۲۵/۴/۲۰)
در تهران به دنیا آمد. پدرش سماع حضور، از نوازندگان و موسیقی دانان دوره قاجار و از ردیف دانان آن زمان بود، که حبیب نزد وی مقدمات موسیقی و آموزش تکمیلی موسیقی را فرا گرفت. او نیز بسان پدرش ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصی انتخاب کرد، ولی با آشنایی که به ساز تنبک داشت، پدرش را با تنبک همراهی می کرد. از شاگردانش می توان به این نام ها اشاره کرد: نور علی برومند، مهدی ناظمی، قباد ظفر، مرتضی عبدالرسولی. حبیب سماعی چندین صفحه موسیقی ضبط کرده است.
——————————————————————————–
سپانلو – سلیمان (در گذشت:۱۳۴۰/۱/۲۵)
در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی زندگی می کرد. وی نوازنده تار و ویولن بود. سپانلو موسیقی را در مدرسه موسیقی وزیری آموخت. وی به همراه روح اله خالقی کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران را در سال ۱۳۲۴تاسیس کرد.
——————————————————————————–
سپنتا – ساسان (۱۳۱۳/۵/۲۲)
در تهران متولد شد. متخصص آکوستیک است، پدرش عبدالحسین سپنتا ( اولین کارگردان سینما در ایران) بود. اساتید او ابوالحسن صبا، روح اله خالقی، علینقی وزیری و محمود تاجبخش بودند. سپنتا در سال ۱۳۳۶با مجله موسیقی همکاری می کرد. او کتابهای بسیاری در زمینه موسیقی ایرانی، آکوستیک، تاریخچه موسیقی و سازشناسی و بسیاری صفحه و کتاب در زمینه موسیقی قدیمی ایران منتشر کرده است.
——————————————————————————–
سنتور خان – محمد حسن
در دوره قاجار زندگی می کرد. وی قدیمی ترین نوازنده سنتور در موسیقی ایرانی می باشد. او نوازنده شاه ( محمد شاه قاجار) بود. (زمانی که شاه بیمار بود او سنتور مینواخت و از ساز زدنش داستان های بسیار وجود دارد).
——————————————————————————–
ساکت - کیوان (۱۳۴۰/۴/۱۴)
در شهر مشهد به دنیا آمد. نوازندگی تار را نزد حمید متبسم آغاز کرد. به دلیل علاقه ای که به سبک نوازندگی علی نقی وزیری داشت، پیگیر آن شیوه شد و با اجرای کارهای وزیری در راه تثبیت این سبک، گام برداشت. کتاب های آموزش مقدماتی برای سازهای تار و سه تار را نیز عرضه کرد. قطعاتی برای تار و سه تار، ده تمرین، کاست های ای وطن و… از دیگر کارهای وی است. ساکت زمانی به عنوان نوازنده تار، عضو گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان بود و اجراهای زیادی نیز با این گروه داشت. هم اکنون گروه وزیری را سرپرستی می کند که از جوانانی تشکیل شده که به اجرای کارهای وی می پردازند.
——————————————————————————–
ابوالقاسم عارف قزوینى (۱۲۵۹ـ۱۳۱۲)
در قزوین متولد شد. پدرش هادى وکیلى بود. او موسیقیدان، خواننده، شاعر و مسلط به ردیف موسیقی ایران بود. عارف بیوگرافیش را در یک کتاب نوشته است که اشعار تصنیف هایش را نیز می توان در این کتاب یافت. اساتیدش صادق خرازى و میرزا حسن واعظ بودند. تصنیف هاى او توسط قمرالملوک وزیرى و مرتضى نى داوود و دیگران اجرا شده و همچنان اجرا می شوند. تصنیف های عارف اغلب سیاسی، اجتماعی هستند که با اشعار و ملودی های بسیار زیبا که ساخته خودش بود، وی را در زمره بهترین سازندگان تصنیف در موسیقی ایران قرار می دهد و می توان گفت تصنیفهاى او به یادماندنى ترین تصنیفها در موسیقى کلاسیک ایرانى هستند. تصنیفهاى او توسط درویش خان در تفلیس هم اجرا شد. او بسیار مرد آزادیخواهى بود و این خصلت در اشعارش هویداست. عارف در طول فعالیتش در زمینه ساخت تصنیف، بیست و نه تصنیف ساخت. عارف در اواخر عمرش با تعدادی از موسیقی دان های ایران اختلاف عقیده پیدا کرد که درویش خان و علی نقی وزیری از جمله این افراد بودند. او نامه اى به علینقى وزیرى نوشت و در آن نامه به شدت از وی انتقاد کرد. تصنیف های عارف در بسیارى از کتابها نوشته شده است، از جمله کتاب تصنیف های عارف، نوشته ارشد تهماسبی و بخش تصانیف کتاب ردیف آوازی دوامی به روایت فرامرز پایور.
——————————————————————————–
عبادی - احمد ( ١٢٨۵ـ ۱۳۷۱)
در تهران متولد شد. پدرش میرزا عبداله فراهانی نوازنده تار و سه تار و ردیف دان بزرگ موسیقی ایران بود. عبادی سه تار می نواخت و ردیف موسیقی ایران و همچنین بسیاری از تصنیف های قدیمی را می دانست. عبادی شیوه ای در سه تار نوازی بوجود آورد که طرفداران بسیار زیادی دارد. همچنین شاگردان بسیاری تربیت کرد. از جمله کارهایی که عبادی برای سازسه تار انجام داده، ابداع کوک های مختلف برای سه تار است. او در رادیو نیز فعالیت می کرد و صفحه ها و کاستهای بسیاری ضبط کرد که همه آنها آثار با ارزش موسیقی ایران هستند
——————————————————————————–
علیزاده - حسین (۱۳۳۰/۶/۱)
در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات در هنرستان موسیقی به دانشگاه موسیقی راه یافت و از اساتید برجسته موسیقی آن زمان بهره برد و در دو رشته نوازندگی و آهنگسازی فارغ التحصیل شد. همزمان با تحصیل در دانشگاه نزد اساتید موسیقی ایران به آموزش موسیقی مشغول بود. اساتیدش هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی، احمد عبادی، نورعلی برومند، محمود کریمی، عبد اله دوامی، یوسف فروتن و سعید هرمزی بودند. در این زمان در ارکستر ملی ایران به رهبری حسین دهلوی به عنوان نوازنده تار عضویت داشت. اجرای کنسرت در ایران و خارج از ایران، عضویت در رادیو، همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اجرای تکنوازی های بسیار و… همگی از فعالیت های این دوره علیزاده بودند. گروه عارف را با همیاری تعدادی از هم دانشگاهیان و موسیقی دانان جوان آن زمان راه اندازی کرد و با همکاری با گروه شیدا در بازآفرینی و بازخوانی آثار موسیقی ایران کارهای بسیاری انجام دادند. با راه اندازی گروه چاووش، آثار تاریخی موسیقی کشورمان اجرا شد که در ساخت و اجرای این آثار علیزاده سهم عمده ای داشت. سرپرستی و آهنگسازی چاووش در تعدادی از این کارها بر عهده علیزاده بود. پس از انقلاب به منظور تحصیل و تدریس به آلمان رفت و به عنوان تز دوره آهنگسازی قطعه عصیان را ساخت. با برگشت به ایران در سال شصت و هفت به اجرای شورانگیز و ترکمن پرداخت که دریچه ای جدید به روی موسیقی ایران گشود. تکنوازی ها و همنوازی های وی با ارشد تهماسبی، اجراهای بسیار در ایران و خارج از ایران، ضبط آثار، اجرای ردیف میرزاعبداله فراهانی، تدوین کتاب های ده قطعه برای تار که آثارش را ارائه کرده، کتاب های آموزشی، کاست های آموزشی، تدریس تار و سه تار، کار بر روی مقام ابداعیش و اجرای کنسرت های داد و بیداد و …، ساخت موسیقی فیلم که جملگی برنده جوایزی شدند، همگی علیزاده را به عنوان پرکارترین و همچنین موسیقی دان پیشرو در موسیقی ایران مطرح کرده است. کارهای فعلی وی، اجرای کنسرت در کشورهای مختلف به همراه محمد رضا شجریان و کیهان کلهر است.
——————————————————————————–
ظلی - رضا قلی میرزا (۱۳۲۴/۱۱/۲۳_۱۲۸۵)
او در تهران متولد شد. وی خواننده بود و به موسیقی کلاسیک ایرانی ( ردیف) آشنایی داشت. پدرش احمد میرزا ظلی بود. اساتیدش اقبال آذر و عارف قزوینی بودند. او صفحه ای به همراه ارسلان درگاهی ( سه تار)، ابوالحسن صبا ( ویولن) و مشیرهمایون شهردار ( پیانو) ضبط کرده است.
——————————————————————————–
ظریف - هوشنگ (۱۳۱۷/۹/۱۶)
در تهران به دنیا آمد. هوشنگ ظریف نوازنده و مدرس ساز تار است. موسیقی را در هنرستان موسیقی تهران آغاز کرد و در همان هنرستان مشغول تدریس شد. اساتیدش موسی معروفی، علی اکبر شهنازی و حسین تهرانی بودند. او به همراه گروه اساتید موسیقی ایران کنسرت های بسیاری در ایران و دیگر کشورها اجرا کرده است. اجرای ردیف میرزا عبداله، همکاری در تهیه کتاب های آموزش تنبک حسین تهرانی، ردیف آوازی محمود کریمی، ردیف نوا و راست پنجگاه علی اکبر شهنازی، آلبوم آموزشی کتاب اول و دوم تار و سه تار و دیگر موارد را می توان از کارهای وی نام برد
——————————————————————————–
ضرابی – ملوک (ملوک کاشانی)
او خواننده بود. پدربزرگ او جعفر بلبل بود. اساتید او اقبال آذر، حسین طاهرزاده (دو سال)، حاجی خان ضربگیر (یک سال برای تنبک) بودند. او در رادیو می خواند و ساز می زد. او با مین باشیان به رادیو رفت و با گروه باربد و مؤسسه تئاتر همکاری می کرد. او کنسرتهای بسیاری را در رادیو با حسین یاحقی، مرتضی محجوبی، حبیب سماعی و ابوالحسن صبا اجرا کرده است.
——————————————————————————–
قهرمانی، اسماعیل
در تهران متولد شد. قهرمانی نوازنده تار بود و اساتیدش میرزاعبدااله و میرزاحسینقلی فراهانی بودند. قهرمانی در زمینه حفظ ردیف از بهترین شاگردان این دو استاد بزرگ بود. وی ردیف موسیقی را در رادیو ضبط کرده و آن را در اختیار نورعلی برومند قرارداد که با کمال تاسف آن چه اجرا کرد گم شدند. شاگردان او نورعلی برومند (به مدت دوازده سال)، علی تجویدی و شکراله قهرمانی بودند.
——————————————————————————–
وزیری، قمر الملوک
متولد شهر قزوین است و یکی از بزرگترین خوانندگان و همچنین انسان هایی که دوره خود بیش از اینکه به کار هنری بپردازد، در فکر کمک به مردم و تهیدستان بود. خصوصیات اخلاقی وی بود که باعث شد نامش جزو ماندگارترین نام های موسیقی کشورمان باقی بماند. قمر شاگرد مرتضی خان نی داوود و به طور غیر مستقیم، پرورده مکتب حسین طاهرزاده بود. توانایی بالا در تکنیک و همچنین احساس فوق العاده اش باعث شد تا کارهای ارزشمندی در موسیقی ایران از وی به جا بماند. کارهای وی با دیگر موسیقی دانان: صفحه های گرامافون با تار مرتضی نی داوود، ارسلان درگاهی، ویولن موسیقی معروفی و پیانوی مرتضی محجوبی با اجرای آثاری از عارف، درویش خان، نی داوود و امیر جاهد.
——————————————————————————–
فراهانی – آقا علی اکبر (۱۲۴۲)
در عهد قاجار در تهران متولد شد. نام پدرش شاه ولی بود.آقا علی اکبر سرسلسله خاندان موسیقیدانان و مرد نخست موسیقی ایرانی در دو قرن اخیر بطوریکه از مدارک پیداست بود. وی تار می نواخت و ردیف موسیقی تدریس می کرد. پسرانش میرزاعبداله ، میرزا حسینقلی و میرزا حسن ( او در جوانی فوت کرد) نیز از بزرگان موسیقی ایران بودند. کنت دو گوبینو (فرانسوی ) می گوید: او بزرگترین نوازنده در ایران است و یک نوازنده جهانی است. برادر زاده اش (آقاغلامحسین)، بهترین شاگردش بود. تار او قلندر نام داشت که بیست و چهار پرده داشت. شاگردان او عبداله علی المک، مسعود میرزا، حسن خان، میرزا حیدر علی سرهنگ، علی اکبر بازیگ، سلطان خانم، کوکب خانم و پسرانش بودند.
——————————————————————————–
فراهانی – آقا غلامحسین
در عهد قاجار زندگی می کرد. وی برادر زاده آقا علی اکبر فراهانی بود. غلامحسین نوازنده تار بود و ردیف موسیقی تدریس می کرد. نواختن تار و ردیف و موسیقی را نزد عمویش، آقا اکبر فراهانی فرا گرفت. شاگردانش میرزاعبداله و میرزاحسینقلی ( بعد از ازدواج ایشان با مادر آنها) بودند. از دیگر شاگردان او می توان نعمت اتابکی، یوسف صفایی، محمد مستوفی و ملیحه را نام برد. شیوه او در تار نوازی بسیار تکنیکی می باشد.
——————————————————————————–
فراهانی میرزاعبداله
در تهران متولد شد، پسر کوچک آقاعلی اکبر فراهانی بود و تار و سه تار مینواخت، اما در سه تار مشهورتر بود و ردیف موسیقی نیز تدریس میکرد. اساتیدش، پدرش ( آقاعلی اکبر)، برادرش ( میرزا حسن)، پسر عمویش ( آقاغلامحسین) و سید احمد بودند. شاگردان او: ابوالحسن صبا، ایرانی مجرد، حسین خلیفه ( مهمترین شاگرد او) مهدی صلحی، اسماعیل قهرمانی، ممحد مستوفی، باقر و مهدی دبیری و علینقی وزیری (که نتهای ردیف را نوشت و ردیف موسیقی را نزد میرزاعبداله فراگرفت) بودند. فرزندانش (مولود، ملوک، جواد عبادی و احمد عبادی) ردیف را نزد میرزا عبداله فراگرفتند. میرزا عبداله مکتب خانه ای داشت که در آن به شاگردانش تار و سه تار درس می داد. ردیف او مهمترین مرجع برای موسیقی ایرانی است که می شود گفت فراگیرترین ردیف نزد موسیقی دانان ایران است. میرزاعبداله صفحاتی نیز ضبط کرده است. اسماعیل قهرمانی ردیف را نزد میرزا عبداله فراگرفت و آن را روی ریل و کاست ضبط کرد، نور علی برومند نیز آن را نزد قهرمانی فرا گرفت آن را روی ریل و کاست ضبط کرد، همچنین ژان دورینگ فرانسوی نت های ردیف را مکتوب کرد. امروزه ردیف میرزاعبداله در دانشگاه های موسیقی ایران تدریس می شود. حسین علیزاده آن را روی CD و کاست در سال هفتاد و یک ضبط و داریوش طلایی نیز این ردیف را روی کاست ضبط کرده و آن را در همین سال به صورت مکتوب در آورده است.
——————————————————————————–
فراهانی – میرزاحسینقلی
در تهران متولد شد. وی پسرآقاعلی اکبرفراهانی بود و تار می نواخت و ردیف موسیقی تدریس می کرد. تار او بیست و دو پرده و پنج سیم داشت. آقا حسینقلی به همراه سرورالملک، نایب اسدالله و باقرلبو ( تنبک) به پاریس رفته و اقدام به ضبط صفحه کرد. اساتیدش، برادرش میرزاعبداله و عمویش آقاغلامحسین فراهانی بودند. شاگردانش ارفع ملوک گیلانی، میرزاغلامرضا شیرازی، باصرالدوله، درویش خان، علینقی وزیری، علی محمد فخم بهزادی، محسن میرزاظلی، مرتضی نی داوود، آقا رضاخان، یحیی حاتمی، ذوالفقاری (استاد نی داوود)، خازن الدوله، شهاب دفتری، محمدعلی خان مستوفی، شهزاده رخشانی و بنان ملک بودند. فرزندانش (محمد حسن، اکبر و عبدالحسین) موسیقی را ادامه ندادند.
——————————————————————————–
فروتن – یوسف
در تهران متولد شد. سه تار، تار و پیانو می نواخت، ولی در اصل نوازنده سه تار بود. اساتید ش میرزاعبداله و میرزاحسینقلی بودند. وی یکی از اعضای کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی در رادیو و تلویزیون بود. فروتن ردیف موسیقی را با سه تار روی کاست ضبط کرده است. از شاگردان او می توان حسین علیزاده و داریوش طلایی و پرویز مشکاتیان را نام برد.
——————————————————————————–
فرهت – هرمز
در تهران متولد شده و نوازنده ویولن است. او آهنگسازی را در سال ۱۳۱۸ در آمریکا فراگرفت. فرهت در سال ۱۳۳۴-۱۳۳۷در دانشگاه موسیقی کالیفرنیا تحصیل می کرد و دارای درجه دکترا (PHD) در زمینه موسیقی است. در سال ۱۳۴۷ جایزه آهنگسازی فورد (Ford) را دریافت کرد. استادش در ایران واهه چینگوزیان (ویولن ) بود. فرهت مدتی رییس دپارتمان موسیقی دانشگاه کالیفرنیا نیز بود.
——————————————————————————–
فخرالدینی – فرهاد
در استان آذربایجان به دنیا آمد. فخرالدینی در کنسرواتوار موسیقی تهران تحصیل کرده و نوازنده ویولن و ویولا است. همچنین مدرس موسیقی دانشگاه آزاد و رهبر ارکستر ملی ایران است. وی یکی از بهترین آهنگسازهای موسیقی ایرانی و همینطور موسیقی فیلم است. استادانش احمد مهاجر، ابوالحسن صبا، علی تجویدی (ویولن و ردیف موسیقی ایرانی)، ملیک اصلانیان ( تئوری و هارمونی)، مهدی برکشلی ( تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی) بودند. او در گذشته با حسین دهلوی، احمد پژمان و مصطفی کمال پور تراب در زمینه آهنگسازی همکاری می کرد. او در سال۱۳۴۳وارد رادیو شد ودر ارکستر رادیو ویولن و ویولا می نواخت. فخرالدینی با روح الله خالقی، جواد معروفی، مرتضی حنانه و فریدون ناصری نیز در زمینه آهنگسازی همکاری می کرد. همچنین او در سال ۱۳۵۲رهبر ارکستر موسیقی رادیو و تلویزیون بود. او کتابهای بسیاری نوشته است و در زمینه آهنگسازی فیلم نیز فعالیت بسیاری دارد.
——————————————————————————–
فرهنگ فر – ناصر
در شهرری (دراستان تهران) به دنیا آمد. فرهنگ فر تنبک می نواخت. استادانش محمد ترکمن، حسین تهرانی، محمد اسماعیلی، نورعلی برومند وعبدالله دوامی بودند. او با کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی در سال ۱۳۴۹همکاری می کرد و با علی اصغر بهاری ، لطف الله مجد و … در سال۱۳۵۰کنسرت هایی اجرا می کرد. همچنین با حسین علیزاده، محمد رضا لطفی، محمد رضا شجریان، پرویز مشکاتیان، داریوش طلایی و … در فستیوال هنر ( جشن هنر شیراز) در سال۱۳۵۱همکاری می کرد. ناصر فرهنگ فر کنسرتهای بسیاری با محمد رضا لطفی، پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده اجرا و کاستهای بسیاری با ایشان ضبط کرده است.
——————————————————————————–
نی داوود – مرتضی (۱۲۸۰_۱۳۶۹)
در تهران متولد شد. نوازنده تار و آهنگساز و فرزند بلاخان بود. اساتیدش: رمضان ذوالفقاری ( هفت ماه)، آقاحسینقلی ( دو سال) و درویش خان ( سه سال) بودند. از درویش خان تبرزین طلا گرفت ( درویش خان به بهترین شاگردانش مدال تبرزین طلا می داد). شاگردانش قمرالملوک وزیری، حسین سنجری و اسماعیل کمالی بودند. نی داوود کنسرتهای بسیاری با عارف، ابوالحسن صبا، محجوبی، سماعی، ابراهیم منصوری، قمر و ادیب خوانساری اجرا کرده که از آن ها صفحاتی نیز موجود است. مرتضی خان نی داوود در گروه صبا در رادیو تار می نواخت. او ردیف موسیقی ایرانی را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران در رادیو ضبط کرده است. صفحه های بسیاری با قمرالملوک وزیری ضبط کرده است. از بیادماندنی ترین آهنگ های او مرغ سحر را میتوان نام برد.
——————————————————————————–
نکیسا – حسین علی ( ۱۳۰۰)
در ترخوران تفرش در استان مرکزی به دنیا آمد. پدرش، استادش بود و از دیگر اساتیدش می توان میرزا بابا را نام برد. نکیسا خواننده تعزیه و خواننده ردیف موسیقی ایرانی بود. نکیسا صفحه هایی با علی اکبر شهنازی ( تار) و مرتضی نی داوود ( تار) ضبط کرده است.
——————————————————————————–
نوائی – مهدی (۱۲۸۵-۱۳۲۶/۱/۴)
در اصفهان به دنیا آمد. نوایی نوازنده نی بود. اساتیدش سلیمان اصفهانی و نایب اسدالله بودند. از شاگردانش می توان حسین یاوری و حسن کسائی را نام برد. صفحه ای به همراه ادیب خوانساری و همچنین یک صفحه تکنوازی نی دارد و نیز یک صفحه به همراه پروانه موچول( لقبش بود) و سه تار دارد.
——————————————————————————–
ناصری – فریدون (۱۳۰۹)
در تهران متولد شد. ناصری مدتی آهنگساز و سرپرست گروههای باربد و فارابی بود. پدرش علی خان ( علی بابا) بود. اساتیدش باغچه بان، هوشنگ استوار، علینقی وزیری و روح الله خالقی بودند. او موسیقی را در مدرسه موسیقی وزیری آموخت. همچنین به بروکسل رفت و نزد آندره سوری (شش سال) تحصیل کرد. او در سال هزار و سیصد و چهل و سه در رادیو مشغول به کار شد. وی کتابهای : تمرینهای موسیقی به زبان ایتالیایی و چگونه یک پارتیتور ارکستر را بخوانیم و سازشناسی و ارکستراسیون را منتشر کرده است. او هم اکنون رهبر ارکستر سمفونیک تهران است.
——————————————————————————–
شهرام ناظری (۱۳۲۸)
در کرمانشاه به دنیا آمد. از کودکی و زیر نظر پدرش، آموزش های اولیه موسیقی و آواز را فرا گرفت. پس از آن تحت تعلیم نورعلی برومند آثار گذشتگان موسیقی را یاد گرفت. اساتیدش در آواز عبارت بودند از: عبدالله دوامی، محمود کریمی، محمد رضا شجریان، عبدالعلی وزیری و حسین قوامی. ناظری ساز سه تار را نیز نزد این افراد فرا گرفت: احمد عبادی، محمود تاجبخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی. ناظری در چند سال گذشته کنسرت های بسیاری را در ایران و خارج از ایران اجرا کرده است. همچنین می توان از اجراهای او در گروه چاووش نام برد که از آثار ماندگار موسیقی ایران هستند. شورانگیز، اثر حسین علیزاده، زمستان اثر محمد رضا درویشی، یادگار دوست از کامبیز روشن روان، ای برادر اثر محمد رضا لطفی، لاله بهار از پرویز مشکاتیان و… از آثار برجسته ناظری در گذشته هستند. هم اکنون با مطرح کردن شکلی از آواز در پی اشاعه و گسترش این نوع از آواز است، و در این راه کنسرت های بسیاری اجرا کرده که کنسرت با گروه کامکارها را می توان نام برد
——————————————————————————–
مختاری - رکن الدین (۱۳۵۰-۱۲۶۶)
در شهر کرمانشاه به دنیا آمد. رکن الدین خان ضمن آهنگسازی بود ویولن نیز می نواخت. پدرش مختارالسلطنه و اساتیدش حسین اسماعیل زاده و درویش خان بودند. مختاری در دوره رضا پهلوی رییس پلیس بود. وی برای موسیقی کلاسیک ایران آهنگهای بسیاری ساخته است که از آثار بسیار با ارزش هستند. ارشد تهماسبی آهنگهای رکن الدین را در یک کتاب منتشر کرده است (مجموعه آثار رکن الدین خان مختاری).
——————————————————————————–
مشتاق علیشاه – میرزا محمد (۱۱۹۷)
در شهر کرمان زندگی می کرد. از تاریخ دقیق زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. مشتاق تا حدودی با سه تار و تار آشنا بود. افزودن سیم واخوان (سیم سوم یا مشتاق) سه تار را به او نسبت میدهند.
——————————————————————————–
معروفی – موسی (۱۳۴۴-۱۲۸۶)
در تهران متولد شد. موسی معروفی نوازنده تار، آهنگساز و گردآورنده ردیف موسیقی ایرانی بود. پدرش محمد اسماعیل امین المک ومادرش ( فخرالسادات) پیانو می نواخت. اساتیدش درویش خان ( ۳ سال)، حسین هنگ آفرین ( تئوری موسیقی)، علینقی وزیری ( در مدرسه موسیقی وزیری) بودند. او عضو کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران بود و در آنجا تار تدریس می کرد. معروفی آهنگهای بسیاری ساخته است. اویکی از اساتید موسیقی ایرانی بود که بانگاشتن کتابش، ردیف موسیقی ایرانی بسیاری از آثار و قطعات موسیقی ایرانی را در آن گنجانده و حفظ کرده است. موسی معروفی یکی از کسانی است که توانسته از درویش خان تبرزین طلا دریافت کند. او همچنین عکاسی نیز می دانست.
——————————————————————————–
معروفی – جواد
در تهران متولد شد. پدرش موسی معروفی از موسیقی دانان بزرگ ایران بود. جواد معروفی پیانو می نواخت. جواد معروفی آثار موسیقی ایرانی را با ساز پیانو می نواخت و برای این کار، ساز را برای اجرای پرده های ایرانی کوک می کرد. اجرای ردیف موسیقی ایرانی با پیانو از کارهای شاخص معروفی است. او تار نیز می نواخت. اساتید او خاراطونیان و علینقی وزیری (در مدرسه موسیقی وزیری) بودند. جواد معروفی در گروه روح اله خالقی پیانو می نواخت و در رادیو نیز فعالیت می کرد. او آهنگهای بسیاری برای موسیقی ایرانی و ساز پیانو ساخته است.
——————————————————————————–
محمودی خوانساری – محمود (۱۳۱۳/۴/۲۳-۱۳۶۶)
درشهر خوانسار به دنیا آمد. خوانساری خواننده بود و همچنین سه تارنیز می نواخت. پدرش جمالالدین محمودی بود. اساتیدش: کمال دهقان، ابوالحسن صبا و منوچهرجهانبگلو بودند. خوانساری یکی از خوانندگان گروه گلها بود.
——————————————————————————–
محجوبی - رضا (۱۳۳۳/۴/۲۹-۱۲۷۷)
در تهران متولد شد. سازش ویولن بود. پدرش عباس علی امیر ناظم آذربایجانی فلوت می نواخت و همسرش فخرالسادات پیانو می نواخت. دوستانش مرتضی محجوبی ( برادرش)، درویش خان، ابوالحسن ورزی، امیر فیروزکوهی ( شاعر) و حاج عین الدوله بودند که کارهای بسیاری در زمینه موسیقی ایرانی انجام دادند. اساتیدش ابراهیم آژنگ، حسین اسماعیل زاده، علی خان بهاری ( دایی علی اصغر بهاری) بودند. او موسیقی رادر سال ۱۲۹۳ در مدرسه سن لویی آغاز کرد. از رضا محجوبی آهنگهای بسیار زیبایی بیادگار مانده که همگی از بیادماندنی ترین آهنگها و با ارزش ترین آثار موسیقی ایران هستند.
——————————————————————————–
محجوبی - مرتضی (۱۳۴۴/۱/۱-۱۲۷۹)
در تهران متولد شد. سازش پیانو بود. مرتضی محجوبی ردیف موسیقی ایرانی را با ساز پیانو می نواخت. با این حال او با سازهای سه تار و ویولن نیزآشنا بود و در زمینه آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی ایران به شمار می رود. در گروه گلها در رادیو، ویولن می نواخت. اساتیدش ابراهیم آژنگ، حسین اسماعیل زاده، حسین هنگ آفرین و مفخم الممالک پسر امیرناظم ( برای پیانو) بودند. او برای ضبط صفحه با ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، مرتضی نی داوود، تاتایی و ارسلان درگاهی به بیروت و حلب و دمشق سفر کرده بود. اولین کنسرت او در ۱۰ سالگی به همراه عارف، رضا محجوبی، مفخم الممالک و شکراله خان در سینما فاروس اجرا شد. وی حدود۲۲ آهنگ ساخته است.
——————————————————————————–
مسعودیه – محمدتقی (۱۳۷۶/۱۱/۱۰-۱۳۰۶)
در شهر مشهد (استان خراسان) به دنیا آمد. مسعودیه اتنوموزیکولوژیست و آهنگساز بود. او استاد موسیقی دانشگاه تهران و جهاد دانشگاهی بود. وی در کنسرواتوارموسیقی تهران تحصیل کرده و دارای مدرک لیسانس در هارمونی و کنترپوان از آلمان (در سال ۱۳۳۵) و دکترایPHD) ) اتنوموزیکولوژی ( در سال ۱۳۴۲) بود. او پدرعلم اتنوموزیکولوژی ایران است. وی کتابهای بسیاری برای موسیقی ایرانی نوشته است.
——————————————————————————–
مفتاح – مهدی (۱۲۸۸)
در تهران متولد شد. آهنگساز و نوازنده ویولن و قانون بود. پدرش محمود خان مفتاح الملک بود. مفتاح در گروه سازهای ملی ایران ساز می زد. استادش ابوالحسن صبا ( ویولن) بود. از شاگردان او می توان سیمین آقا رضی و ملیحه سعیدی را نام برد. او همچنین در ارکستر رادیو نیز ساز می زد ( علینقی وزیری رهبر آن ارکستر بود). وی چندین آهنگ روی صفحه ضبط کرده است. همچنین کتابهای بسیاری در تئوری موسیقی، ساختار قانون و متد آموزشی برای قانون منتشر کرده است. او آهنگهای بسیاری برای قانون و ویولن ساخته است.
——————————————————————————–
ملاح - حسین علی (۱۳۰۰-۱۳۷۱)
در تهران متولد شد. ملاح نویسنده، پژوهشگر موسیقی و شاعر بود. همچنین سه تار و ویولن نیز می نواخت. استادش علینقی وزیری بود. او موسیقی را در مدرسه عالی موسیقی آموخت. ملاح تکنواز ویولن در رادیو بود. او مدرس مدرسه عالی موسیقی، رئیس موسیقی رادیو و عضو موسیقی ملی ایران وابسته به کمیته بین المللی موسیقی بود. ملاح کتابی در زمینه سازشناسی موسیقی ( سازهای ایرانی و سازهای جهان) نوشت، در ضمن کتابها و مقالات بسیاری در مورد موسیقی ایرانی وشعر، توصیفی برای مقاله جامی و توصیفی برای مقاصد الحان ( نوشته عبدالقادر مراغه ای) تصحیح بهجت روح، بیوگرافی موسیقیدانان ایرانی، همچنین تألیف و ترجمه چند نمایشنامه و … دارد.
——————————————————————————–
مشکاتیان – پرویز (۱۳۳۴/۲/۲۴)
در نیشابور(استان خراسان) به دنیا آمد. مشکاتیان کار هنری خود را در ۶ سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان آغاز کرد. مرحوم مشکاتیان تار و سنتور را استادانه می نواخت و با ویولن و سه تار نیز آشنا بود. اساتید او نورعلی برومند، عبداله دوامی، داریوش صفوت، محمدتقی مسعودیه، سعید هرمزی، یوسف فروتن، محمد برکشلی و احمد عبادی بودند. پرویزمشکاتیان در کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران تدریس می کرد. او یکی از اعضای گروه عارف می باشد. او سی دی و کاستهای بسیاری با حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و چاووش)، محمد رضا لطفی (سرپرست گروه شیدا)، محمدرضا شجریان و… ضبط کرده است. همچنین کارهای او به عنوان یک آهنگساز و پژوهشگر ادامه دارد.
——————————————————————————–
موسوی – محمد (۱۳۲۵/۲/۱۲)
در اهواز به دنیا آمد. سازش نی است ولی با ساز ویولن نیز آشنایی دارد. موسوی در رادیو و گروه گلها و کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران ساز می زد. اساتیدش حسن کسائی ( نی)، داریوش صفوت، یوسف فروتن، سعید هرمزی و محمود کریمی بودند.
——————————————————————————–
علی رضا مشایخی (۱۳۱۸/۱۱/۱۵)
در تهران به دنیا آمد. موسیقی را با ساز ویولن آغاز کرد. اساتیدش عبارت بودند از: لطف اله مفخم پایان (موسیقی ایرانی)، حسین ناصحی (آهنگسازی)، افلیا پرتو (پیانو)، هانس یلی نک از شاگردان شوئنبرگ و برجسته ترین نظریه پرداز مکتب وین و گوتفرید میشائیل کونیگ. مشایخی در سال۱۳۳۷برای ادامه تحصیل به کشور اتریش و شهر وین رفت. سپس در هلند و در شهر اوترخت به تحصیل در زمینه موسیقی الکترونیک پرداخت. در این دوران بود که اساس موسیقی تلفیقی، که یکی از شیوه های نگرش او نسبت به موسیقی سنتی است را پایه گذاری کرد. وی اولین آهنگسازی است که نوگرایی و مدرنیسم را در موسیقی ایران پایه گذاری کرده است. مشایخی با همکاری دانشجویان دانشگاه های موسیقی تهران، جهاد دانشگاهی، سوره و هنر و هنرستان های موسیقی دختران و پسران، ارکستر ایرانی موسیقی نو را راه اندازی کرده که هم اکنون آثار وی را اجرا می کند.
——————————————————————————–
حمید متبسم ۱۳۳۷/۵/۲۴
در مشهد و در خانواده ای اهل موسیقی به دنیا آمد. اساتیدش عبارت بودند از: علی متبسم، حبیب اله صالحی، زیداله طلوعی، هوشنگ ظریف، حسین علیزاده، محمد رضا لطفی. فعالیت های وی تدریس و فعالیت در کانون چاووش، نوازندگی در گروه عارف، تشکیل گروهای چکاوک و دستان (پس از مهاجرت به آلمان)، تاسیس انجمن تار و سه تار، برپایی سمینار سالانه تار و سه تار از سال هزار و سیصد و هفتاد و سه (هزار و نهصد و نود و چهار)، و شرکت در ضبط آثار بیشماری از آهنگسازان معاصر موسیقی ایران بوده است. از آثار منتشر شده وی آهنگسازی برای گروه سازهای ملی، بامداد، بوی نوروز، نوای دریا، ساز نو آواز نو، سه نوازی دستان، دو نوازی دستان، حنایی و شوریده، برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال دو هزار و سه از وزارت فرهنگ فرانسه است. و آثاری که در دست انتشار دارد: آلبوم گل بهشت (با صدای پریسا)، دلباخته (با صدای شهرام ناظری)، ماه عروس (با صدای صدیق تعریف) دوازده نغمه (نت و سی دی) ضرب تار (دو نوازی).
——————————————————————————–
هنگ آفرین – حسین (۱۳۳۱/۸/۸-۱۲۵۵)
هنگ آفرین کمانچه و ویولن می نواخت و با سایر سازهای موسیقی ارتش یا نظامی آشنایی داشت. پدرش عبداله و برادرش اکبر هنگ آفرین بودند. او در دارالفنون تحصیل می کرد. اساتید او میرزاعبداله (سه تار)، درویش خان، م. لومر و م. دویر (درهارمونی) بودند. او با درویش خان برای ضبط صفحه به اروپا رفت. وی آهنگهای بسیاری ساخته است. درضمن ردیف موسیقی ایرانی را برای ویولن و پیانو با همکاری ابراهیم آژنگ منتشر کرد.
——————————————————————————–
هرمزی – سعید ( ۱۳۵۵/۱۰/۸-۱۲۷۶)
در تهران متولد شد. هرمزی سه تار می نواخت و ردیف موسیقی ایرانی تدریس می کرد . پدرش حسین سقط السلطنه بود. اساتیدش برادرش شاهزاده ابوالفتح میرزا و درویش خان(دو سال) بودند. دوستش امیر قاسمی (خواننده) بود که بهمراه وی کارهای بسیاری اجرا کرده است. او برای فعالیتهایش در سال ۱۳۰۷ وارد رادیو و تلویزیون شد. او در کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران تدریس می کرد، در ضمن ردیف درویش خان را برای سه تار ضبط کرده است.
——————————————————————————–
تاج اصفهانی – جلال(۱۳۶۰/۹/۷-۱۲۸۲)
در اصفهان به دنیا آمد. تاج خواننده و شاعر بود. پدرش شیخ اسماعیل تاج الواعظین منیری بود. اساتید تاج: پدرش، سیدعبدالرحیم، نایب اسداله، میرزاحسن سعادت ساز (خضوعی)، حاج عندلیب و حاج شاطر حاجی بودند. از دوستان جلال تاج اصفهانی می توان به ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، ارسلان درگاهی، حسن کسائی، علی اکبر شهنازی، جلیل شهناز، علی تجویدی و حسین یاحقی اشاره کرد. از شاگردانش می توان علیرضا افتخاری، علی اصغر شاه زیدی و مرتضی شریف را نام برد. او صفحه و کاستهای بسیاری با حسن کسائی، جلیل شهناز و مرتضی محجوبی ضبط کرده است. همچنین کنسرتهایی نیز با علی اکبر شهنازی و ارسلان درگاهی اجرا کرده است.
——————————————————————————–
تهرانی – حسین (۱۳۵۲/۱۲/۷-۱۲۹۰)
در تهران به دنیا آمد. تهرانی تنبک می نواخت. در فعالیت ها و کارهایش تکنیکهای بسیاری در ساز تنبک پایه گذاری کرد. حسین تهرانی برای تنبک متد آموزشی تدوین کرد که در قدیم وجود نداشت. او یکی از اساتید مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران بود. اساتیدش حسین اسماعیل زاده، رضا روانبخش، مهدی قیاسی، کنگرلو، روح اله خالقی ( ریتم خوانی)، ابوالحسن صبا ( تکنیکهای تنبک) بودند. در ادامه فعالیت هنری خود به رادیو رفت و در ارکستر رادیو به نواختن تنبک مشغول شد. او در مدرسه موسیقی وزیری نیز تنبک درس می داد. از شاگردانش می توان محمد اسماعیلی، هوشنگ ظریف، مهرورزان و جمشید شمیرانی را نام برد. او برای اجرای کنسرت با گروه حسین دهلوی به کشورهای دیگر رفت. همچنین کنسرتهایی با فرامرز پایور نیز اجرا کرده است.
——————————————————————————–
تجویدی – علی (۱۲۹۸/۸/۱۵)
در تهران متولد شد. تجویدی نوازنده ویولن و آهنگساز می باشد. پدرش هادی خان تجویدی بود. اساتیدش ظهیرالدینی (فلوت)، سپهری ، حسین یاحقی (۲ سال)، ابوالحسن صبا (۸ سال)، هوشنگ استوار (هارمونی و ارکستراسیون)، اسماعیل قهرمانی، رکن الدین مختاری، موسی معروفی و محمد ایرانی مجرد بودند. او کاستها و سی دی های بسیاری ضبط کرده و کنسرتهای بسیاری را در ایران و کشورهای دیگر اجرا کرده است. تجویدی عضو جامعه آهنگسازان جهان است. او ردیف موسیقی را برای ویولن تنظیم و کتابهای بسیاری برای موسیقی ایرانی منتشر کرده است
——————————————————————————–
تهماسبی – ارشد(۱۳۳۶/۱۰/۲۸)
در شهر الیگودرز، در استان لرستان به دنیا آمد. دوران کودکی و تحصیل را در سنندج، همدان و تهران گذراند. اولین اساتید او در ساز تار، کاظم لباسی و سیاوش دیهیمی بودند. پدرش از دوستان محمدرضا لطفی بود و ارشد مقدمات موسیقی را نزد محمدرضا لطفی فرا گرفت. او برای ادامه موسیقی به تهران رفت. وی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران در کلاسهای لطفی و هوشنگ ظریف شرکت می کرد. تهماسبی در سال ۱۳۵۸وارد دانشگاه موسیقی تهران شد ولی بعد از یک سال دانشگاه را ترک کرد. وی در سال ۱۳۶۰عضو گروه چاووش شد. او درچاووش با حسین علیزاده، محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان همکاری کرد و آهنگهای بسیاری با آنها در کانون چاووش ضبط کرده است. استاد دیگر او حسین علیزاده بود. ارشد در سال ۱۳۶۰کلاسهای آموزش تار و سه تار تشکیل داد. او موسیقی را به افراد بسیاری تعلیم داد. وی با حسین علیزاده در زمینه همنوازی در بسیاری از کارها همکاری کرده و کنسرتهای بسیاری اجرا کرده است. ارشد تهماسبی و حسین علیزاده اولین موسیقیدانهای ایرانی هستند که دونوازی تار اجرا کردند. وی با علیزاده در کاستهای شورانگیز، راز و نیاز، صبحگاهی، دلشدگان و همنوایی همکاری کرده است و همچنین کنسرتهای بسیاری با علیزاده در اروپا و امریکا اجرا کرده است. او با حسین علیزاده در انتشار کتاب، چهل قطعه برای تار و سه تار، همکاری کرد. ارشد تهماسبی کتابهای بسیاری برای موسیقی ایرانی منتشر کرده است و کاستها و سی دی های بسیاری نیز در این زمینه ضبط کرده است: ردیف آوازی (موسیقی سنتی ایرانی مربوط به ردیف آوازی محمود کریمی در ۵ کاست)، قطعات درویش خان (یک کاست و یک سی دی )، قطعات رکن الدین مختاری (یک کاست و یک سی دی) ، آهنگهای عارف قزوینی، سه چهار مضراب (از ساخته های خودش است)، برنامه دشتی (یک کتاب از موسی معروفی)، پنجه دشتی (تصنیف های عارف و قطعات ابوالحسن صبا، یک کاست و یک سی دی)، صد رنگ رنگ (صد رنگ از موسیقی ایران، ۴ کاست و یک سی دی)، دلدار (از ساخته های خودش است، یک کاست و یک سی دی)، عشق ماند (از ساخته های خودش). مهمترین فعالیت وی در سال های اخیر، ایجاد مرکزی برای معرفی ساز تار بود، به نام جایگاه تار. در این مرکز سازهای قدیمی، وسایل شخصی اساتید تارنواز، مضراب های تارنوازان قدیم، اسناد تاریخی موسیقی ایران و… موجود است.
آکاردئون بایان نوعی ساز بادی است که در کشور آرژانتین محبوبیت خاصی دارد و از عناصر کلیدی ارکستر تانگو به شمار می رود. مخترع اصلی Heinrich Band آلمانی تبار است که این ساز را به منظور استفاده در موسیقی مذهبی و موسیقی عامه پسند روز در مقابل ساز مشابه ای به نام concertina یا Konzertina به معنی ارگ دستی ، ساخت .

مهاجرین آلمانی در اوایل قرن بیستم، بایان را به همراه خود به آرژانتین آوردند و آن را با سازهای محلی آرژانتین ترکیب نمودند. بایان مانند دیگر انواع آکاردئون با استفاده از دو دست، با باز و بسته کردن بخش ارتجاعی ساز و فشار هم زمان یک یا چند دکمه با انگشتان، نواخته می شود.
برخلاف آکاردئون های پیانویی، بایان کلاویه دار نیست اما در طرفین آن دکمه هایی وجود دارد که بیشتر آنها در حالت باز و بسته بودن ساز، نت های متفاوتی را تولید می کنند.
از آنجائیکه کلیدهای سمت راست و چپ نیز با هم متفاوتند، بنابراین در مجموع چهار حالت مختلف برای کلیدها وجود دارد که برای نواختن این ساز، یادگیری آنها لازم است؛ به علاوه برحسب اینکه بایان به روش آرژانتینی یا آلمانی کوک شده باشد، در نت هایی که توسط کلیدها تولید می شود تفاوت وجود دارد.
آکاردئون بایان مشتق شده از سازی آلمانی به نام Konzertina است که در سال ۱۸۴۵ ساخته شده؛ اولین آکاردئون بایان، که در واقع Konzertina ای با بیش از ۷۰ دکمه بود، در سال ۱۸۵۶ ساخته شد. طی سالیان متمادی این ساز در کشور آلمان دستخوش تغییرات بسیار شده و در سایزها و مدل های مختلف عرضه گشته است.
از معروفترین مدل های بایان می توان به “Reinlander ” اشاره کرد که در اواخر قرن بیستم به آرژانتین آورده شد و همچنین ” Chemnitze” که توسط مهاجرین لهستانی به کشور آمریکا وارد شد. در آن زمان بسیاری از کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی، بخش عمده ابزار و آلات مورد نیازصنعت موسیقی کشورشان را از آلمان خریداری می نمودند، انواع مختلف آکاردئون نیز در کشورهایی چون برزیل و کلمبیا مورد استفاده قرار می گرفت.
بایان به سرعت در بوینس آیرس جای خود را باز کرد و به سمبل تانگو تبدیل شد، هرچند این ساز هیچگاه در کشور آرژانتین ساخته نشد. اکثر بایان ها توسط فردی به نام ALFRED ARNOLD در آلمان ساخته می شد.
بایان آرژانتینی یک ساز دو صدایی با ۷۲ دکمه است، هر دکمه در حالت باز یا بسته بودن آکاردئون نت متفاوتی را اجرا می کند. ۳۷ دکمه در سمت راست برای نت های ملودی (melody notes) و ۳۵ دکمه در سمت چپ جهت اجرای نت های باس (notes bass) قرار گرفته است. در سال ۱۹۲۵ یک نوازنده آکاردئون ایتالیایی الاصل به نام Charles Peguri که ساکن کشور پاریس بود، آکاردئونی طراحی کرد که در آن هر دکمه بدون توجه به حالت باز یا بسته بودن ساز یک نت خاص را اجرا می نمود.
این ساز که ” chromatic” نامیده می شد، در کلیه اجراهای تانگوی کشور فرانسه به کار گرفته می شد. آستور پیازولا در زمره نوازندگان چیره دست این ساز است که نامش مهر” ساز تانگو” را بر آکاردئون بایان حک کرده است

.
قیچک لفظی ترکی است و به معنی آواز با گریه و ته گلو می باشد. در نوشته ها, از سابقه حضور قیچک در دوره های ساسانی و دوره ای بعدی صحبت شده است.
نمونه ای از نوازندگی قیچک
استاد روحالله خالقی در توضیح سابقه کمانچه اشاره میکنند که در ایران قبل از اسلام, سازی موسوم به غژک یا غژ معمول بوده است. ایشان ذکر میکنند که خود این ساز را در بلوچستان در شهرهای داورپناه و ایرانشهر دیدهاند که غیچک نامیده میشده است.
طبق نظر استاد خالقی, غیچک سازی است شبیه به کمانچه با آرشه (کمانه) که از چند تار مو تشکیل شدهاست و تعداد سیمهای آن را بیشتر از کمانچه ذکر میکنند. به اعتقاد ایشان این ساز با غیچک اصلی تفاوت دارد و در گذشته بیش از ۲ سیم نداشتهاست. حتی طبق نوشته «لاند» در کتاب تجسس گامهای غرب این امکان وجود دارد که این ساز در گذشته آرشهای نبوده باشد. فارابی هم در کتاب خود به غیچک اشارهای نمیکند ولی از رباب یاد میکند که شبیه به غیچک است و بدون کمان نواخته میشود.البته ساختار رباب و قیچک امروزه تفاوت بسیاری با هم دارد. در فرصتهای آتی به بررسی ساز رباب هم خواهیم پرداخت.
جنس قیچک از چوب توت است. امروزه شکم این ساز از دو قسمت مجزا از یکدیگر تشکیل یافته، قسمت تحتانی کوچک تر و به شکل نیم کره است که بر سطح مقطع جلو پوست کشیده شده و روی پوست خرک ساز قرار دارد. قسمت بالائی بزرگ تر، مانند چتری روی قسمت تحتانی قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحی منحنی از عقب به هم اتصال یافته اند و در نتیجه در جلو یا بین دو قسمت حفره ای تشکیل شده است. سطح جلوئی قسمت بالا، جز در ناحیه وسط که زیر گردن ساز قرار گرفته به صورت دو شکاف پهن باز است. دسته ساز تقریبا در نصف طول خود روی شکم قرار گرفته و نیمه دیگر در بالا به جعبه گوشی ها متصل است و دسته فاقد «دستان» (پرده) است.
سر متشکل است از جعبه کوچک (محل قرار گرفتن چهار گوشی، هر دو گوشی در یک طرف آن) و یک زائده منحنی شکل برای آویختن ساز که کمی به عقب برگشته و جهتی افقی یافته است.
قیچک اساساً جزو دسته سازهای محلی بوده که در سال های قبل از انقلاب و با حمایت وزارت فرهنگ و هنر وقت, به شهر آورده شده و نه تنها ساختمان و کوک آن را تکمیل و تنظیم کرده اند، بلکه آن را به سه اندازه مختلف «قیچک سوپرانو» به طول ۵۶/۵سانتیمتر، «قیچک آلتو» (۶۳سانتیمتر)، و «قیچک باس» به همان نسبت بزرگ تر ساخته اند .تمام انواع بالا چهار سیمه است.
طول سیم مرتعش در قیچک سوپرانو=۳۵/۵، در قیچک آلتو = ۳۷/۵ و قیچک باس ۷۰ سانتیمتر است. وسعت هر یک از انواع حدود سه اکتاو است. قیچک سوپرانو, سازی است که قابلیت تکنوازی و همنوازی هر دو را حائز است ولی دو نوع بعدی (آلتو و باس) بیشتر به منظور همنوازی در ارکستر به کار می رود. آرشه قیچک، پس از استاندارد شدن ساز عینا همان آرشه ویولون است.
قیچک از انواع سازهای محلی است که در سالهای اخیر به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و همانطور که استاد خالقی اشاره کردهاند بیشتر در نواحی جنوب شرقی ایران معمول است و در آن نواحی حتی، طبق عقیده و سنت اهالی، برای معالجه امراض به کار می رود. در سطح فوقانی شکم و پشت دسته سوراخ و حلقه ای است که دو تسمه بر آن الصاق می شود: یکی از تسمه ها را به کتف چپ و دیگری را به کمر می بندند و ساز در موقع نواختن تقریبا آزاد و آویزان می شود. اما نوازندگان شهری تمایل به استفاده از این تمهید ندارند. کوک قیچک محلی ثابت نیست ولی مسلم این که سیم ها تقریبا هیچ وقت نسبت به یکدیگر فاصله پنجم نداشته اند. آرشه (کمانه) در اصل (نوع محلی آن) شبیه به آرشه کمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ویولون و ویولنسل در نواختن نوع شهری آن استفاده می شود.
از بین هنرمندانی که تا به حال در گروههای مختلف قیچک نواختهاند میتوان به استاد رحمتالله بدیعی، خانمها پروین صالح، پروین شکالور، زندهیاد حسین فرهادپور و اردشیر کامکار اشاره کرد
پاکو دلوسیا نوازنده اسپانیایی برای اسم آلبوم خود “زریاب” را انتخاب کرده است . زریاب نام یکی از موسیقیدانان بزرگ ایرانی است که در ز مان حکومت عباسیان ظهور کزد . وی همدوره ابراهیم موصلی و فرزندش اسحق از بزرگترین مو سیقیدانان دربارعباسیان بود.

ابراهیم موصلی فرزند ماهان فرزند بهمن ، فرزند پشنگ که همگی از کشاورزان ارجان شیراز بودند در کوفه بدنیا آمد. وی موسیقی را نزد یک زرتشتی به نام جانویه که در شهر ری زندگی می کرد فرا گرفت و در همین شهر بود که با دختری به نام شاهک رازی وصلت کرد که حاصل فرزندی بود به نام اسحق . میگویند گوش موسیقی ابراهیم چنان قوی و حساس بود که اگر در میان سی نوازنده کوک یکی از آنها نا برابر بود وی آن را بخوبی در میافت. اما ابولفرج اصفهانی نویسنده کتاب اغانی فرزند وی اسحق موصلی را به دریا و موسیقیدانان دیگر به نهر و جوی آب تشبیه کرده است . وی همچون پدر از مقربان دربار هارون الرشید بود و نزد مامون نیز صاحب منزلتی رفیع بود . معتصم خلیقه درباره وی گفته است: ” هرگاه که اسحق آواز میخواند به نظرم چنین می آمد که کشور من وسیعتر میشود” از افتخارات اسحاق تربیت شاگردی چون زریاب است.
زریاب (اواخر قرن هشتم میلادی ) موسیقی این منطقه را به شمال آفریقا و اسپانیا برد و در آنجا رواج داد. اسپانیائیها وی را مخترع گیتار می دانند . وی سیم پیچی بر عود افزود و می گویند که ده هزار آواز را باآهنگشان از بر داشت. وی تا آخر عمر در کوردوبا از شهرهای اسپانیا میزیست و در آنجایک مدرسه موسیقی بنا نهاد و تاثیر بسزایی در موسیقی اندلس داشت ابن خلدون عالم فلسفه تاریخ و مورخ مغربی در باره این شاعر ، خواننده و نوازنده بزرگ چنین می گوید:” موصلیان (ابراهیم و اسحق موصلی ) غلامی داشتند که نام او زریاب بود او فن مو سیقی را از آنان فراگرفته و در آن مهارت یافته بود . از این رو موصلیان به وی رشک بردند و اورابه مغرب گسیل داشتند.
زریاب به درگاه حکم بن هشام بن عبد الرحمن داخل امیر اندلس رسید . و او در گرامی داشتن زریاب مبالغه کرد و به دیدار او شتافت و به وی جایزه های عالی بخشید و اقطاعها مقرریه برای اوتعیین کرد ، و وی را به بارگاه دولت و در میان ندیمان خویش به پایگاهی بلند رسانید . از این رو در اندلس هنر موسیقی به سبب زریاب پیشرفت شایان کرد و پس از وی تا روزگار ملوک طوایف یادگارها و آثار او همچنان باقی و متداول بودو از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد . چنانکه در اشپیلیه (اسپانیا) نمونه های هنری وی بدانسان توسعه یافت که همچون دریایی بیکران بود و پس از زایل شدن رونق و شکوهش آن شهر یادگارهای هنری زریاب از آنجا به کشورهای ساحلی افریقا و مغرب منتقل شد و در شهر های آن سرزمین تقسیم گردید . و با آنکه عمران و تمدن افریقا به قهقرا بازگشته و دولتهایشان رو به نقصان می روند هنوز هم بقایای هنری زریاب در آن سرزمین یافت میشود.
شاید در یک تقسیم بندی ابتدایی بتوان گیتار ها را به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد :
الف : گیتار آکوستیک (acoustic ) ب : گیتار الکتریک(electric)
در تقسیم بندی اول تشدید صدا توسط انباره چوبی صورت میپذیرذ و در تقسیم بندی دوم علت تشدید صدا پیک آپ (pick up)میباشد البته پیک آپ یک سیم پیچ میباشد که در مرکز آن یک آهنربای دائم قرار گرفته است و سیم فلزی به علت ارتعاش در میدان مغناطیسی سبب ایجاد الکتریسیته میشود که به آمپلی فایر انتقال پیدا کرده و تقویت میگردد.
البته هر کدام از موارد بالا به مدلهای مختلفی به شرح زید تقسیم بندی میگردند:
الف : گیتار آگوستیک به دو دسته کلی تقسیم میگردد :
گیتارهایی که دارای سیمهای نایلونی میباشند :که به دو شکل کلی کلاسیک و فلامنکو (اسپانیش ) تولید میگردند که از نظر ظاهری بسیار شبیه بوده ولی از نظر صدا متفاوت میباشند.
نوع دیگر گیتارهای آگوستیک گیتارهائی میباشد دارای سیمهای فلزی میباشند و به دو شکل کلی گیتارهای فولک و جز میباشند.
ب : گیتار الکتریک نیز به د و دسته کلی تقسیم میشود :
گیتار الکتریک معمولی که دارای شش سیم بوده و به شکل گیتارهای آگوستیک کوک میگردد .
و گیتار باس که دارای چهار سیم خیلی بم بوده که بشکل چهارم درست نسبت به یکدیگر کوک میشوند (می ، لا ، ر ، سل ) و نتهای آن با کلید فا نوشته میشود.
البته تلفیقی از دو گیتار فوق نیز ساخته میشود به اسم گیتارهای الکترو آگوستیک که غالبا به شکل کات اوی (cutaway) میباشد یعنی قسمت بدنه گیتار مقداری انحنا خاص داشته تا راحتتر بتوان از فرتهای دوازده به بعد استفاده کرد.و دارای پیک آپ خاصی برای تقویت صدا میباشند
.
سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.
این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در امریکا زیتر می نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند.
ساز سنتور در تعدادی از جمهوری های سابق شوروی مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست.
همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.
عبدالقادر مراغه ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می بستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک می کردند.
نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده است:
کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است
فاخته نای زن و بربط شده تنبور زنان
سنتور سازی کاملا ایرانی است که ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده شد، سنتور سازی جعبه ای به شکل ذوذنقه است که به روی سطح آن دو ردیف خرک تعبیه شده و از زوی هر خرک ۴ رشته سیم هم کوک عبور داده شده است.
سنتورهای معمولی دارای ۹ خرک می باشند و وسعت صدایشان اندکی بیشتر از ۳ اکتاو است و نوازنده در اجرای دستگاه های مختلف موسیقی سنتی کوک ساز را تغییر می دهد و یا محل خرک ها را پس و پیش می نماید.
سنتور یا شاهان تور از جمله سازهای کاملا شرقی است. شکل سنتور اقتباسی از کشتی است و سیم های آن برگرفته از تور ماهیگیری و صدا، صدای برخورد امواج دریا به صخره هاست.
سنتور در زمانهای گذشته به ابعاد مختلف ساخته می شد که تا امروز به شکل های استاندارد سل کوک و لا کوک درآمده است.
سنتور در طی سالیان و در پی مهاجرتها و رفت و آمدهای فرهنگی به کشورهای دیگر برده شد .از آن جهت گروهی بر این عقیده اند که سازهایی چون ارگ و پیانو که از نظر صدادهی صدایی چون سنتور دارند الگوهایی کامل شده از این سازسنتی ایرانی هستند و در طی سالیان و قرون متمادی دوره تکامل خود را پیموده و امروزه خود به سازهای مستقلی تبدیل گشته اند اما برخلاف این سازها که در مسیر تکامل گام برداشته بودند.
ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می شد، امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرکی و سنتور لا کوک نیز ساخته می شود.
سنتور ۱۱ خرک سنتور چپ کوک نامیده می شود در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می شود صدای ساز یک پرده بم تر می گردد.
سنتور ۹ خرک رایج ترین نوع سنتور است که سنتور سل کوک نامیده می شود و نت های ردیف براساس آن نوشته شده است در سنتور ۹ خرک چنانچه براساس کوک تنظیم شود به ترتیب سیم ها از پایین بر مبنای می-فا- سل کوک می شوند و مناسب برای گروهی و ارکستر است.
شاز سنتور برای ردیف موسیقی سنتی و نیز برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرکهای معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده است.
معادل نصف عمر تمرین سنتور نوازان به کوک کردن آن می گذرد چون ضربه های مداوم مضراب روی سیم ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم ها کوک را به هم می زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود از این رو سنتور سازی شناخته می شود که در عین زیبایی بسیاری از عوارض طبیعی می تواند روی صدا و کوک ان تاثیر بگذارد و حتی نوازنده های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می گذارد.
نقل شده است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است.
رباب ساز معروف مردم فارس و خراسان است. و آن سازی بود که بعضی بر آن سه وتر بندند و بعضی چهار و بعضی پنج و اوتار آن مزوج ( جفت ) بندند ((چنانکه هر دو وتر را حکم یک وتر باشد و اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد. رباب از الات (( ذوات الاوتار مقیدات )) است))
رباب در عربی به فتح و در فارسی به ضم راء تلفظ میشود.
رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند
که هوش و گوش به پیغام اهل راز کنید (حافظ)
من دوش به کاسه رباب سحری
می نالیدم ترانه کاسه گری (مولوی)
((کاسه رباب بیشتر از چوب زرد آلو می سازند و اول آن را در شیر می جوشانند یا در آب گرم ، اما شیر بهتر باشد تالیونت بیشتر حاصل شود و در وقت نقر کاسه آسان تر بود . رباب ۶ وتر دارد . از سه نوع ابریشم اول ریز که اغلظ اوتار است و دوم حاد که نسبت با زیر ادق است و سیوم مثنی که نسبت با حاد ادق است ))
(( رباب به ویژه در خراسان محبوبیت داشته است . هر چند اعراب نیز ازین ساز آن قدر حمایت کردند تا سرانجام آن را به یک ساز ملی مبدل ساختند . واژه رباب نزد اعراب گویای چندین ساز زهی آرشه دار بوده است که ظاهرا نوعی از آن که رویه صاف و مسطح داشته به ارباب ملی اعراب تبدیل شده بود و به همین سیاق ایرانیان نیز رباب خود را (( کمانچه )) می نامیدند و آن را نام عام سازهای زهی کشیدنی خود قرار داده اند . نوع خاص و قابل تشخیص دیگر رباب ایرانی غیشک ( برابر شوشک ) اعراب است ))
دو زلفونت بوه تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم (بابا طاهر )
(( رباب در ایران و مخصوصا در خراسان از قدیم معروف و معمول بوده و با وجود اینکه بعضی از نویسندگان عرب در سدر اسلام از آن نام برده اند نخستین کسی که درباره آن به تفصیل سخن میگوید حکیم بزرگ ابو نصر فارابی است . رباب کلمه ای است که در سالهای اخیر به سازهایی که با کمانه می نوازند اطلاق می شود ولی به احتمال قوی این ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن یا زخمه می نواختند و به تحقیق نمی توان گفت که در چه تاریخی به صورت ساز آرشه ای در آمده است .
● در کشور های خاور میانه و نزدیک هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :
۱) رباب با کاسه مربعی شکل
۲) رباب با کاسه استوانه ای
۳) رباب با کاسه کشتی یا کشکول
۴) رباب با کاسه گلابی شکل
۵) رباب با کاسه کروی شبیه به کمانچه کنونی ایران
۶) رباب با کاسه ای شبیه سه تار یا تنبور کنونی
۷) رباب با کاسه ای بیضی شکل
رباب فعلی که در جنوب شرقی ایران باقی مانده از دسته آلات زهی مضرابی است که دارای ۱۸ سیم است . سیم ها در انتها به یک دکمه متصل شده و پس از عبور از خرک موازی هم در امتداد دسته ساز به گوشیها متصل میشوند . این ساز دارای جعبه بزرگتر پوست کشیده شده است و روی آن خرک قرار دارد که سیم های اصلی و فرعی از روی آن عبور میکنند . دسته ساز از چوب است و در روی آن سه یا چهار پرده از زه قرار دارد .
در روی دسته که تعدادی روی جعبه دوم قرار گرفته سوراخهای زیادی به شکلهای مختلف کنده شده است . این جعبه فقط برای اضافه کردن طنین بیشتر ساز است . رباب دارای ۶ سیم زه ای اصلی است که به گوش ها متصل است و اضافه بر این ۱۲ سیم فلزی فرعی دارد که برای کمک به طنین صدای اصلی است و این سیمها به وسیله ۱۲ خرک کوچک عاجی به گوشیها که به بدنه ساز نصب شده متصلند . برای نواختن ساز را روی زانو قرار میدهند و با مضرابی که به شکل مثلث است بر سیم ها ضربه وارد میکنند.
هوشیار زمن فسانه ناید
مانند رباب بی کمانه (مولوی)
افغان ها به ساز ساده رباب ، قیچک می گویند . رباب واژه ای ایرانی است که به تعداد زیادی از ساز های متفاوت زهی می گویند . این ساز در گذشته با کمان و در حال حاضر با مضراب نواخته می شود . در پاکستان و شمال هند در گذشته حداقل به ۲ نوع ساز عود مانند رباب می گفته اند که یکی از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همین نام متداول است .
سازی است از خانواده آلات موسیقی کوبه ای فلزی . همچنانکه فرنگیها به آن مثلث یا تری آنگل (triangle) می گویند در ایران نیز مثلث نامیده می شود .
ساختمان این ساز تشکیل می گردد از یک استوانه باریک فلزی که به شکل مثلث در آمده است ( یکی از سه راس مثلث آزاد است ) . این مثلث را با ریسمانی به پایه ای آویزان می کنند و با میله ای از همان جنس ، به آن ضربه وارد می کنند .
نوازنده می تواند با چگونگی وارد کردن ضربه به مثلث ، از ملایمترین صوت ( یعنی( pp تا قویترین صوت )یعنی( ff و همچنین اصوات ریز و پشت سر هم که به آن ترمولو ( tremolo ) می گویند را استخراج کند . صدا در این ساز نامحدود است و با تمام گامها می تواند همنواز شود .
ویولن ساز زهی آرشهای است. این ساز کوچکترین عضو خانواده ویولن است. برای نواختن معمولا روی شانه چپ قرار میگیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته میشود.
سیمهای ویولن از زیرترین تا بمترین سیم به ترتیب زیر کوک میشوند: می سیم اول، لا سیم دوم، ر سیم سوم، سل سیم چهارم. بنابراین اصوات سیمهای مجاور نسبت بهیکدیگر فاصله پنجم را تشکیل میدهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را حاصل کند. جالب این که در عربی ویولن را با نام فارسی «کمان» مینامند.
.jpg)
نوازندگی ویولون
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را شاه سازها گفته اند. وجهه جهانی ویولن را میتوان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید.
این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس میکند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطافپذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند.
برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب
پیشینهٔ ساز
ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونههای که ساخته میشود از ۵۸ قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شدهاند و وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است.
از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس.
تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولنهای آنتونیو استرادیواریس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا میتوان گفت پختگی.
یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد.
قطعات ویولون
خرک (در جلو)، سیمگیر (جسم سیاهرنگ در عقب) و سیمهای ویولون
قسمتهای ساز ویولن عبارتند از:
آرشه:
یا کمان ترکهای چوبی است که رشتههای موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده است.
تنه:
جعبهای که ما بین طبله (تخته روئی)، زیره (تخته زیرین) و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیمها، چوب آبنوس تکیه گاه سیمها، خرک، سیمگیر و دو شکاف قرینه به شکل f قرار دارد.
دسته یا گردن:
در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی ختم میشود که سیمها در درون آن به دور گوشیهای کوک پیچیده میشوند.
خرک:
بین سیمها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیمها آن را عمودی نگهمیدارد. نقش خرک آن است که ارتعاش سیمها را به طبله و به جعبه ویولن منتقل کند. و نیز در داخل جعبه میلهای چوبی تقریباً زیر خرک، اندکی بلندتر از جدار طرفی قرار داده شده که شکل گرده ماهی، طبله و زیره را حفظ کند.
سیم گیر:
از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است. به دکمهای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند میشود.
سیمها:
سیمها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیهگاه سیمها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیمگیر مهار میشوند. سیمهای ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته میشد. امروزه در سیمهای بمتر، روی روده سیم فلزی نازکی میپیچند و در سیمهای زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده میشود
آکاردئون بایان نوعی ساز بادی است که در کشور آرژانتین محبوبیت خاصی دارد و از عناصر کلیدی ارکستر تانگو به شمار می رود. مخترع اصلی Heinrich Band آلمانی تبار است که این ساز را به منظور استفاده در موسیقی مذهبی و موسیقی عامه پسند روز در مقابل ساز مشابه ای به نام concertina یا Konzertina به معنی ارگ دستی ، ساخت .
مهاجرین آلمانی در اوایل قرن بیستم، بایان را به همراه خود به آرژانتین آوردند و آن را با سازهای محلی آرژانتین ترکیب نمودند. بایان مانند دیگر انواع آکاردئون با استفاده از دو دست، با باز و بسته کردن بخش ارتجاعی ساز و فشار هم زمان یک یا چند دکمه با انگشتان، نواخته می شود.
برخلاف آکاردئون های پیانویی، بایان کلاویه دار نیست اما در طرفین آن دکمه هایی وجود دارد که بیشتر آنها در حالت باز و بسته بودن ساز، نت های متفاوتی را تولید می کنند.
از آنجائیکه کلیدهای سمت راست و چپ نیز با هم متفاوتند، بنابراین در مجموع چهار حالت مختلف برای کلیدها وجود دارد که برای نواختن این ساز، یادگیری آنها لازم است؛ به علاوه برحسب اینکه بایان به روش آرژانتینی یا آلمانی کوک شده باشد، در نت هایی که توسط کلیدها تولید می شود تفاوت وجود دارد.
آکاردئون بایان مشتق شده از سازی آلمانی به نام Konzertina است که در سال ۱۸۴۵ ساخته شده؛ اولین آکاردئون بایان، که در واقع Konzertina ای با بیش از ۷۰ دکمه بود، در سال ۱۸۵۶ ساخته شد. طی سالیان متمادی این ساز در کشور آلمان دستخوش تغییرات بسیار شده و در سایزها و مدل های مختلف عرضه گشته است.
از معروفترین مدل های بایان می توان به “Reinlander ” اشاره کرد که در اواخر قرن بیستم به آرژانتین آورده شد و همچنین ” Chemnitze” که توسط مهاجرین لهستانی به کشور آمریکا وارد شد. در آن زمان بسیاری از کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی، بخش عمده ابزار و آلات مورد نیازصنعت موسیقی کشورشان را از آلمان خریداری می نمودند، انواع مختلف آکاردئون نیز در کشورهایی چون برزیل و کلمبیا مورد استفاده قرار می گرفت.
بایان به سرعت در بوینس آیرس جای خود را باز کرد و به سمبل تانگو تبدیل شد، هرچند این ساز هیچگاه در کشور آرژانتین ساخته نشد. اکثر بایان ها توسط فردی به نام ALFRED ARNOLD در آلمان ساخته می شد.
بایان آرژانتینی یک ساز دو صدایی با ۷۲ دکمه است، هر دکمه در حالت باز یا بسته بودن آکاردئون نت متفاوتی را اجرا می کند. ۳۷ دکمه در سمت راست برای نت های ملودی (melody notes) و ۳۵ دکمه در سمت چپ جهت اجرای نت های باس (notes bass) قرار گرفته است. در سال ۱۹۲۵ یک نوازنده آکاردئون ایتالیایی الاصل به نام Charles Peguri که ساکن کشور پاریس بود، آکاردئونی طراحی کرد که در آن هر دکمه بدون توجه به حالت باز یا بسته بودن ساز یک نت خاص را اجرا می نمود.
این ساز که ” chromatic” نامیده می شد، در کلیه اجراهای تانگوی کشور فرانسه به کار گرفته می شد. آستور پیازولا در زمره نوازندگان چیره دست این ساز است که نامش مهر” ساز تانگو” را بر آکاردئون بایان حک کرده است
نی از ساده ترین و طبیعی ترین سازهای موسیقی بادی است که با روئیدن از زمین پیوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفی از آن استفاده کرده است. ملل قدیمه نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای مختلف بادی ساختند و در صلح و جنگ به کار بردند.
مولفین کتابهای موسیقی قدیم طبیعی ترین و کاملترین آلات موسیقی را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن آلات ذوات النفح به ویژه نی را از جهت تشابهی که نی و حلق انسان در ایجاد نغمات دارند.
نی به سبب سادگی و سهولت اجرای صداهای و آسانی حمل و نقل و یافت شدن در طبیعت تنها سازی است که دسترسی به آن در همه جا و برای همه کس امکان پذیر بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار می گرفته است .
نی را در ایران کوتاه و بلند می ساختند و کامل آن به هفت بند معروف بوده است. یعنی دارای هفت سوراخ است که شش تای آنها در یکسو و یکی از سوراخها در پشت نی قرار دارد.
ساز نی را نمی توان کوک کرد و وسعت صدای آن حدود دو اکتاو و نیم است.
نی را یکی از سازهای عرفانی می نامند و اگر خوب نواخته شود حتی حیوانات را هم تحت تاثیر قرار می دهد.
هارپ نام سازی است که در ایران به آن چنگ می گوییم چنگ یکی از قدیمترین سازها و متعلق به حدود۱۲۰۰ سال قبل از میلاد است اولین بار مصری ها و ایرانی ها و دیگر ملل متمدن دنیا آن را مورد استفاده قرار دادند
ولی بعدها نواختن این ساز متروک شد تا دوباره در قرن ۱۵ و۱۶ در آلمان استفاده شددر گذشته ، این ساز، به صورت چنگی قابی بود که بین قرن هشتم و دهم میلادی ظاهر شد و تا اواسط قرن پانزدهم میلادی به وسیله نوازندگان دوره گرد در تمام اروپا مورد استفاده قرار می گرفت.
در قرن ۱۸ میلادی هوخ بروکر در باویر به فکر تکمیل و از بین بردن نقص های هارپ افتادند. او چند دستگاه هارپ پدال دار را که وسعت صدای آنها۳ اکتاو بود، ساخت.
پس از آن گویفرد ، لورت و نادرمان و دیگران تلاش کردند تا ساخته بروکر را کاملتر کنند؛ اما موفقیت چندانی به دست نیاوردند، علت آن هم تعداد پدالهای این ساز بود
که نواختن آن را برای نوازندگان دشوار می کرد بنابراین گوزینو در سال ۱۷۸۲ برای این که تعداد پدال ها را کم کند، پدال دوبله دو تایی را طراحی کرد
اما اجل مهلتش نداد.در سال ۱۸۱۱ سباستیان ارارد موسیقیدان فرانسوی اختراع هارپ هوخ بروکر را تکمیل کرد و به شکلی ساخت که نمونه آن امروز همه جا متداول است
و “تن ” درخشان و مطبوع دارد.ارارد ساخته خود را با پدال های دوبله اولین بار در لندن به معرض نمایش گذاشت که مورد اقبال و تشویق مردم قرار گرفت.
او پس از این موفقیت به پاریس بازگشت و شروع به ساختن هارپهای جدیدی کرد.
اما با کمی تعداد آنها قیمت این ساز به قدری زیاد بود که فقط توانگران می توانستند آن را بخرند آن هم نه برای نواختن بلکه برای زینت سالنها و به همین علت تاتا سالهای نخستین قرن بیستم مردم تصور می کردند که هارپ، سازی تجملی است.
از سال ۱۹۱۰ به بعد، مردم بتدریج برای نواختن و یاد گرفتن هارپ عشق و علاقه پیدا کردند و اکنون در تمام کنسروارتوارهای بزرگ دنیا کلاس هارپ وجود دارد و شاگردان زیادی مشغول فرا گرفتن این ساز هستند.چنگ ، امروزه یک ساز دائمی ارکسترهای سمفونیک و اپرایی است و بعضی مواقع در گروههای مجلسی بسیار کارآمد است.
این ساز در انواع چنگ ، وراکروز، سانگ ، گاک ، ایرلندی ، کرار، کورا و بریمبو در نقاط مختلف جهان استفاده می شود که بریمبو تنها یک سیم دارد اما برخی از انواع آن بسیار پیچیده است.
اغلب اشخاص گمان می کنند که سیمای هارپ را مثل ویولون پیزیکاتو می نوازند در صورتی که باید برای نواختن آن انگشت را فشار داد و بعد آن را رها کرد و تمام شیرینی لحن هارپ مربوط به همین قسمت است.
تکنیک هارپ بسیار سریع است ولی تا نوازنده طرز فشار انگشتها را یاد نگیرد نباید بیهوده برای تکنیک بکوشد.چنگ ، سازی با وسعت صدای شش و نیم اکتاو است که معمولا۴۶ سیم و هفت پدال دوبله دارد
و مثل گام دیاتونیک پیانو کوک می شود، که به وسیله همین پدال ها می توان گامها را عوض کرد.قدرت کششی این ساز ۷/۱ متری ، که به وسیله زه ها بر روی قاب چنگ دوکاره یا کنسرتی اعمال می شود تا۶۸۰ کیلوگرم است
پیکولو یا فلوت کوچک لوله ای است به طول تقریبی ۳۰ سانتی متر، تعدادی سوراخ، و در نوع جدید آن تعداد زیادتری کلید(هر کلید متشکل از یک یا دو اهرم، میله، فنر، سوراخ گیر و ..)وسعت این ساز حدود سه اکتاو با تمام فواصل کروماتیک معتدل است.
این ساز را معمولا جزو سازهای انتقالی نمی شمارند، اگر چه عملا صدای آن یک اکتاو زیرتر شنیده می شود.
از این ساز دو نوع انتقالی نیز ساخته شده، که اولی به نام فلوت ر بمل نیم پرده و دیگری فلوت می بمل یک پرده و نیم زیرتر از فلوت کوچک معمولی صدا می دهد.
فلوت کوچک از دسته سازهای بی زبانه است.
فلوت پیکولو یکی از سازهای خانواده بادی های چوبی هست که ساختار آن تقریبا مشابه فلوت طراحی شده با این تفاوت که بدنه کوچک تری دارذ و صدای آن هم یک اکتاو زیر از صدای فلوت معمولی ایجاد می شود.
فلوت پیکولو هم مثل فلوت عادی معمولا در گام دو ماژور ساخته می شود, اما در یکی دو گام دیگر نیز وجود دارد. گستره صوتی این ساز دو اکتاو هست که در نت نویسی یک اکتاو پایین تر نوشته می شود. نحوه انگشت گذاری هم باز مشابه فلوت معمولی هست.
آثار تکنوازی برای این ساز خیلی زیاد نیست. اکثرا به عنوان ساز همراه در ارکسترها به کارر فته. ولی در موسیقی کلاسیک می شود به طور محدود آثاری را در گذشته پیدا کرد که از این ساز به عنوان سولو استفاده شده است.
اجرای خیلی از تکنیک های این ساز و بعضی از نت ها مانند فلوت دشوار است.
سازی است از خانواده آلات موسیقی کوبه ای فلزی . همچنانکه فرنگیها به آن مثلث یا تری آنگل (triangle) می گویند در ایران نیز مثلث نامیده می شود .
ساختمان این ساز تشکیل می گردد از یک استوانه باریک فلزی که به شکل مثلث در آمده است ( یکی از سه راس مثلث آزاد است ) . این مثلث را با ریسمانی به پایه ای آویزان می کنند و با میله ای از همان جنس ، به آن ضربه وارد می کنند .
نوازنده می تواند با چگونگی وارد کردن ضربه به مثلث ، از ملایمترین صوت ( یعنی( pp تا قویترین صوت )یعنی( ff و همچنین اصوات ریز و پشت سر هم که به آن ترمولو ( tremolo ) می گویند را استخراج کند . صدا در این ساز نامحدود است و با تمام گامها می تواند همنواز شود .
پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمیتر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord) بود. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشردهشدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربهزدن به کلیدها صدایی نرمتر ایجاد کند، یا با ضربات محکمتر صدایی درشتتر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.
نامگذاری
نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) است، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شدهاست، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید صداهای ملایم و قوی میباشد.
پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آنچه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته میشود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته میشود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگیاست که برای هرچهبهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمهباز توسط پایهٔ کوچکی ثابت میکنند. انواع دیگر پیانو با نامهای پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچکتری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شدهاند.
انواع پیانو:
۱/ پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه ۳۵ درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
۲/ پیانو رویال:
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه ۳۵ درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع ۱۳۵ سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول ۳۰۸ سانتی متر نیز ساخته شده است.
پیانو لا:
در سالهای دهه ۱۸۶۰ میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
ساز مورد علاقه من
عود عطر موسیقی شرق: مهمترین آلت موسیقی که از شرق به غرب رفته بربط یا عود است براساس شواهدی که در دست است ۸ قرن پیش از میلاد نیز در ایران عودی کوتاه وجود داشت و احتمال اینکه این ساز در ایران ساخته شده باشد بسیار زیاد است زیرا نواختن آن از قدیم در میان ایرانیان رایج بوده است
تصویر آلت موسیقی شبیه به عود بر روی نقش برجسته گلی سومری که از سه هزار سال پیش از میلاد باقی مانده نمایان است این ساز که بربط نیز نامیده می شود در میان پارسیان به رود و در میان اعراب به عود معروف بوده است.
برخی معتقدند که بربط از حیره در مغرب فرات در نزدیکی مداین و مرکز تربیت شاهزادگان ساسانی و یا از شهری در آن سامان به نام باب آمده است و به مکان های دیگر رفته و نامهای عود، مزهر، موتروکران به خود گرفته است بعضی نیز “باربد” را سازنده بربط خوانده اند اعراب با تقلید از بربط ایرانی سازی از چوب ساختند و آن را عود نامیدند.
بربط ایرانی گلابی شکل بود که در قرن شانزدهم میلادی دسته ای توخالی و پهن با۷ تا۹ سیم داشت که با کشیدن سیمها یا زخم آن را می نواختند عود در دوره اسلامی در نواحی شمال شرقی فتوحات اسلامی ظاهر شد
سر عود که جای گوشیهای ساز است ، به طرف عقب برگشته و کاسه آن از پوست پوشیده شده است این نوع عود در قرن دهم میلادی در نواحی جنوبی اروپا رایج بود بر منبر چوبی کلیسای سان لئوناردو واقع در آرستری در شهر فلورانس که در همان عهد ساخته شده است
نقش این آلت موسیقی دیده می شود اما عودی که از بسیاری جهات شبیه به “وینا” در هندوستان و “چه این ” در چین است ، عالی ترین نمونه این نوع است این نوع عود برخلاف عود جدید عربی و اروپایی در مراحل ابتدایی خود به شکل گلابی بوده که دسته آن کوچک شده و گردنساز از دیگر قسمتهای آن متمایز نبوده است.
بر اثر نفوذ اسلام در اسپانیا عود به دیگر نقاط اروپا راه یافت در مینیاتورهای اسپانیایی قرن سیزدهم میلادی نقش عود فراوان دیده می شود، اما تاثیر و نفوذ آن در نواحی شمالی اروپا بیشتر بوده است ، زیرا عود هرگز نتوانست آلت موسیقی اسپانیایی به نام “ویهوئلا” را که از دیرباز در این کشور رواج داشت به کلی منسوخ کند دو طرح قدیمی از عود وجود دارد یکی عود شرقی و دیگر عود غربی.
یکی از شکلهای عود در کتاب کنزالتحف است که در حدود۱۳۴۵ میلادی نوشته شده و این شکل در آغاز کتاب تحقیقات راجع به موسیقی شرقی مجموعه نخست تالیف دکتر فارس ) ۱۹۳۱ میلادی( یافت می شود شکل دیگر عود در یک کتاب خطی به زبان لاتینی درباره آلات موسیقی است که آن را هنریکوش آرنولت )از شهر زوله ( در حدود سال هزاروچهارصدوچهل میلادی نوشته است.
عود ترسیم شده در کتاب کنزالتحف ، دارای ۷ پرده است این کیفیت که در آلت موسیقی موسوم به گیتار یا قیطار دیده شده است ، در اوایل قرن پانزدهم در قیطار اروپایی به وجود آمد و در این زمان بود که مرسوم شد یازده سیم ۵ )جفت سیم هم آهنگ و در آخر همه یک سیم برای نواختن آهنگهای غیراصلی ( به این ساز ببندند.
عود در ممالک اروپایی بسیار رایج شد و اعتبار ویژه ای یافت به مدت چند قرن در آثار ادبی انگلیسی پیوسته به آن اشاره شده است و برای آن شاید بیش از هر آلت موسیقی دیگر، به جز پیانو موسیقی ساخته اند وتیلک در سال ۱۶۳۳ مجلس بزمی برای شارل اول پادشاه انگلیس برپا و غیر از دیگر آلات موسیقی و آوازها۴۰ عودنواز نیز اجیر کرد
چنان که گفته اند در میان آلات موسیقی که آنها را تنها می نواخته اند عود از همه مهمتر بوده است اما در اپراهای ایتالیایی که بتدریج از سال هزاروششصد میلادی رواج یافت عود را با دیگر آلات موسیقی نیز هم آهنگ می کردن
تامس کمپیون در وصف یکی از این مجالس که در سال ۱۶۰۷ میلادی برپا شد، خبر از حضور ۱۰ نوازنده در آن می دهد که عود، شیپور، نوعی سه تار و نوعی سنتور و ویولون می نواختند.ظاهرا آخرین باری که عود در اپرا به کار رفت
در سال ۱۷۴۱ در “دی دامیا” اثر معروف هندل بود برای نواخته شدن با عود “باخ ” و “هندل ” بعضی از آهنگهایشان را ساختند در اوایل قرن نوزدهم عود منسوخ شد با وجود این هم اکنون سعی می کنند عود را مانند آلات موسیقی دیگری که در این قرن از بین رفت دوباره رایج کنند.
این ساز متشکل است از یک لوله مخروطی شکل که در انتهای آن قمیش قرار می گیرد. سرنا از دسته سازهای دوزبانه است و به این ترتیب قمیش آن از دو تیغه متکی به هم تشکیا شده و انتهای آن دو در حلقه ای مسطح محصور شده است.
در روی لوله تعداد ۶ تا ۷ سوراخ تعبیه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دد دست اصوات حاصله را زیر و بم می کند.
طول ساز کاملا ثابت نبوده و از ۳۹ تا ۴۵ سانتی متر و در بعضی نقاط حتی تا ۶۰ سانتی متر ساخته شده است.
وسعت صدا نیز در این ساز کاملا ثابت نیست و واضح است که سرناهای بزرگتر میدان صدائی بمتر از سرناهای کوچکتر داردن.
سرنا سازی نه تنها محلی، بلکه قدیمی است. در اشعار شعرای ایران به کرات نام سرنا یا سورنا یا سورنای آمده است.
در نواحی بختیاری و دزفول سرنای کوچک معمول است.
سرنای محلی معمولا با دهل نواخته می شود.
روى ساز سرنا کشورهاى ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، هند و خصوصاً چینى ها تجربه هاى بسیار خوب و زیادى داشتند. وقتى در اینجا راجع به کاربرد ساز سرنا در آثار ارکسترال بحثى پیش مى آید بیشتر نوازنده ها و موسیقیدانان هموطن آن را مبحثى خنده دار مى دانند، در صورتى که در کشور آذربایجان سه دهه پیش براى آن ساز به همراهى ارکستر بزرگ سازهاى غربى، آثارى نوشته و اجرا شده است. در کشور چین ساز سرنا اصلى ترین ساز ارکستر و اپراى ملى شان محسوب مى شود و آثار درخشانى براى این ساز نوشته و اجرا کرده اند. نکته بسیار جالب اینکه، خود چینى ها ساز سرنا را پرشن سوونا مى نامند و صراحتاً قبول دارند که این ساز ارمغان تمدن کهن ایران براى آنهاست
سه تار از خانواده ی تنبور قبل از اسلام می باشد. کاسه ی آن از چوب درخت توت ساخته شده و دارای بیست و پنج یا بیست و شش پرده می باشد. از نام آن بر می آید که دارای سه سیم است. اما یک سیم چهارم نیز بعدها به آن افزوده شده است. این افزایش به نوازنده ی سه تار قرن دوازده هجری شمسی، مشتاق علی شاه، تعلق می یابد. این سیم که «واخوان» نامیده می شود، نسبت به نت تکیه یا نت اصلی دستگاه مورد نظر کوک می شود ولی نواخته نمی شود بلکه نوسان آن به همراه سیمهای دیگر، آن نت اصلی را به نوازنده و به شنونده یا آوری می کند.
بدلیل صدای ظریف و طنین اندازش، که نتیجه ی در نظر گیری ممنوعیت موسیقی در دوران گذشته در ساخت آن میباشد، سه تاز ساز مورد علاقه ی عرفا و اهل تصوف بوده است. گفته می شود که مشتاق علی شاه، در مقابله با آنهایی که تلاش بر از بین بردن موسیقی داشتند، سه تارش را «چوب سگ زنی» نامیده بود.
در عصر ناصری (۱۲۲۹ـ۱۲۷۷ه.ش.)، میرزا عبدالله ، فرزند آقا علی اکبر خان فراهانی و جمع آورنده و تشکیل دهنده ی «ردیف» موسیقی ایرانی، ازنخستین کسانی بود که سه تار را، مانند تار، یکی از سازهای پایه ی این موسیقی دانست و خود او نیز علاوه بر تار، نوازنده ی سه تار چیره دستی بود. پس از او، درویش خان و ابوالحسن صبا، از جمله استادانی بودند که در بالا بردن آشنایی عام با سه تار و ادامه ی مکتبمیرزا عبدالله آثار بسیار با ارزشی را به جای گذاشتند. اما تا اواسط قرن چهارده ه.ش. سه تار هنوز جایگاه خود را به عنوان ساز پایه نیافته بود ودر اکثر اوقات ساز دوم نوازندگان به شمار می رفت.
با به وجود آمدن رادیو و پخش مرتب اجراهای استادان موسیقی ایرانی از این طریق، دسترسی مردم به این هنر آسان تر شد و حضور احمد عبادی فرزند میرزا عبدالله و از اولین استادانی که سه تار را ساز اصلی خود به شمار می بردند، در برنامه های رادیو، این ساز را در بین مردم محبوب ساخت
زرین پنجه - نصراله ۱۳۶۰/۹/۲۵ـ۱۲۸۵
نوازنده تار، سه تار، بربت (عود) و ترومپت. زرین پنجه موسیقی را در مدرسه موسیقی نظامی فرا گرفت. اساتیدش میرزا ربیع (برادر درویش خان برای تار)، حسین هنگ آفرین و موسی معروفی بودند. او در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران تار تدریس می کرد. همچنین در رادیو فعالیت می کرد و کنسرتهای زیادی را نیز در رادیو اجرا کرد. وی آهنگهای بسیاری ساخته است (۵۰ آهنگ). زرین پنجه ردیف موسیقی ایرانی را با تار اجرا و ضبط کرده و روح اله خالقی نیز آن را تجزیه و تحلیل کرده است (در ۱۹ کاست).
——————————————————————————–
روح افزا – سلیمان
او در تهران متولد شد. او نوازنده تار و کمانچه بود او ردیف موسیقی ایرانی نیز میدانست. او یکی از اعضا گروه موسیقی ملی ایرانی بود. وی ردیف موسی معروفی را با تار ضبط کرده است. او در دوره خود نوازنده ماهری بود. استادش موسی معروفی بود.
——————————————————————————–
رجبی – بهمن ( ش ۱۳۱۸ ) ( م ۱۹۳۹ )
او در تهران متولد شد. وی نوازنده تنبک است. استادش امیر ناصر افتتاح بود. او یکی از بهترین نوازندگان تنبک در موسیقی ایران می باشد. وی تکنیکهای بسیاری در نوازندگی تنبک ابداع کرده است. وی کتاب شیوه تنبک نوازی را نیز منتشر کرده است. او کاستهای بسیاری ضبط کرده است و در کنسرتهای بسیاری نیز شرکت داشته است. از کارهای برجسته او سه نوازی تنبک و ارکستر درقطعه سواران دشت امید اثر حسین علیزاده که در سال ۱۳۵۶ اجرا شده بود، میباشد.
——————————————————————————–
روشن روان – کامبیز (۱۳۲۸/۳/۱۹ ش) (۱۹۴۸ م)
او در تهران متولد شد. او نوازنده فلوت ، و آهنگساز نیز می باشد. در زمینه موسیقی فیلم نیز فعالیت دارد. او در دانشگاه موسیقی تهران تحصیل کرده است. همچنین او برای ادامه تحصیل به دانشگاه U.S.C (جنوب کالیفرنیا) نیز رفته است. او آهنگهای بسیاری نیز تا کنون برای فیلم ساخته است. او برای تلویزیون آهنگهای بسیاری ساخته است.
——————————————————————————–
دماوندی – جناب
در زمان مظفرالدین شاه زندگی می کرد. جناب دماوندی خواننده واستادش جعفر ابراهیمی بود. وی یک صفحه به همراه حسینقلی فراهانی ( نوازنده تار) و همچنین صفحه ای به همراه علی اکبر خان فراهانی ( تار) و صفحه ای نیز به همراه علی اکبر خان شهنازی دارد. ( شهنازی در آن زمان۱۴ سال داشت)
——————————————————————————–
درگاهی –امیرارسلان خان
نوازنده سه تار بود و نواختن تار را نیز نزد درویش خان فرا گرفت. اساتیدش درویش خان و مرتضی نی داوود بودند. درگاهی با ظلی، تاج اصفهانی، قمرالملوک وزیری ( همگی خواننده بودند) برای اجرای برنامه همکاری نزدیکی داشت. او صفحات بسیاری با قمر و تاج در سال ۱۳۰۷ ضبط کرد. درگاهی تصنیفهای زیادی از امیرجاهد ( تار ) اجرا کرد.
——————————————————————————–
دوامی – عبداله (۱۲۷۰-۱۳۵۹/۱۱/۶)
در تفرش (استان مرکزی) به دنیا آمد. دوامی ردیف آوازی تدریس می کرد و تصانیف بسیاری از موسیقی کلاسیک ایران می دانست. اساتیدش علی خان نایب السلطنه ( علی خان حنجره دریده)، عین الدوله ( تنبک )، آقا حسینقلی فراهانی، میرزا عبداله فراهانی، حسین خان اسماعیل زاده ( ردیف دان صفحه و نوازنده کمانچه)، درویش خان، مالک ذاکرین و سماع حضور بودند. در سال ۱۳۳۴برای فعالیت وارد رادیو و تلویزیون شد و یکی از اعضای کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی بود. شاگردان او محمود کریمی، فرامرز پایور، حسین علیزاده، محمد رضا لطفی، محمد رضا شجریان، داریوش طلایی، فاطمه واعظی ( پریسا)، فاخره صبا، پرویز مشکاتیان، مجید کیانی، محمد حیدری و … بودند. وی برای ضبط صفحه به همراه درویش خان به تفلیس سفر کرده بود. دوامی ردیف آوازی دارد که ردیفش را به همراه تار محمد رضا لطفی اجرا کرده است. فرامرز پایور درکتاب ردیف دوامی، تصنیفها و ردیف آوازیش را منتشر کرد. او به مدت ۷ سال در اداره پست نیز کار می کرد.
——————————————————————————–
دهلوی – حسین (۱۳۰۶)
در تهران متولد شد. پدرش معزالدین امامی بود. اساتیدش ابوالحسن صبا، حسین ناصحی، هیمونت تایبر{(Himont Tiber) اتریشی} کریستین دیوید (نماینده رییس دانشگاه وین در دانشگاه تهران ) بودند. دهلوی آهنگسازی را در هنرستان موسیقی فرا گرفت. بعد از ابوالحسن صبا او رهبر ارکستر صبا بود. حسین دهلوی رییس هنرستان موسیقی تهران ( سالهای ۱۳۴۱-۱۳۵۰) بود. حسین دهلوی تصانیف بسیاری برای موسیقی ایرانی ساخته، کاستهای بسیاری ضبط و همچنین کنسرتهای بسیاری نیز اجرا کرده است. دهلوی ارکستر سازهای مضرابی ایرانی را برای نخستین بار در ایران تشکیل داد. او کتابهای بسیاری منتشر کرده است و از میان آنان می توان به این کتاب ها اشاره کرد: کتابی برای تلفیق شعر و موسیقی و همچنبن یک کتاب برای آموزش ریتم.
——————————————————————————–
صبا – ابوالحسن (۱۳۳۶/۹/۲۹-۱۲۸۱)
در تهران متولد شد. صبا یکی از بزرگترین اساتید موسیقی کلاسیک ایرانی در قرن حاضر می باشد. پدرش ابوالقاسم کمال السلطنه دکتر و هنرپیشه بود(وی سه تار نیز می نواخت). او اغلب سازهای موسیقی ایرانی را می نواخت. همچنین شاعر و آهنگساز نیز بود. اساتیدش، پدرش (سه تار)، میرزا عبداله فراهانی (سه تار)، درویش خان (تار و سه تار)، علی اکبر شاهی (سنتور)، حاجی خان (تنبک)، حسین اسماعیل زاده (کمانچه)، اکبر خان (فلوت) و حسین هنگ آفرین (ویولن) بودند. صبا موسیقی ایرانی را در مدرسه موسیقی وزیری آموخت. از شاگردانش می توان حسن کسائی، فرامرز پایور، مهدی خالدی، علی تجویدی، حبیب اله بدیعی، داریوش صفوت، محمد بهارلو، لطف اله مفخم پایان، حسین تهرانی، همایون خرم و تقی تفضلی را نام برد.
——————————————————————————–
صالحی ـ حبیب اله (۱۲۹۵-۱۳۵۸)
در شهر شاهرود در استان سمنان به دنیا آمد. صالحی نوازنده تار و آهنگساز بود. اساتید او علی اکبر شهنازی، موسی معروفی و ابوالحسن صبا بودند. وی موسیقی را در دانشگاه موسیقی تهران تحصیل کرد. حبیب اله صالحی در گروههای گلها، مفتاح، سماعی و فخرالدین ساز می زد. او آهنگهای بسیاری (دویست و پنجاه آهنگ) ساخته است. وی ردیف شهنازی را نیز منتشر کرده است.
——————————————————————————–
صفوت – داریوش (۱۳۰۷)
در تهران به دنیا آمد. سه تار و سنتور می نوازد و بر موسیقی کلاسیک ایران (ردیف) نیز تسلط دارد. پدرش علی اصغر صفوت (وی سه تار می نواخت) بود. او موسیقی را نزد ابوالحسن صبا (ده سال) و محمد ایرانی مجرد (چهار سال) فرا گرفت. از بهترین شاگردان او می توان حسین علیزاده، داریوش طلایی، پرویز مشکاتیان، مجید کیانی و رضا شفیعیان را نام برد. وی مدیر گروه موسیقی دانشگاه موسیقی تهران نیز بود. کاستی به همراه محمود کریمی (خواننده) و سه تار و سنتور دارد. وی کتابهای بسیاری منتشر کرده است.
——————————————————————————–
جهانشاه صارمی (۱۳۳۵)
در تهران متولد شد و تحصیلات خود را در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی به پایان رسانید. موسیقی را در رشته تار و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی ملی نزد رضا وهدانی آغاز کرد و پس از طی دوره آموزشهای مقدماتی با راه یابی به مکتب آموزش تار محمدرضا لطفی، مرحله تازه ای از آموزشهای خود را آغاز نمود که تا آخرین روزهای افامت لطفی در ایران ادامه پیدا کرد. او آموزش خود را نزد ارشد تهماسبی تداوم بخشید و دروه عالی تار و سه تار را نزد حسین علیزاده آغاز کرد. اولین تجربه اجرایی خود را در ارکستر مضرابی به سرپرستی حسین دهلوی به دست آورد. صارمی آموزش موسیقی، مخصوصا برای کودکان و نوجوانان را سر لوحه فعالیتهای خود قرار داده است و با توجه به علاقه او در زمینه آموزش، طی چندین سال تدریس روی گروه های سنی کودک و نوجوان توانسته است تجارب مفیدی در این زمینه کسب کند. از دیگر فعالیتهای او میتوان به تاسیس مرکز موسیقی نهفت ( آموزش ویژه تار و سه تار)، انتشار کتاب ضربی های استاد علی اکبر شهنازی، همکاری در ویرایش آثار حسین علیزاده (ده قطعه برای تار یک، دو و سه) اقدام به انتشار جزوه همساز ( =با همکاری علی صمد پور)، همکاری در کتابهای جواب آواز (ارشد تهماسبی) و دستور مقدماتی تار (فرامرز پایور)، تاسیس گروه موسیقی نهفت، تدریس در دانشکده موسیقی جهاد دانشگاهی، سرپرستی و اجرای بیش از چهل کنسرت گروه نهفت و کسب دیپلم افتخار و لوح تقدیر چهاردهمین، پانزدهمین و هجدهمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر اشاره کرد.
——————————————————————————–
شیدا-علی اکبر(۱۲۲۲_۱۲۸۵)
در شهر طالقان دراستان مرکزی به دنیا آمد. شیدا شاعر و آهنگساز و نوازنده سه تار بود. وی یکی از بزرگترین اساتید موسیقی در زمینه ساخت تصنیف است. شیدا آهنگهای بسیاری برای موسیقی کلاسیک ایران ساخته است. خوانندگان و آهنگسازان بسیاری آهنگهای او را ضبط کردند. شیدا بهمراه عارف از بزرگترین تصنیف سازان موسیقی ایران بود.
——————————————————————————–
شهردار- حبیب اله مشیر همایون (۱۳۴۸/۱۲-۱۲۶۴)
در تهران متولد شد. پدرش نصراله خان سپهسالار بود. وی نوازنده پیانو بود که موسیقی ایرانی را با ساز پیانو می نواخت. اساتید او آقابزرگ( رئیس موسیقی نظامی)، میرزا حسینقلی فراهانی، حسین اسماعیل زاده و محمد صادق خان سرور الملک بودند. او برای ضبط صفحه بهمراه درویش خان به لندن رفت. وی صفحه های بسیاری به همراه درویش خان، ظلی، فرح انگیز و طاهرزاده دارد.
——————————————————————————–
شهنازی - علی اکبر (۱۲۷۶- ۱۳۶۲)
علی اکبر شهنازی، فرزند حسینقلی فراهانی، نوازنده تار در تهران به دنیا آمد. از چهارده سالگی به ضبط صفحه به همراه پدرش مبادرت ورزید. وی از نوازندگانی است که در تار نوازی ایران سبک و روش خاص خود را دارد و راوی شیوه و سبک پدرش بود. شهنازی کلاس آموزش تار را در تهران دایر کرد که در آن شاگردان زیادی تربیت کرد. از شاگردان وی می توان به این افراد اشاره کرد: محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داریوش پیرنیاکان، رضا وهدانی، محسن نفر، حبیب اله صالحی و …. وی صفحات زیادی را در ایران و خارج از ایران ضبط کرده است و همچنین در رادیو و تلویزیون ایران برنامه های زیادی را اجرا کرده بود. ردیف سازی وی که به گفته خودش به ردیف دوره عالی شهرت دارد، از دریافت های شخصی وی از ردیف سازی حسینقلی فراهانی است که با ترتیبی خاص و ساخت قطعات سازی از وی به جا مانده است.
——————————————————————————–
شجریان(۱۳۱۹/۶/۱)
در مشهد به دنیا آمد. از کودکی و تحت تعلیم پدرش به فراگیری آواز مشغول شد. موسیقی را نزد اساتید بزرگ موسیقی ایران به کمال رساند. اساتیدش اسماعیل مهرتاش، احمد عبادی، عبداله دوامی، محمود کریمی و… بودند. سنتور را نیز نزد فرامرز پایور آموخت. کنسرت های زیادی از شجریان به یادگار مانده که از مهمترین آنها می توان از کنسرت راست پنجگاه به همراه محمد رضا لطفی و ناصر فرهنگفر یاد کرد. از کارهای دیگرش، همکاری با گروه های عارف و شیدا و همچنین چاووش بود که آثاری به یادماندنی موسیقی ایران را شامل می شوند. پس از آن با اجرای کنسرت های بسیار به همراه اساتید دیگر به شناساندن موسیقی ایران در جهان، کارهای بسیاری انجام داد که هنوز هم ادامه دارد. جایزه پیکاسو که هر پنج سال به بزرگترین هنرمندی که در جهت شناساندن فرهنگ و هنر کشور می کوشد اهدا می شود را دریافت کرد. قبل از وی این جایزه را نصرت فاتح علیخان از پاکستان دریافت کرده بود. به همراه مشکاتیان، لطفی، علیزاده، موسوی، پیرنیاکان، کسایی و دیگر استید کارهای بسیاری ضبط کرده است. هم اکنون نیز به اجرای کنسرت به همراه حسین علیزاده و کیهان کلهر مشغول است.
——————————————————————————–
شریف – فرهنگ ( ۱۳۱۲)
در شهرستان آمل در استان مازندران به دنیا آمد. فرهنگ شریف نوازنده تار است و یکی از بداهه نوازان موسیقی ایرانی که سابقه ای طولانی در این امر دارد. اساتیدش علی اکبر شهنازی و عبدالحسین شهنازی بودند ولی روش او از اساتیدش متفاوت است. او در گروه ارکستر گلها در رادیو تار می نواخت و کارهای بسیاری را نیز ضبط کردا است. او کاستهای بسیاری ضبط کرده است و کنسرتهای بسیاری در ایران و کشورهای دیگر اجرا کرده است.
تاثیرات مقتضیات زمان و مکان و تغییر و تحولات سرزمینهارا در اشکال دف نمی توان نادیده گرفت . برخی قبایل نام ها و عناوین های متناسب با تمدن .فرهنگ . آیین و زبان آن زمان خود .بردف می نهادند.در نگاهی به ریشه این کلمه می توان دریافت که ریشه لغوی دف در آغاز (دوب)بوده است .
(دوب) در زبان سومری به معنای لوح و خط به کاررفته سات و بعدها به علت مقتضیات زمان در دوره ای دیگر وارد زبان آکدی شده و به (دوپو) یا توپو تغییر نام یافته است این کلمه بعدها در اثر تردد اعراب بادیه نشینبه سرزمین پارسیان عینا در مکتوبات عرب انتشار یافت و به نام دف مشهور شد.
بعدها در تاریخ اسلام در زمان هجرت حضرت محمد (ص) به شهر مدینه . مردان و زنان عرب با نوای دف به استقبال حضرت رسول آمدند پس از طی شدن دوره آغازین اسلام به تدریج دف جنبه مذهبی و آیینی خود را از دست داد و استفاده های عامیانه تری یافت و به تدریج جای خود را به سازهای دیگر همچون دایره . تنبک و یا به قول اعراب ضرب داد .
لیکن پس از مدتی با بوجود آمدن تصوف اسلامی دف نوازی مجددا رایج شده و در محافل عرفانی به رشد و نموی نوین پرداخت که تا دهها های اخیر دارای روندی کند و لیکن بسیار پربار و گرانبها بود. درحال حاضر در کشورهای آسیای میانه و شرقی مثل اندونزی. مالزی و سنگاپور نوعی ساز با ساختمان مشابه دف امروزی یافت می شود که در محافل . عبادتگاهها. معابد و غیره مورد استفاده قرار می گیرد.
هنری جورج فارس در تاریخ موسیقی مغرب زمین می نویسد : نخستین خواننده مرد حرفه ای اسلام در خوانندگی برای همراهی خود جز از دف از هیچ ساز دیگری استفاده نمی کرد.
الغیض ( به معنی خوشخوان)که نامش در زمره چهار خواننده بزرگ عرب آورده شده است آواز خودش رابا دف همراهی می کرد.در نقشهای حکاکی شده در خرابه های نینوا پایتخت کشور باستانی آشوردر بین نوازندگان . نوازنده ای در حال نواختن نوعی ساز کوبه ای دایره شکل که تناسب بسیار زیادی به ساز دف امروزی دارد می باشد. این نقش بیانگر رواج دف نوازی در امپراطوری آشور که خود زمانی مستعمره امپراطوری بابل بود دارد .
دف امروزه در ایران جایگاه ویژه ای دارد ایرانیان دف را در شادی ها . جشن های بزرگ خود مانند نوروز می نواختند امروزه نیز بسیاری از اقوام ایرانی مراسم سنتی . آیینی . مذهبی . عرفانی و محلی خود را با نوای دف و گاهی به همراه چند ساز دیگر مانند نی و تنبور همراهی می کنند.و بلاخره دف به وسیله مسلمانان به اسپانیا در اروپا راه یافت.
ای دف زن دف بر دست
دف زن که شوم سرمست
ایقاع کن آهنگی
تا شور سماعم هست
تصوف بالاترین فلسفه ای است که تاکنون دراندیشه آدمی نقش بسته است و با لاترین افتخار نسل ایرانی این است که این فلسفه را با هنر به اوج کمال خود رسانیده و عالی ترین نتیجه اجتماعی . اخلاقی. و انسانی را از آن گرفته است. ( استاد سعید نفیسی)
استاد عبد الرحمن بدوی درباره سماع می نویسد : نخستین حلقه سماع را علی تنوفی یکی از یاران سری سقطی متوفی ۲۵۳ هجری در بغداد بر پا کرد. اعراب اصولا از دف برای تثبت ضربه های تقطیع در وزن شعر استفاده می کردند . بنابر این شاید بتوان گفت ابتدا دف بدین وسیله به محافل صوفیانه وارد گردیدو بعدها در مساله سماع.به طورجدی مورد استقبال و توجه صوفیان قرار گرفت. مولانا در این ارتباط می گوید:
مست شدند عارفان . مطرب معرفت بیا
زود بگو رباعیی. پیش در آ بگیر دف
نظامی گنجوی در خصوص تشبیه دف به ساغر و گلاب دان می گوید:
یکی بر جای ساغر دف گرفته
یکی گلاب دان بر کف گرفته
حافظ حکایت کننده ای از اسرار عشق:
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی است
به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
مولانا می فرماید:
میا بی دف به گور من زیارت
که در بزم خدا غمگین نشاید
امید است همواره اسلوب انسانیت . خدمت به مردم . پویایی توام با اخلاق . در نهاد هر هنرمندی شعله بر تابد.
این ساز متشکل است از حلقه ای چوبی به عرض ۵ تا ۷ و قطر دایره ای از ۲۵ تا ۴۰ سانتی متر که بر یکی از سطوح جنبی دایره ای شکل آن پوست کشیده شده و در جدار داخلی ساز حدود چهل حلقه فلزی کوچک به فواصل مساوی آویزان شذه است. در یکی از نقاط جدار چوبی سوراخی است که نوازنده انگشت شصت دست راست را در آن داخل می کند و به این وسیله ساز را نگه می دارد و با بقیه انگشتان هر دو دست بر پوست می کوبد و در عین حال ساز را کمی سریع حرکت می دهد تا حلقه های کوچک داخلی همراه با کوبیدن انگشتان صوتی زنگ وار نیز حاصل کنند.
هیچ یک از اصوات ساز حائز ارتفاع معین نیستند.
در فرهنگها راجع به لفظ دایره تنها به این اکتفا شده که : «سازی است معروف که با انگشتان نوازند.» دایره را در تلفظ عامیانه «داریه» می گویند. در مازندارن به آن «دست دایره» و در آذربایجان «قاوال» (گاوال) می گویند. اهالی افغانستان به این ساز «دریه» می گویند. دایره را در قدیم «چنبر» می نامیدند و در زبان پهلوی نیز «کمبر» تلفظ می شود.
شواهد تاریخی نشان می دهد که این ساز در قدیم، رکن عمدهی مجالس عیش و طرب ، خصوصاً عروسیها بوده است ولی اکنون آن اعتبار گذشته را دارا نمی باشد. در حال حاضر دایره در روستاهای ایران در گستره وسیعی متداول است (در روستاهای آذربایجان این ساز بیش از سایر مناطق متداول است و به آن «دایره قفقازی» می گویند). در روستاهای گیلان «دایره گیلکی» و مازندران «دست دایره» هم می گویند
پایور – فرامرز۱۳۱۱/۱۱/۲۱
در تهران متولد شد. پدرش علی پایور، نقاش بود و سه تار و سنتور نیز می نواخت. پایور موسیقی را در مدرسه دارالفنون و همچنین زبان انگلیسی را در سال۱۳۴۱در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد. استادانش ابوالحسن صبا (شش سال)، عبدالله دوامی، نورعلی برومند (ردیف آوازی)، حسین دهلوی و ملیک اصلانیان (هارمونی و کنترپوان) و حسین تهرانی بودند. پایور کتابهای بسیاری برای سنتور منتشر کرده که متد آموزشی ساز سنتور از پایه تا دوره عالی و همچنین آثار خودش را در بر می گیرد. او سرپرست گروه فرهنگ و هنر در سال ۱۳۴۵بود. پایور ردیف دوامی و آهنگهای رکن الدین خان را منتشر کرده است همچنین یکی از اساتید موسیقی کلاسیک ایرانی بود که گروه اساتید را سرپرستی می کرد. از مهمترین کارهای وی متد آموزشی و ردیف برای ساز سنتور است. پایور کاست و صفحه و سی دی های بسیاری به همراه حسین تهرانی، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی، هوشنگ ظریف، حسن ناهید و دیگر موسیقی دانان ضبط کرده است. او شاگردان بسیاری دارد که در زمینه تدریس و نوازندگی فعالیت می کنند.
——————————————————————————–
پریسا ( فاطمه واعظی )۱۳۳۰
در تهران متولد شد. در زمینه آواز فعالیت می کند. پریسا مدتی استاد آواز بانوان در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران بود. اساتید او عبداله دوامی و محمود کریمی ( به مدت یازده سال در کنسرواتوار موسیقی) بودند. او کاستهای بسیاری به همراه گروه عارف و شیدا ضبط کرده است که می توان به کنسرت هایی به همراه حسین علیزاده، پرویزمشکاتیان و داریوش طلایی اشاره کرد
——————————————————————————–
باقرخان کمانچه (رامشگر ) (۱۲۵۵)
در اصفهان به دنیا آمد. کمانچه و همچنین تار می نواخت. اساتیدش موسی کاشی و میرزا حسینقلی فراهانی بودند. وی برای ضبط صفحه به همراه گروهی از موسیقی دانان آن دوره به اروپا رفت و کارهایی را در آنجا ضبط کرد. همچنین در سفر آقا حسینقلی فراهانی به فرانسه (پاریس) و درویش خان به تفلیس آنان را همراهی کرد.
——————————————————————————–
بدیعی – حبیب اله (۱۳۱۲-۱۳۷۱ )
درشهرستان سواد کوه ( استان مازندران ) به دنیا آمد. بدیعی آهنگساز و نوازنده ویولن بود. بدیعی در دانشگاه تهران در رشته زمین شناسی تحصیل کرد. استادان او لطف اله مفخم پایان (سه سال)، صبا (دو سال)، چینگوزیان ( یک سال ) بودند. بدیعی برای فعالیت هنری در سال۱۳۳۱به رادیو رفت و تکنواز ویولن درارکستر ارتش بود. در سال ۱۳۳۲در رادیو گروه موسیقی را به راه انداخت. در سال ۱۳۳۶رهبری ارکسترموسیقی رادیو و باربد و نکیسا را به عهده داشت.
——————————————————————————–
برکشلی – مهدی (۱۲۹۱-۱۳۶۶)
برکشلی، فیزیولوژیست، موسیقیدان و مدرس آکوستیک در دانشگاه تهران بود. برکشلی فیزیک را در فرانسه تحصیل کرد و موفق به اخذ درجه دکترا (PHD) فیزیک شد. برکشلی رییس هنرهای زیبای موسیقی در سال ۱۳۳۹ بود. همچنین رییس کمیته بین اللملی موسیقی ایرانی بود. او کتابهای بسیار و مقالات زیادی در زمینه آکوستیک و موسیقی ایرانی منتشر کرد.
——————————————————————————–
برومند – نور علی(۱۲۸۵-۱۳۵۵)
در تهران متولد شد و سازهای تار، سه تار، سنتور، تنبک و عود را می نواخت. برومند در زمینه تدریس ردیف موسیقی نیز در مراکز مختلف فعالیت می کرد. او نزد درویش خان و حبیب سماعی موسیقی را فرا گرفت. همچنین ردیف موسیقی ایران را نزد اسماعیل قهرمانی فرا گرفت. در حادثه ای بر اثر افتادن از روی اسب بینایی خود را از دست داد. از شاگردان او می توان محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی، محمد رضا شجریان، مجید کیانی و… را نام برد. او ردیف موسیقی ایران را ضبط کرد که هم اکنون یکی از مهمترین مرجع ردیف های موسیقی ایران است. برومند چند سالی رییس دانشکده موسیقی دانشگاه تهران بود.
——————————————————————————–
بنان – غلامحسین (۱۳۶۴/۸/۱۲-۱۲۹۰)
در تهران متولد شد ونزد پدر و مادرش، مرتضی نی داوود، صبا، رضا محجوبی، وزیری، عبادی و … پیانو را فرا گرفت. از شاگردانش می توان احمد ابراهیمی، بیابانی و کاوه دیلمی را نام برد. بنان در سال ۱۳۲۰فعالیت خود را در رادیو آغاز کرد و در سال ۱۳۲۳ ای ایران (ساخته خالقی ) را خواند. بنان حدود ۳۵۰تصنیف دیگر نیز ضبط کرده است.
——————————————————————————–
بهاری – علی اصغر(۱۲۷۴ـ۱۳۷۴)
علی اصغر بهاری کمانچه می نواخت و ردیف نیز تدریس می کرد. او در دانشگاه تهران و کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران به تدریس کمانچه و ردیف موسیقی ایرانی مشغول بود. اساتیدش میرعلی خان ( پدر بزرگ ایشان)، رضاخان، اکبرخان، حسن خان ( دایی ایشان)، رکن الدین خان، رضا محجوبی ( برای ویولن) بودند. او در سال۱۳۳۲فعالیت خود را در رادیو آغاز کرد و در سال ۱۳۴۶برای ضبط صفحه در رادیو فرانسه به پاریس رفت. شاگردانش: علی اکبر شکارچی، داوود گنجه ای، هادی منتظری، محمد مقدسی بودند. او در سال۱۳۳۲ به ساز کمانچه در موسیقی ایران جانی دوباره بخشید و پس از آن به نواختن و همچنین اشاعه این ساز مشغول شد. وی قطعات زیادی برای کمانچه ساخته است.
——————————————————————————–
بیگجه خانی – غلامحسین (۱۲۹۷ـ۱۳۶۶)
در تبریز متولد شد. پدرش ( آقا حسینقلی بیگجه خانی ) تار می نواخت و غلام حسین نواختن تار را نزد پدرش فراگرفت. استاد او اقبال آذر ( خواننده) بود. او مدت ۲۵ سال رییس کانون هنرهای زیبای تبریز بود. او یکی از اعضای کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران نیز بود. وی کاستهای بسیاری با محمود فرنام (نوازنده دایره) و اقبال آذر ضبط کرد.
——————————————————————————–
بینش –تقی(۱۳۰۰-۱۳۷۵)
در مشهد به دنیا آمد. روزنامه نگار، تاریخدان موسیقی و رییس موسیقی دانشگاه تهران بود. موسیقی را نزد علی اکبر شهنازی فرا گرفت. طرحها و کتابهای بسیاری در زمینه تاریخ موسیقی نوشت و همچنین مجله خراسان را نیز منتشر کرد.
——————————————————————————-
آژنگ ابراهیم
موسیقی دان دوره قاجار. آژنگ درمدرسه دارالفنون موسیقی تدریس می کرد. نوازنده ویولن بود و نیز ردیف موسیقى آقا حسینقلى فراهانى را تدریس مىکرد. از شاگردان ایشان مىتوان رضامحجوبى، شهباز برمکى را نام برد. نام مستعارش ابراهیم ویولنى بود.
——————————————————————————–
آقا باشى - عیسى
خواننده و نوازنده تنبک که در عهد قاجار به دنیا آمد. وی استاد ابراهیم آقاباشی بود.
——————————————————————————–
آقا باشى - ابراهیم
خواننده و نوازنده نى بود. اساتید وى سیدعبدالرحیم و نایب اسداله و على خان دهکى و عیسى آقاباشى بودند.
——————————————————————————–
ادیب خوانسارى ۱۳۶۰/۱/۶ـ۱۲۸۰
خواننده و عضو مؤسسهء باربد بود و پیانو و سه تار مىنواخت. اساتیدش عندلیب گلپایگانى و نایب اسداله و حسین اسماعیل زاده و حسین طاهرزاده بودند. همکارانش در کار موسیقی، صبا و علىاکبرشهنازى و درویش خان و نىداوود و مرتضى محجوبى بودند. او در سال ۱۳۱۹ شمسى به فعالیتهاى رادیویى پرداخت.
——————————————————————————–
نایب اسداله ( اسداله اصفهانى ) ۱۳۰۰
نى مىنواخت و در عهد قاجار ردیف موسیقى تدریس مىکرد. عضو گروه موسیقى اعتضادیه بود. استادش ابراهیم آقا باشى بود. نایب در همنوازی آقا حسینقلى و سرورملک و سلیمان اصفهانى را همراهى مىکرد. ازشاگردانش، عبدالخالق اصفهانى و حسین اصفهانى و مهدىنوایى و حسین نى زن را می توان نام برد.
——————————————————————————–
اسماعیل زاده - حسین خان
در عهد قاجار زندگی می کرد. کمانچه می نواخت و در گروه درویش خان ساز می زد. بعلاوه در مدرسه درویش خان تدریس می کرد. استادش قلی خان ( دایی او ) بود. از شاگردانش رکن الدین مختاری، جهانگیر حسام السلطنه مراد، ابراهیم منصوری، ابوالحسن صبا، رضا محجوبی، عبداله دوامی، حسین تهرانی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، حسین یاحقی، مجید وفادار، حسین قوامی، موچول پروانه را می توان نام برد. وی صفحه های بسیاری با درویش خان، حسینقلی فراهانی، اکبر فلوت و آوازجناب دماوندی ضبط کرده است.
——————————————————————————–
اسماعیلی - محمد ۱۳۱۳
نوازنده تمبک، در تهران متولد شد و استادش حسین تهرانی ( سالهای ۱۳۴۳- ۱۳۳۰ ) بود. در مؤسسه هنرهای زیبای موسیقی، تنبک تدریس می کرد. اسماعیلی با فرامرز پایور، جلیل شهناز، حسن ناهید و اصغر بهاری در گروههای مهم موسیقی ایرانی همکاری می کرد. قطعه رونما را در سال ۱۳۵۵ در تالار وحدت (تالار رودکی ) اجرا کرد که همنوازی گروه تمبک با ارکستر موسیقی ایرانی است. در سال ۱۳۷۶ دردانشکده موسیقی دانشگاه جهاد دانشگاهی و همچنین در هنرستان موسیقی، تنبک تدریس می کرد.
——————————————————————————–
افتتاح - امیر ناصر ۱۳۶۶/۱۱/۱۱ـ۱۳۱۴
نوازنده تمبک، در تهران متولد شد و اساتیدش حسین تهرانی و هوشنگ مهرورزان بودند. در سال ۱۳۳۴ به رادیو رفت و با گروه گلها همکاری کرد. از شاگردانش می توان بهمن رجبی، آبتین جلالی و مرتضی عیان را نام برد.
——————————————————————————–
اقبال آذر - ابوالحسن قزوینی ۱۳۵۰ـ۱۲۴۳
خواننده، در الوند قزوین به دنیا آمد. با این حال او خواننده آذربایجانی بود. او از خوانندگان بزرگ موسیقی ایران است که وی را با نام مستعارش، اقبال سلطان می شناسیم. استادش کریم جناب قزوینی بود و همکارانش، علی اکبر شهنازی و درویش خان بودند. از شاگردانش، رضا قلی ظلی و ابراهیم بوذری و غلامحسین تبریزی را می توان نام برد. اقبال در سن ۱۰۷ سالگی نیزدر رادیو می خواند. وی تصنیفهای عارف را می خواند و صفحه های بسیاری با علی اکبر شهنازی ضبط کرده است.
——————————————————————————–
اکبر فلوت
پدرش عبداله خان ( تار نواز ) و برادرش حسین هنگ آفرین از موسیقی دانان ایران بودند. اکبر فلوت در دارالفنون، موسیقی تدریس می کرد. وی با درویش خان برای اجرای کنسرت به لندن رفت. دربسیاری از صفحه های موسیقی بهمراه صدای طاهرزاده فلوت می نواخت.
——————————————————————————–
امیر جاهد - محمد علی ۱۳۵۶ـ۱۲۷۵
آهنگساز و شاعر. در مدرسه شمس و دارالفنون، موسیقی تدریس می کرد. وی به مدت ۱۲ سال در مدرسه موسیقی فعالیت کرده و به همراه دوستانش کلوپ بین المللی موسیقی ایران را تاسیس کرد. او در سال ۱۲۹۹ شمسی وارد مجلس ایران شد. از دیگر فعالیت های جاهد می توان به انتشار تقویم پارس اشاره کرد. تصنیف های جاهد از برجسته ترین آثار موسیقی ایران است. آثارش توسط ارسلان درگاهی ( تار) و قمرالملوک وزیری نیز اجرا شد.
——————————————————————————–
امین اله - حسین ۱۳۶۲/۶/۹ـ۱۲۸۵/۱۱
آهنگساز بزرگ و نوازنده تار که آثارش شهرت جهانی دارد و توسط بزرگ ترین ارکسترها اجرا شده است. در ترکستان (ایران ) به دنیا آمد. در دانشگاه پتروگراد (PETROGRAD)، آلمان و کانون هنرهای زیبای فرانسه تحصیل کرد. از آثارش می توان به رقص باله کوتاه ایرانی، وبسیاری از اهنگهای برجسته دیگر بود. شهرزاد برجسته ترین اثر او شهرت جهانی دارد که توسط بزرگترین ارکسترهای جهان اجرا میشود.
——————————————————————————–
افتخاری - علیرضا ۱۳۳۵
خواننده، در اصفهان متولد شد. استادش تاج اصفهانی بود. افتخاری به مدت ۱۲ سال در محضر تاج شاگردی کرد. پس از تاج، او برای تحصیل آواز نزد، حسن کسایی، دادبه، جلیل شهناز و محمد رضا شجریان رفت. روش وی در آواز، روش طاهرزاده و دادبه است. در سال ۱۳۵۷ برنده جایزه آواز آزمون باربد شد. در آلمان، انگلیس، یونان، ژاپن، کانادا، آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر به اجرای کنسرت پرداخته است. از کاستهای وی می توان راز و نیاز، مقام صبر، مهرورزان و … را نام برد
——————————————————————————–
حسام السلطنه مراد – جهانگیر ( ۱۲۶۰-۱۳۴۰)
ویولن، پیانو و سه تار می نواخت وآهنگساز بود. استادش تاج دانشور بود که مطالب بسیاری از وی آموخت. دوستان و همراهانش عارف، حسین طاهرزاده، سید عزیز ملک، درویش خان و غلامرضا بودند. همچنین محمد تاج بهار (شاعر) نیز از دوستان او بود. حسام السلطنه دستگاه ضبط صوتی داشت که در کارش بسیار به وی یاری رساند و آهنگهای او و آواز طاهرزاده ضبط شده است. او آهنگهای بسیاری ساخته است.
——————————————————————————–
حنانه – مرتضی (۱۳۰۱-۱۳۶۸)
در تهران متولد شد. نوازنده هورن و آهنگساز بود و در ضمن رهبری ارکستر سمفونی تهران را به عهده داشت. در مدرسه عالی موسیقی تحصیل کرده بود و به همراه پرویز محمود، ارکستر سمفونیک تهران را در سال هزار و سیصد و بیست و یک تشکیل داد. در سال هزار و سیصد و سی و دو برای تحصیل موسیقی در بیستر و کاردوچی در مؤسسه موسیقی واتیکان مدت پنج سال به ایتالیا رفت. حنانه پس از بازگشت به ایران در هزار و سیصد و چهل و دو ارکستر فارابی را تشکیل داد و با فریدون ناصری و شیروانی شروع به کار کرد. وی آهنگهای بسیاری برای ارکستر و فیلم ساخته است که از مهمترین کارهایش در زمینه موسیقی فیلم، تنظیم و ساخت موسیقی برای سریال هزار دستان بود. او همچنین کتابهای بسیاری برای موسیقی ایرانی نوشته است، همانند گام های گمشده که در آن تئوری جدیدی برای موسیقی ایرانی ارائه داده است
قبل از دوره ی دستگاهی :
این دوره دوره ای بود که مسلمانان دعوت اسلام را پذیرفته بودند ( البته به عقیده ی برخی مورخان : نه حمله ی اعراب دعوت به حساب می امد و نه اجبار مسلمانان به پذیرفتن پاسخ دادن به این دعوت بود ) و دروازه های ایران را بسوی ارمانهای اسلام بروی خود گشوده بودند .
امدن اسلام از هر دیدی که بنگریم در کشور ما باعث وقوع اتفاقاتی شد . به خوب و بد موضوع کار نداریم که از این مجال خارج است اما باید اقرار کرد که هم در فرهنگ و هم در زندگی ما تاثیر بسزایی گذاشت . موسیقی ما هم طبیعتا از این روند خارج نبود .
موسیقی ما در این دوره کمی ایینی تر جلوه کرد . ایرانیان - که در تمام دوره ها هوش و ذکاوت خود را در حفظ ارمانهای ایرانی نشان داده بودند - این نوع موسیقی ایینی را به سمت عرفان ایرانی سوق دادند . در این میان به نی نوازی مولانا جلال عارف نامی این مرز و بوم باید اشاره کرد که بهترین نوع موسیقی ایینی بوده است .
در برحه ای از زمان اکثر نقاط ایران خود را به عنوان خطه ای صاحب موسیقی و علاقه مند معرفی کردند ( این واقعه حدود صد سال بعد از نوع مشابه ان در ژاپن رخ داد . به طوری که صد سال پیش از ایرانیان موسیقی ژاپن از چنگ راهبان و خدایان و درباریان خارج شد و به عامه ی مردم رسید .) و موسیقی مقامی در ایران شکل گرفت . به خاطر زیر سلطه بودن ایران در زمان اعراب امروزه کشورهای عربستان عراق و … را نیز می یابیم که دارای موسیقی مقامی می باشند اما لازم به ذکر است که اولین نوع این موسیقی متعلق به ایرانیان بوده است .
به خاطر تنوع طلبی ایرانیان و اینکه ایرانیان همیشه خواهان برتری نسبت به سایر اقوام بودند چندین سده بعد از پیدایش موسیقی مقامی موسیقی دستگاهی در ایران شکل گرفت .
دوره ی دستگاهی:
این دوره اوج اعتلای موسیقی در ایران می باشد . شروع ان از چندین سده بعد از اسلام است و تا کنون در میان ایرانیان به عنوان موهبتی تاریخی نگاه داشته می شود . بله … نگاه داشته شدن نه به عنوان میراثی شی گونه . بلکه به عنوان فرهنگی که امروزه انرا فرهنگ شفاهی می نامند . فرهنگی که در ان انسان به اوج انسانیت دست می یابد . در کنار موسیقی درس عشق می گیرد و نظام اخلاقی خویش را استوار می سازد .
موسیقی دستگاهی از جمع اوری تک تک مقام ها ( از خراسان گرفته تا خوزستان ) گرد امده است .
گنجها را فشرده کردند و مانند نگینی در انگشتر پایتخت قرار دادند .
و امروزه شاهد موسیقی دستگاهی - ردیف هستیم . انرا می اموزیم . اموزش می دهیم . می نوازیم و از خود یادگاری می گذاریم .
تاریخ موسیقی ایرانی که همواره با هنر و ذوق ایرانی همراه و همقدم بوده است را می توان به دو قسمت قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد . مورد بعد از اسلام را تا موسیقی معاصر ادامه می دهیم اما در مورد قبل از اسلام باید تقسیم بندی هایی را انجام دهیم : دوره ی قبل از مادها . مادها . پارس ها و هخامنشیان . پارت ها و اشکانیان . ساسانیان .
شا یان ذکر است ایرانیان در دوران باستان برای موسیقی خط داشته اند ۳۶۵حرف (علامت) که با آن میتوانستند، همه گونه اصوات را ثبت کنند.
تاریخ موسیقی ایران قبل از اسلام:
——————————————————————————–
قبل از مادها
این دوره که از هشت قرن قبل از میلاد تا قبل است شواهد بسیاری از جمله سنگ ها و سطوح حکاکی شده کتاب ها و دست نوشته ها را با خود به همراه دارد . مهمترین اثر یافت شده در مورد موسیقی این دوره ” مهر چغامیش ” می باشد که متعلق به ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد است .
برای بررسی این دوره باید اثر تمدنهایی چون بابل و آشور و ایلام را - که متاسفانه چیز زیادی از انها باقی نمانده - مورد بررسی قرار داد . اما شواهد اندک پیدا شده نیز خود صحت وجود موسیقی را در این دوره تصدیق می کند . به طوری که ساخت سازهای سنتور و تنبور را به این دوره نسبت داده اند .
دوره ی مادها
مادها - که در اصل اریایی بودند - دولتی در ایران باستان تاسیس کردند . مهمترین موسیقی ان دوران نغمات موسیقایی گات بوده است .
دوره ی هخامنشیان ( ۳۲۰ تا ۵۵۰ سال قبل از میلاد )
در کنار نغمات گات ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنیم موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد . طبل های این دوره جنگجویان را با انگیزه به میدان های نبرد راهی می کردند و تنبورها و نی ها از انها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می کردند .
دوره پارت ها ( ۲۵۰ قبل از میلاد تا ۲۲۴ بعد از میلاد )
این دوره که با حمله اسکندر به ایران همراه شد ( قابل ذکر است که بعضی از مورخان وجود اسکندر و نبرد او با ایران را بزرگترین دورغ تاریخ می دانند و بر این باورند که شخصی با این نام و با این ملیت وجود نداشته است و اسکندر صرفا جنگجویی ایرانی و از مخالفان داخلی هخامنشیان بوده است ) موسیقی جدیدی را به ایران وارد کرد . وارد شدن موسیقی به این معنا نبود که موسیقی را از کشوری دیگر به ایران وارد کنند بلکه در این دوره موسیقی ازاد و مردمی شد و از بند دولت و دربار گریخت .
در این دوره افرادی چون : بخشی ها در خراسان یا گوسان ها در تمامی مناطق ظهور کردند .
دوره ی ساسانیان (۲۲۴-۶۵۲ بعد از میلاد )
در این دوره باید به پیدایش ” باربد ها ” در تیسفون ( پایتخت ساسانی ) اشاره کرد . این دوره با پیدایش هفت خسروانی همراه بود که به جرات باید گفت سرمنشا موسیقی امروز ایران بوده است
موسیقی در گذشته های دور مانند زبان و گفتار به روش سینه به سینه و شفاهی نقل میشد تا به نسلهای بعدی برسد و در این میان هیچ تضمینی نبود که عوامل محیطی چه اثری بر آن بگذارند یا اینکه اصلآ باقی بماند یا خیر. از این رو آنها به فکر افتادند تا موسیقی خود را جایی ثبت کنند.
اقوام “مزوپوتیما” (Mesopotamia ) (بین النهرین)از اولین کسانی بودند که به فکر نگارش موسیقی افتادندو برای نت نویسی قراردادی تنظیم کردند.در روش ابداعی آنان ریتم (که یک جز لازم ملودی است) و دامنه ملودی معین میشد. در قرن پنجم تا هفتم قبل از میلاد روشی ابداع شد که فقط حدود حرکت ملودی را مشخص میکردو حضور دامنه در آن دیده نمیشد.
در قرن هفتم میلادی بود که سرودهای گریگوریان - مانند مس (mess)و موتت (mutett ) که مهمترین و جزو پایه های فرمهای موسیقی مذهبی اند ، - بدست پاپ گرگوار اول (Pope Grigorire I )جمع آوری و تدوین شد اما هنوز رسم الخطی رسمی و شناخته شده برای حفظ اصولی آنها نبود.
در قرن نهم از یک خط رنگی افقی برای نوشتن علائم استفاده شد و باید توجه کرد که در همین زمان بود که موسیقی از حالت مونوفونی و هموفونیکی خارج شد و بتدریج به سوی دیافونی( دو صدایی) و پلی فونی میل کرد و اصالتا پلی فونی از سرود های مذهبی بنام ارگانوم (organom) زاده شد و نگارش آنها اهمیت بیشتری یافت.
اما نت نویسی به صورت امروزی ریشه در نمادهای یونانی و شرقی دارد که به آن ” اک فونتیک “(Ekphonetic) میگویند.
تا قبل از قرن یازدهم میلادی برای نمایش اصوات موسیقی به تبعیت از یونان باستان از حروف برای این منظور استفاده میشد و از این نظام هم اکنون نیز در کشورهای انگلیسی و آلمانی زبان استفاده میشود. به این شیوه نت نگاری نظام الفبایی میگویند.
در قرن یازدهم میلادی یک کشیش فرانسوی مقیم ایتالیا به نام “گوئید د آرتسو” (Guido d Arezzo 990-1050) آهنگی برای یکی از سرودهای مذهبی کلیسا به نام “سن ژان”ساخت و برای یادگیری بهتر آن برای شاگردان در آموختن اصوات موسیقی ،حروف اول هر مصرع این سرود را به عنوان علامتی برای نمایش هر یک از اصوات انتخاب کرد .
به این صورت : “Ut queant laxis Resonare fibris Mira gestorum Famuli tuorom Solve poluti Labrieatum sancta johannes” (حرفهای مورد نظر با حروف بزرگ تایپ شده) از آن به بعد این حروف برای نشان دادن صداهای موسیقی مرسوم شد : Ut, re. mi, fa, sol, la. نتهای ابداعی آرتسو شش تا بودند که بعدا” نت “سی” به آنها افزوده شد و نت ut برای سهولت در نت خوانی به Do تغییر پیدا کرد.
از دیگر خدمات ارزشمند این کشیش میتوان به ابداع چهار خط حامل وبرای نگارش نت و حدود دامنه آنها اشاره داشت . لازم است در اینجا اشاره ای به فیلیپه دوویتری (Philippe de Vitry 1361-1291) فرانسوی که شاعر و آهنگساز و تئورسین موسیقی بود ،شود که در گسترش تئوریهای موسیقی و نت نویسی خدمات ارزنده داشته و از بنیانگذاران روشهای امروزی است.
لازم به توضیح است که اسحق کندی نویسنده کتاب “الرساله الکندی فی الموسیقی” در مورد اسامی نغمات از حرئف ابجد استفاده کرد به این ترتیب : کندی این نامگذاری را برای نت ها انجام داد: نت می حرف ج، نت سل حرف ه، نت سی حرف و، نت ر حرف ط و نت فا حرف ک.
این در حالی است که اروپاییان صد سال بعد با آن آشنا شدند و آن را تکمیل کردند. به هر صورت، به نظام نت نویسی که آرتسو ابداع کرد نظام هجایی میگویند که در فرانسه و ایتالیا و بعدا” به تبعیت از فرانسه در ایران باب شد.
امادر نظام الفبایی اولین نت نت “لا” است که اولین حرف الفبای لاتین است:
A B C D E F G
لا سی دو ر می فا سل
در آلمان و اتریش نت دوم “سی” را با H نشان میدهند و حرف B نمایانگر Si b است. در قرن شانزدهم به آثار زیادی از بزرگان موسیقی برمیخوریم که مشهورترین آنان ” پالسترنیا” (Palestrina)و “لاسوس” (Lassus) و “فرسکوبالدی” (Frescobaldi ) و “ویکتوریا” هستند که آنها را براساس مد(mode ) بوجود آوردند و باعث تحولات زیادی کنترپوان و هارمونی و کل موسیقی شدند.
تداوم و ثبت این تلاشها گنجینه ارزشمند موسیقی امروز است که با بررسی این آثار میتوانیم به تحولات جوامع در دورانهای مختلف هم پی ببریم.
گرچه واژه باروک معانی گوناگونی همچون نامانوس . پر زرق و برق . و بسیارپرتزیین داشته است اما تاریخ نویسان امروزی آن را فقط برای اشاره به سبکی ویژه در هنر کار می برند . توصیفی ساده انگارانه اما کار آمد از سبک باروک آن است که هنر باروک چهارچوب اثر بوم و سنگ یا صدا ــ را از کنش و حرکت انباشته می کند . نقاشان پیکره سازان و معماران باروک خواستار شکل بخشیدن به توهمی محض ــ مانند صحنه نمایش بودند.چنین سبکی یکسره باب طبع اشرافیت بود که خود نیز به ساختار یی کامل و یکپارچه می اندیشید .
برای مثال کاخ ورسلی مقر لویی چهاردهم در فرانسه آمیزه ا ی بسیار شکوهمند از نقاشی پیکره سازی و معماری باروک و نماد ثروت وقدرت سلطنتی بود.
سبک باروک در موسیقی در دوره ای میان سال های۱۶۰۰تا۱۷۵۰ میلادی شکوفا شد. گئورگ فردریش هندل و یو هان سباستیا ن باخ دو آهنگساز سترگ بک باروک بودند . مرگ باخ در۱۷۵۰نشانگر پایان این دوره است . دیگر استادان موسیقی باروک کلودیو مونته وردی ــ هنری پرسل آرکنلجو کورلی و آنتو نیو ویوالدی تا سده بیستم به دست فراموشی سپرده شده بودند . اما پیداش تکنیک ضبط ولانی در اواخر دهه۱۹۴۰ محرک ((احیای باروک)) شد که توانست این هنرمندان فراموش شده را به دوستداران موسیقی بشناسند.
دوره ی باروک به سه دوره ی فرعی تقسیم پذیر است :با روک آغازین (۱۶۰ـ۱۶۰۰)باروک میانی(۱۶۸۰ـ۱۶۴۰) و باروک پایانی (۱۷۵۰ـ۱۶۸۰)گرچه امروزه آثار پایانی باروک معروف ترین آثار این سبک هستند اما مرحله ی آغازین باروک یکی از انقلابی ترین دوران های تاریخ موسیقی بوده است.در این دوره بودهکه مونته وردی (۱۶۴۳ـ۱۵۶۷) کوشید تا سودا و تضاد درا ماتیک بی سابقه ای در آثارش بیافریند . آثار موسیقی به ویژه در ایتالیا بر مبنای متن هایی بسیار پر شدر واحساس ساخته میشد و حال وهوای چنین متنی بر موسیقی حاکم بود . با چنین تا کیدی بر کیفیت نمایشی وکلام شگفت آور نیست که آ هنگسازان ایتالیایی دوره ی آغازین باروک اپرا را پدید آوردند نمایشی که همراه ارکستر با آواز خوانده می شد . سر مشق خط هایی ملودیک این آهنگسازان ریتم وافت و خیز گفتار بود.
آهنگسازان باروک آغازین بافت هموفونیک (دو صدایی) رابر بافت پلی فونیک که شاخص موسیقی رنسانس بود ترجیح دادند . آن ها براین باور بودند که کلام با به کارگیری فقط یک ملودی اصلی که آکورد هایی آن را همراهی کند می تواند وضوحی بیشتر بیابد .اما توجه کنید که این تاکید نو آورانه بر هوموفونی فقط شاخص دوره ی آغازین باروک است در دوره ی پایانی باروک بافت پلی فونیک دیگر بار اهمیت یافت
رونسانس ۱۴۵۰-۱۶۰۰
——————————————————————————–
دوره ی رنسانس یا به عبارتی تجدید حیات فرهنگی اجتماعی و اروپائیان را که اثرعصر نوزایی نیز می نامند
در سده های پانزدهم و شانزدهم میلادی به وجود آمد.د ر واقع حرکت رنسانس در ایتالیا و در قرون پانزدهم آغاز شد و سپس در سراسر اروپا گسترش یافت.از نیمه ی دوم قرن پانزدهم میلادی ایتالیا به عنوان مرکز فعالیت های هنری در اروپا شناخته شده وموسیقی اروپا تحت تاثیر موسیقی ایتالیایی قرار داشت این دوره تاثیر زمان موتسارت ادامه داشت….
در دوره ی رنسانس اند یشه ی اومانیسم (انسان گرایی)بر افکار مردم حاکم شد در نتیجه توجه به امور دنیوی تجربیات انسانی اهمیتی به سزا یافت. نهضت اصلاح طلبانه ی پروتستان به رهبری مارتین لوتر
(۱۴۵۰-۱۶۰۰)باعث شد تا از قدرت کلیسای کاتولیک به شد ت کاسته شود. بدین انحصار موسیقی از دست کلیسا خارج شد و طبقه ی اشرف نیز به حمایت از موسیقی برخاست. در این دوره آشنایی با موسیقی جزو ارزشهای فرهنگی و اجتماعی به حساب می آمد و صنعت چاپ باعث حفظ واشاعه بیش از پیش آثار موسیقی شد……………
موسیقی مذهبی در دوره ی رنسانس:
قطعات به جا مانده از دوره ی رنسانس حاکی از آن است که هم موسیقی مذهبی و هم موسیقی غیر مذهبی رواج داشته است.
در موسیقی غیر مذهبی دو فرم اصلی وجود دارند:
۱- موتت (motet):اثری چند صدایی و کرال (برای گروه کر) بر اساس اشعار مقدس لا تین متفاوت با متن های مورد استفاده د ر مس….
۲- مس (mass-mess):اثری پلی فونی (چند صدایی) و کرال طول تر از موتت شامل پنج قسمت………
ســاز های ایرانی از حیث جنس به سه گروه : - فلزی - سفالی - چوبی
از لحاظ نوع وشکل تولیدصوت به سه گروه :
۱-سازهای زهی مانند : تار، دوتار، سه تار، عود ، تنبور ، بربط ،رباب ، قانون ( زخمه ای ) ،کمانچه،
سرود ( آرشه ای ) ، سنتور(زهی – کوبشی)
۲- سازهای بادی : فلوت ، نی ، قره نی ، نی انبان ، کرنا ، با لابان ، دوزله ، سرنا ، نفیر، دونیه ، شمشال
۳- سازهای ضربی : دایره ، دهل ، تنبک ، نقاره ، سنج ، طاس ، دف
طبقه بندی شده اند . صدای حاصل از یک ساز به جنس و شکل ساختمان آن و طبعا” به ساخت صحیح و دقیق آن بستگی دارد .
سازهای فلزی که معمولا” از جنس برنج یا مس هستند ، به طریق “ریخته گری یا چکش کاری” ساخته می شوند .
سازهای سفالی ، همانطور که از نام آن پیداست از جنس سفال ( گل رس پخته شده ) می باشد . برخی تنبک ها و سازهای بومی مانند طاس های پوستی و فاقد پوست ازسفال – دستی یا با چرخ _ ساخته می شوند .
سازهای چوبی به طریق “تراش و برش” ساخته می شوند . این گروه از سازها بیشترین و متنوع ترین سازها را درخود جای می دهد و آنجا که سخن از نواختن یا ساختن سازهای ایرانی است بیشتر این سازها در ذهن تداعی می گردد . اکثریت سازهای زهی و برخی سازهای ضربه ای به این روش ساخته می شوند .
روش تراش و برش :
مواد اولیه :
- انوع چوب : گردو ، سنجد ، توت سیاه ، افرا
- استخوان برای نصب روی دسته
- چسب یا سریشم
- شاخ قوچ برای ساخت خرک ، سیمگیر ، شیطانک
- پوست گوسفند
وسایل و ابزار :
- مغار گیلویی : برای کندن و خالی کردن داخل کاسه سازها
- تیشه معمولی نجاری در اندازه های بزرگ ، متوسط و کوچک : برای تراش روکار و شکل دادن
- اسکنه : برای درآوردن فاق و وصل دسته و . . .
- اره تَر بُری و خشک بری – اره کمانی : برای برای درز کردن کاسه ، فاق زبانه کاسه و بریدن و درست
کردن خرک ، بریدن و درز کردن استخوانهای روی دسته ساز
- رنده های معمولی نجاری ، رنده خشتی ، رنده بغل دوراهی : برای رنده کردن و شکل دادن
- انبرک : برای اندازه گیری قطر کاسه
- کولیس ، گونیا و پرگار
- خط کش فولادی
- خط کش نجاری
- چوب ساب ترسابی و خشک سابی
- چوب ساب قاشقی و نیم گرد
- لیسه معمولی و نیم گرد
- قید ( گیره بزرگ) برای تحت فشار قراردادن دوقسمت کاسه ساز
- گیره رومیزی
- دریل دستی
- دریل شترگردن
- ریسمان باریک پنبه ای
- انواع قالبها( برای سازهای کاسه دار ) : - قالب کاسه - قالب دهنه کاسه بزرگ - قالب دهنه کاسه
کوچک ( نقاره) - قالب از لبه نقاره تامحل وصل دسته به کاسه - قالب سر پنجه و
قالب سیمگیر
- لوازم رنگ آمیزی ساز : الکل صنعتی نود درجه ، لاک طلایی – پارافین غیر خوراکی مایع ، کاغذ
سمباده آج متوسط و آج ریز(نرم)
روش ساخت
ساخت ساز به دو روش صورت می گیرد
۱/ ساز یک تکه : در سازهایی که یکپارچه ساخته می شوند ، ابتدا هنرمند الگوی اولیه ساز را تهیه کرده و آنرا به روی چوب منتقل می کند . مطابق این الگو ، اضافات چوب به وسیله اره فلکه یا مغارهای مختلف تراش داده می شود . ابتدا قسمتهای بیرونی ساز شکل داده می شود ، سپس قسمتهای داخل ، از جمله کاسه ساز خالی می شود . از سازهایی که به این طریق ساخته می شوند می توان به تار ، سه تار ، تنبور ، دوتار و کمانچه اشاره کرد .
۲/ ساز ترکه ای : ترکه های چوب از قبل آماده می شود سپس ترکه ها درقالبهای آلو مینیومی که شکل کاسه ساز را دارند ، تحت فشار معینی و طی مراحل مختلف شکل کاسه ساز را به خور می گیرد . ترکه ها بر روی قالب اصلی که فرم کلی ساز را دارد درکنارهم قرار گرفته و به وسیله سریشم به یکدیگر متصل می شوند . ساخت سه تارهای ترکه ای به این روش صورت می گیرد
بعد از ساخت و پرداخت ، سطوح ساز به وسیله لاک و الکل پوشیده می شود و درمرحله بعدی پرده بندی و سیم انداختن ، تعبیه گوشی ها ی کوک ، خرکها انجام می گیرد . و در مرحله آخر تنظیم صدا (رگلاژ ) صورت می گیرد .
اکثر قریب به اتفاق سازها زهی مانند تار ، سه تار ، کمانچه و . . . از شکم در انتهای ساز ، گردن یا دسته و سر (محل قرارگرفتن گوشی ها ) تشکیل شده اند . سیم ها با تعداد مختلف در ته ساز ثابت می شود و به موازات طول ساز ، شکم و گردن را طی کرده و به دورِ گوشی ها پیچیده می شوند .
دربرخی سازها شکم دوقسمتی است ( تار و کمانچه ) و گاه بر روی یک یا دوقسمت آن پوست کشیده شده است که غالبا” از پوست شکمبه گوسفند تهیه شده است .
شکل و جنس مضرابها در سازها متفاوت است . گاه فلزی و گاه از جنس شاخ یا پلاستیک و گاه از پر مرغ است .
آرشه یا کمان از یک میله نازک ، دراز ولی محکم از جنس چوب ساخته می شود که در دو سر آن پایه هایی برای الصاق یک دسته تعبیه شده است
صدای وزش باد ، برخورد برگ درختان با یکدیگر ، آوای پرندگان ، صدای موج دریا ،آبشار و . . . اولین نوای موسیقی بود که انسان قبل از تاریخ - قبل از داشتن خط و زبان می شناخت . او با تقلید از طبیعت به وسیله حنجره خود درحین کار، بار دیگر ارتباطش را با طبیعت تکرار می کرد . با دمیدن درشاخ یا استخوان تو خالی حیوانات ، تنه پوک و توخالی درختان یا صدف موجودات دریایی ، اصوات قوی تری ایجاد کرد که برای اعلام خطر ، ایجاد ارتباط و خبر رسانی یا برانگیختن ترس در دل دشمن و حیوانات وسیله مناسبی بود . بوقها ( سازهای بادی ) شاید اولین سازهای ابداعی انسان بود . با ضربه زدن بر تنه توخالی درختان ( سازهای کوبه ای ) و کشیدن پوست حیوانات بر روی آن ( سازهای کوبه ای پوستی ) یا به ارتعاش در آوردن زه کمان و بعدها استفاده از کدوی خشک یا پوست نارگیل در قسمت انتهایی کمان جهت پایداری و تشدید صوت حاصله ( سازهای زهی ) ، اصواتی پدید می آمد . این اصوات در رزم ، مراسم آئینی و بزم بشر نخستین جایگاه ویژه ای پیدا کرد و به سرعت مراحل تکامل خود را طی کرد .
نقوش موجود بر روی سفالهای پیش از تاریخ در مناطق مختلف ایران مانند تپه سیلک کاشان ، چشمه علی شهر ری و اسماعیل آباد قزوین و . . . گویای وجود مراسم آئینی است که درآنها نقش ساز نیز دیده می شود . تصویر مهر چغامیش (مربوط به ۳۴۰۰ سال ق.م ) بیانگر رواج چنگ درایران است . ظاهرا” این ساز پایه و الگوی اولیه ای برای دیگر سازهای زهی بوده است . البته اسناد موجود حاکی است که مصریان اولین ملتی بوده اند که چنگ داشته اند .
در تصاویر بجای مانده در حجاریها ، ظروف و . . . هخامنشی و ساسانی اهمیت موسیقی و موسیقیدانها و نیز وجود موسیقی مذهبی ، رزمی و بزمی به وضوح مشهود است . در این دوره سازهای کرنای ، رباب (غژک) ، بربط ، تنبور ، چنگ ، بوق ، سرنا ، شیپور ، نای ، ارغنون ، دف ، چغانه و قاشقک رایج بوده است و خنیاگران ( نوازنده ها) به طبقه سوم جامعه تعلق داشته اند . از مشاهده مجسمه های کوچک بدست آمده از شوش با نام نوازندگان ، فرم سازها ، نحوه بدست گرفتن و جزئیات آنها می توان آشنا شد . بدیهی است سازها به مرور و طی مراحل مختلف تکامل یافته اند و بسته به کاربرد آنها ( سازهای رزمی ، مذهبی ، بزمی یا گونه ها ی محلی ) در دوره های مختلف تاریخی ،فراز و نشیب های گوناگونی را طی کرده اند .
حدفاصل دوره ساسانی تا صفویه تحول چندانی در ساخت سازها به چشم نمی خورد . از دوره صفویه به بعد نیز شواهدی که دال بر وجود انواع سازها و سیرتکاملی برخی از آنها است منحصر به وجود نقش برخی سازها در دیوار نگاره ها و مینیاتورها می باشد .
در زمان ناصرالدینشاه قاجار با تأسیس دارالصنایع واقع در جنوب شرقی سبزه میدان تهران و با گردهم آمدن گروهی هنرمندان در فنون و رشته های مختلف هنری ، هنرمندان ساز چون استاد فرج اله ، حاج طاهر ، خاچیک ، هامبارسون ، یحیی و سید جمال حضور داشته اند .
از آنجا که موسیقی به عنوان یکی از ارکان مراسم ، جشنها و آئین مختلف ، درفرهنگ بومی ، مذهبی و ملی این سرزمین جایگاه ویژه ای داشته ، ساخت سازهای ایرانی نیز همواره از مراتب خاصی برخوردار بوده است و حضور هنرمندانی کمال گرا و مبتکر در ساخت سازهای ایرانی به خوبی مشهود است
منتقدان موسیقی معتقدند که آهنگسازان دوره رمانتیک به نگرش و دریافت خاصی از موسیقی دست پیدا کرده بودند که تا آن زمان هیچ یک از موسیقیدانها به آن حد از درک و بیان احساسات در موسیقی دست پیدا نکرده بودند. بقولی آنها به کشف حسی نایل شده بودند که صمیمیت، غافلگیری، حالت مالیخولیایی، شعف و آرزومندی از جلوه های بارز ساخته هایشان بود. در این میان آنها توانستند آوازها و اپراهای زیادی در ستایش عشق رمانتیک پدید آورند که اغلب بیانگر دلباختگی و غمزدگی در عشق به معنای عام بودند.
چایکفسکی در باره سنفونی چهارم خود گفته : “حتی یک میزان هم از این سنفونی نبوده که به راستی آنرا حس نکرده باشم و بازتاب درونی ترین احساسم نباشد.” و یا اگر به هر یک از آثار شوپن مراجعه کنید خواهید دید که نهایت بیان احساسات انسانی در آنها نهفته است.
یکی از دلایلی که موسیقی در این دوران به این سطح از درک و احساسات انسانی رسید، مقارنت این سبک از موسیقی با نهضت های ناسیونالیستی در جهان بود. در این زمان آهنگسازان با خلق آثار ارزشمندی به تشریح افسانه ها، وقایع تاریخی ، انقلابها و …. در سرزمین های خود پرداختند و آگاهانه شروع به خلق آثاری با هویت های ملی کردند. بطوریکه بسادگی میتوان تضاد و اختلاف موسیقی میان سبک رمانتیک را با سبک مثلا کلاسیک دریافت و آن اینکه موسیقی کلاسیک جهانی تر است و به محدوده جغرافیایی خاصی تعلق ندارد نه موسیقی رمانتیک که ریشه در وقایه ملی آهنگساز دارد. جالب آنکه اگر دقت کنیم این سبک موسیقی بیشتر در مناطقی از دنیا خلق شد که نهضت های ناسیونالیستی فعالتر بودند مانند لهستان یا روسیه یا چک و حتی آلمان.
نمونه بارز از این قطعات اتود انقلابی شوپن (شماره ۱۲ اپوس ۲۰) که اصلا” بخاطر اشغال لهستان توسط آلمانها نوشته شد. به این قطعه گوش کنید و سعی کنید احساس آهنگ ساز را در آن کشف کنید، احساسی که ناشی از اشغال سرزمینش توسط بیگانگان است، بسیار زیباست
جاز یا جَز یکی از گونههای موسیقی است که از مشخصات آن نتهای آبی، مکث و ضدضرب، ضربهای تابدار و خرامان (سوینگ)، پرسشوپاسخخوانی، چندضربی بودن و بداههنوازی است. جاز را نخستین گونه هنری پدید آمده در ایالات متحده امریکا میدانند.
جَز در فرهنگ و موسیقی غرب افریقا و نیز در سنتهای موسیقائی سیاهان امریکا مانند بلوز و رگتایم و دستههای موسیقی نظامی اروپائی ریشه دارد. در آغاز سده بیستم این گونه موسیقی در میان سیاهان امریکا رواج یافت و در دهه ۱۹۲۰ در بسیار از کشورها رایج گردید. از آن زمان به بعد جَز تأثیر زیادی در عرصه موسیقی داشته و هنوز در تحول و تغییر است.
وینتون مارسالیس ترومپت نواز چیره دست امریکایی و برنده جایزه پولیتزر در باره جاز میگوید:
“جاز ابداع سیاههاست. جاز بازگوکننده خیلی چیزهای عمیق روحی است و نه تنها درباره ما سیاهها و نحوه نگاه ما به مسائل است بلکه درباره اصل معنی زندگی مردم سالارنه امروزی هم است. جاز همان شرافت نژاد سیاه است که به صورت صدا درآمده است. در این سبک از موسیقی همه چیز را میشود دید، چه ناگفته گذاشتنها، چه نفوذ کردنها، چه پیچیده بودنها و چه مستور ماندنها همه را میشود در این سبک دید. تا جایی که من میدانم نواختن جاز از همه سبکها سخت تر است. جاز بهترین تفسیر احساسات شخصی در تاریخ موسیقی غربی است.”
جاز خود به سبکهای فرعی زیادی تقسیم میشود که برخی از آنها عبارتاند از:
دیکسیلند
بیگبند یا سوینگ
بیباپ
کول جز
فری جز
جاز برزیلی
سالسا جز
فیوژن
سول جز
اسید جز
سموث جز
مدال جز
آوانگارد جز
واژه جاز از زبان عوام سیاهپوستان گرفته شده و احتمال میرود که در اصل دارای معانی جنسی بوده، هرچند ریشههای دیگری نیز برای آن پیشنهاد شده است
سراسر تاریخ موسیقی غرب معمولاً به شش دورگوناگون سبک تقسیم می شود. روشن است که طی هر دوره، گوناگونی ای عظیم پدید می آید. اما باز شناسی شباهتهای کلی و گوناگونیهای درونی هر دوره است که، شما را یاری می دهد تا خط کلی شناختتان تقویت شود. دوره های شش گانه معمولاً چنین تقسیم می شوند، اگر چه تاریخهای آغاز و پایان هریک به شدت تقریبی است:
دور قرون وسطی ۳۰۰-۱۴۵۰
رونسانس ۱۴۵۰-۱۶۰۰
باروک ۱۶۰۰-۱۷۵۰
کلاسیک ۱۷۵۰-۱۸۰۰
رومانتیک ۱۸۰۰-۱۹۰۰
مدرن ۱۹۰۰ تازمان حاضر
با توجه به آنچه گذشت، برخی سبکها دردور خود، به نظر می رسد که یک شبه تغییر کرده اند، اما واقیعیت اینست که سبک پس از گذشت زمانی دراز، رفته رفته شکل می گیرد. همواره زمانی انتقالی وجود دارد که در آن هر دو سبک کهنه و نو همزیستی می کنند؛ به این دلیل، و به علت آنکه تجلی های جدید کم و بیش اداری ، شخصی و مصنوعی صورت می گیرد، زمانی دراز پس از مرگ آهنگسازان سازنده سبک، انتخاب تاریخ آغاز و پایان هر دوره، به اختیار صورت می گیرد. مثلاً موسیقی باخ از بسیاری جهات، اوج دوره باروک را می نمود و مرگ او (۱۷۵۰) تاریخی مناسب برای ما است که زمان پایان دوره باروک را مشخص کنیم. که بعدها هسته های کار هایدن و موتزارت را تشکیل داده پرداختند. به همین ترتیب، آغاز تعیین شده دوره باروک عملاً زمانی را، که طی آن بسیار دگرگونگیهای جزئی در مشخصه های موسیقائی صورت گرفته، در بر می گیرد؛ سبکهای رومانتیک و کلاسیک چندین دهه با هم همزیست بوده اند.
به طور غیر دقیق، سبکهای رومانتیک و کلاسیک همزمان با هنرهای دیگر در تمدن غرب بوده اند و نام خود را از آنها گرفته اند. رویدادهائی که تاریخ غرب را شکل بخشیده، به همان ترتیب هنرها را نیز متشکل کرده استریال گرایش جامعه، نظام سیاسی، و فعالیت در هنرهای دیگر همه و همه به شدت بر آهنگسازان تأثیر گذارده اند. جامعه شناسان تاریخی ما را در جریان پدیده های غیر موسیقایی، که مؤثر در سبک موسیقی بوده اند گذارده اند.
آهنگسازان هرگز، به این سبک یا سبک بعدی نزدیک نبوده اند؛ آنها چگونگیهایی از هر دو سبک نمایانده اند. طبیعتشان در سبک کهنه، به نظر می رسد که گرایش هائی به سبک تازه می یافته است. موسیقی آنها آگاهانه حائز درکبر دگرگونیهای سبک بوده، و در واقع پل گذری ایجاد می کرده است.
هیپهاپ سبکی از موسیقی است که اصولاً با نام موسیقی رپ شناخته می شود . این سبک از اواسط ۱۹۷۰ تا به امروز در آمریکا رواج دارد . و از سال ۱۹۸۰ به بعد از مردمی ترین موسیقی های آمریکا به عنوان زیرمجموعهای از موسیقیهای پاپ بهشمار میآید . این سبک دو زیرمجموعه اصلی دارد که شامل رپزدن و دیجیگری میشود.
رپ یک نوع طرز گویش و خوانندگی است که توسط سیاهپوستان امریکایی برای مبارزه با تبعیض نژادی ابداع شد. از بزرگترین خوانندگان آن میتوان به توپاک و امینم و کانیه وست اشاره کرد. رپ ابتدا به زبان انگلیسی و بعد آلمانی فرانسه و فارسی رایج شده هم اکنون خوانندگان رپ فارسی با استفاده از استودیوهای زیرزمینی کار خود را پیش میبرند .گویش رپ و رپ خوانی از رنگین پوست های امریکایی جان گرفته و به دلیل مبارزه با تبعیض نزادی صورت گرفته و هم اکنون بر لب و دهان رپرهای این نسل می چرخد.کار رپرهای ایرانی دارای فرق هایی با رپرهای امریکایی و المانی و فرانسوی است.که می توان رپ پرشین را تک در دنیا خواند.
این گونه از موسیقی بر گونههای دیگر موسیقی نیز تاثیراتی داشته است.
فرهنگ رپ، فرهنگی که خصوصاً به جوانان سیاه و اقشار تحتانی در جوامع غرب تعلق دارد، از آمریکا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داده است. رپ فرهنگ کوچه و خیابان است که با استفاده از ابزار و آلات بسیار محدود و ابتدائی، توجه افراد را بخود جلب میکند. نقاشیهای بسیار هنرمندانه و مبتکرانه بر دیوارهای شهر، شعارنویسی با خط مخصوص، رقص های پر تحرک در گوشه خیابان و ترانه خوانی با سبک خاص، همگی اجزایی از فرهنگ رپ هستند. کلام موسیقی رپ با بحر طویل قابل مقایسه است. کلمات تقریباً بصورت صحبت عادی ادا میشوند، و ضربی قوی آنرا همراهی میکند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صدای خراش گونه ای که با تبدیل صفحه گرامافون به یک آلت موسیقی ایجاد شده، تحرک و شوری بی سابقه بر شنونده بر می انگیزد.موسیقی رپ از تکامل اشکال دیگری از موسیقی سیاهان در محله های فقیرنشین برانکس نیویورک و تا حدودی هارلم شکل گرفته است. این محلات، نقطه تمرکز گروههائی از سیاهان است که سالها پیش تحت شرایط فلاکت بار اقتصادی مجبور به مهاجرت از ایالات جنوبی به شهرهای بزرگ نظیر نیویورک شدند. آنها کار در مزارع را رها کرده و به پرولتر تبدیل گشتند. اما اگر به ریشه ها و ماخذ این موسیقی باز گردیم به غرب آفریقا و سرود های کستایش ساوانا می رسیم. در نیجریه و گامبیا نیز تکخوانهائی وجود دارند که طنزهای اجتماعی را بشکل ترانه و نقالی اجراء میکنند و این بسیار به رپ شبیه است. موسیقی رپ از طریق محلات فقیر نشین نیویورک که محل تلاقی توده مهاجر جزایر کارائیب با توده سیاه میباشد، بر موسیقی رگه تاثیر نهاده است.اواخر دهه ۱۹۶۰، وقتی که آمریکا زیر ضربه مبارزات انقلابی در شورهای تحت سلطه اش، خصوصاً ویتنام، قرار داشت و انقلاب چین نیز بر شورشگران و انقلابیون در ایالات متحده تاثیر نهاده بود و دریچه ای از آگاهی طبقه کارگر و دورنمای انقلابی را برویشان گشوده بود، در شهرهای بزرگ آمریکا تضادهای طبقاتی میان سیاه با بورژوازی امپریالیستی و پایه های اجتماعیش حدت و شدتی فوق العاده یافته بود. بین محلات فقیرنشین سیاه با سایر نقاط شهر نیویورک، چیزی شبیه به خط مرزی وجود داشت . خط مرزی شاهد درگیری میان دسته های متشکل سفیدهای نژاد پرست و پلیس از یکطرف با گروه های بزرگ و متشکل جوانان سیاه بود. تشکیل این گروه ها، پاسخی ضروری به تعرضات و سرکوبگریهای مداوم حکومت علیه ساکنان بیغوله های نیویورک بحساب میآمد. گروه های رپ از دل همین تشکلات شورشی سیاه شکل گرفت.
موسیقی خیابانی رپ که نخست توسط گروههای کوچک سیاه پوست در محدوده محلات اجرا می شد از سال ۱۹۷۹ پا بعرصه بازار موسیقی گذاشت. افشاگری از رپهای ارتجاعی و تجارتی یکی از وظایف خوانندگان مترقی و انقلابی رپ، و در قالب ترانه های رپ است. این کار را رپخوانهای انقلابی نظیر ” دی” بارها انجام داده اند. مثلا در سال ۱۰۷۹، ترانه ای تجارتی خوانده شد که در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و کاری بدرد بقیه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ ” دی” ترانه ای تحت عنوان “چگونه ملت سیاه را بپا خیزانیم؟” خواند و در آن، خطاب به سرایندگان آن ترانه تجارتی چنین گفت:
جشن تو میتواند بزودی زود خاتمه یابد.
اگر چه طی سالهای اخیر، بسیاری از موسیقیدانان ارتجاعی از این سبک در پاره ای از آثار خود استفاده کرده اند، اما جوهر و روح شورشگر رپ همچنان در وجود گروههای یاغی ضد سیستم، در محلات فقیرنشین و محافل سیاسی و غیر قانونی آمریکا زنده است