همه چیز درباره موسیقی & پیام موزیک

ثبت شده در ستاد ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد
دانلود آهنگ جدید
قالب بلاگفا
موضوعات
پیوند ها
برچسبها

تبلیغات

شیوا موزیک محل تبلیغات شما

به زودی...

بیوگرافی گروه بزرگ آیرون میدن ------------ مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

 بیوگرافی گروه بزرگ آیرون میدن ------------ مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

http://www.rock-land.com/pic/iro6.jpg
جهت دانلود کليک کنيد


نگاهی به گروه‌های مطرح راک ایرانی ------------- مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

نگاهی به گروه‌های مطرح راک ایرانی ------------- مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

جهت دانلود کليک کنيد


برای اولین سال‌مرگ بنیانگذار گروه پینك‌فلوید: سیدبرت ---------مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

فقط چند روز مانده به روزی كه برت از دنیا رفت و میان این همه شایعه، داستان، نقل‌قول و حدس و گمان، من سرگردان مانده‌ام كه چه بنویسم. درباره گروهی كه كمتر كسی ممكن است آنها را نشناسد. در همین پانزده تا بیست سال گذشته هر بار با مناسبت یا بی‌مناسبت، كسی در جایی چیزی از آنها نوشته است و ظرف یك‌سال گذشته هم كوچك‌ترین خبر یا اطلاعات درباره برت دهان به دهان گشته است. پینك فلوید دقیقاً چهل سال پیش تشكیل شد و مجموعه‌ای عظیم، خلاقانه و بی‌نظیر از موسیقی را به جهان هدیه داد.
سید برت یكی از چهار مردی بود كه گروه را ایجاد كردند. جوانی با خلاقیتی در حد نبوغ كه می‌توان گفت یك‌تنه آلبوم اول گروه را به وجود آورد اما در نیمه‌های تهیه آلبوم دوم به علت مشكلات ذهنی گروه را ترك كرد و هرگز باز‌نگشت. اصلاً مهم نیست به چه دلیلی یا بر اثر چه مشكلی او دنیای موسیقی را برای همیشه ترك كرد زیرا همان یكی دو سالی كه به عنوان مغز متفكر پینك فلوید كار كرد، برای او كافی بود تا صاحب جریانی عظیم در موسیقی راك شود. جریانی كه خیلی‌ها را تحت‌تاثیر قرار داد.


«نی‌زن در آستانه سپیده‌دم» آلبوم اول پینك فلوید، تحت‌تاثیر موسیقی غریب و تازه برت و همراه با اشعار ساده او تبدیل به اثری تاثیرگذار شد. البته باید بگویم كه به جز برت، ریك رایت نیز سهمی قابل توجه در موفقیت آلبوم داشت. ارگ‌نوازی‌های بداهه او آنچنان واضح، تاثیرگذار و به‌یادماندنی هستند كه نمی‌توان از آنها نامی نبرد. «نی‌زن...» پر است از داستان‌های پریان و افكت‌های صوتی به‌یادماندنی از صدای پرندگان، باد، صدای پا، زنگوله‌ها، اسباب‌بازی‌ها و بسیاری چیزهای دیگر. اما بیش از هر چیز ما را به سفری از جنس سفر آلیس در سرزمین عجایب می‌برد. سفری كودك‌وار و رمزآلود كه در آن از پیچیده‌گویی‌های بزرگسالانه اثری نیست اما مكث در برابر هرچیز و تامل در آن را برایمان تداعی می‌كند.


با این همه، این آلبوم به هیچ‌ وجه اثری درباره كودكان یا برای كودكان نیست بلكه تصاویری از دنیای كودكی است كه این بار از زبان كسی نقل می‌شود كه چندان كودكی‌اش را فراموش نكرده است. به جز این، آهنگ‌ها، سرشار از ترسی غریب هستند. گویی دلهره‌ای ازلی در پس پشت هر كدامشان جا خوش كرده است و همه كودكانه‌ها را تبدیل به ترس كودكی می‌كند كه چراغ اتاقش را خاموش كرده‌اند، اما هیچ‌كس نمی‌داند كه این كودك دقیقاً از چه می‌ترسد.
«نی‌زن در آستانه سپیده‌دم» آلبومی به‌شدت قابل تاویل است. می‌شود خیلی چیزها درباره‌اش گفت یا از آن برداشت كرد اما پیش از آن باید آلبوم را شنید و آن‌وقت همه این صداهای خوش را تعبیر كرد.
به دور از همه حرف و حدیث‌هایی كه در مورد گذشته بحث‌برانگیز سید برت وجود دارد، مصاحبه‌ای از او پیدا كردم كه حیفم آمد برایتان به این هتل شلوغ نیاورم.


● نی‌زن در آستانه سپیده‌دم؟(۱)
▪ چیزی است مثل باد در نی‌زاران.(۲) این آلبوم از خیلی جهات كار دشواری بود. مثل اجرا در استودیو و همه‌چیز. اما كار واقعاً مفرحی بود. ما وسواس زیادی روی آن به خرج دادیم و من شخصاً سخت روی آن كار كردم.
● بعضی از آهنگ های شما مثل Chapter۲۴ (فصل ۴۲) كمی مبهم به نظر می‌رسند.
▪ Chapter۲۴... آن آهنگ از «ئی چینگ» گرفته شده است و كلمات در آن خیلی ساده و روشن به كار رفته‌اند. لوسیفر سام آهنگ مبهم دیگری است كه تا مدت‌ها برای خودم معنای چندانی نداشت. اما با گذشت سه یا چهار ماه توانستم چیزهای بیشتری از آن بفهمم.
● چقدر اشعار برایتان در كار مهم‌اند؟
▪ خیلی زیاد. فكر می‌كنم خیلی بهتر است كه یك آهنگ به جای یك معنی، دارای معانی متعدد باشد. اصلاً چنین آهنگی مخاطب بیشتری به خود جلب می‌كند. از طرف دیگر، من آهنگ‌های ساده را بیشتر دوست دارم. آهنگ‌هایی مثل آرنولد لین، چون آهنگی صریح و روشن است.
بعضی از شعرهای شما خیلی واضح و مفهوم نیستند مثلاً این جمله در octopus (۳): «مینی كان كوچولو سرفه می‌كند و گلوش رو صاف می‌كند». راجع به شعرهای بعدی چه نظری دارید؟
می‌خواستم كه خیلی قشنگ باشد (می‌خندد) مثل لحظه‌هایی از صدای یك ناقوس.
● درباره octopus چی؟
▪ حدود شش ماه طرحش را در ذهنم داشتم و در نهایت آن را نوشتم. شاید دلیل موفقیتش همین باشد. این ایده مثل بعضی از آهنگ‌های دیگر بود.
● در بسیاری از آهنگ‌های شما حس كودكانه شگفت‌انگیزی همراه با انبوهی از قصه‌های پریان و عناصر شعرهای كودكان وجود دارد. هیچ‌ فكر كرده‌اید برای كودكان بنویسید؟
▪ قصه‌های پریان خیلی زیبا هستند... فكر می‌كنم بخش زیادی از این موضوع به زندگی در كمبریج و بودن در طبیعت برمی‌گردد. آنجا خیلی روشن و پاك است و من هنوز هم خیلی به آنجا می‌روم. شاید اگر می‌خواستم در كالج بمانم، معلم می‌شوم.
● در كارهای ابتدایی پینك فلوید، داستان‌های علمی تخیلی عجیبی هست. هیچ خودتان را در چنین داستان‌هایی حس كرده‌اید؟
▪ نه واقعاً. به غیر از «سفر در فضا» و «Quatermass» كه مال وقتی است كه حدوداً پانزده سالم بود. آنها می‌توانستند از هرجایی آمده باشند.
● شعرهای شما می‌توانند كولاژهایی سوررئالیستی به نظر بیایند. نقاشی روی نوشتن تان تاثیر داشته است؟
▪ تنها شیوه كار، آموختن، برای سخت كار كردن. من مایلم سطوحی از سایر چیزها بگیرم. چیزهایی كه دوست دارم و اغلب درباره آنها می‌نویسم. اما عمداً نقاشی را در كارم تاثیر نمی‌دهم زیرا حقیقتاً این فقط خوب نوشتن آهنگ‌هاست كه اهمیت دارد.
● هنوز نقاشی می‌كنید؟
▪ خیلی نه، كسی كه در خانه كناری زندگی می‌كند، برای من نقاشی می‌كشد و كارش را خیلی خوب انجام می‌دهد. بنابراین فكر نكنم دیگر به انجام آن نیازی داشته باشم.
● قصد ندارید كارهای دیگری را تجربه كنید؟
▪ خیلی از مردم می‌خواهند فیلم بسازند، عكاسی كنند و خیلی كارهای دیگر، اما من كاملاً از كاری كه مشغول انجام آنم، خوشحالم.
● به موسیقی گروه‌های دیگر گوش می‌كنید؟
▪ من خیلی اهل خریدن آلبوم‌های موسیقی نیستم. دور و بر شما چیزهای زیادی برای گوش كردن هست كه نمی‌شناسید. همه چیزی كه من در خانه دارم، كارهای Bo Diddley بعضی آثار «استونز» و «بیتلز» و تعدادی آلبوم جاز قدیمی است. Family را هم دوست دارم. كارهای زیبایی انجام می‌دهند.
● چقدر شعر می‌خوانید؟
▪ گاهی شكسپیر و چوسر. زیاد شعر نمی‌خوانم. شاید باید بیشتر این كار را انجام دهم.
● از Madcap Laughs (۴) (خنده‌های یك دیوانه) راضی هستید؟
▪ بله. كارهایی كه در آن هست را دوست دارم. این آلبوم مدت‌ها پس از تهیه‌اش منتشر شد. من می‌خواستم كه این آلبوم مجموعه كاملی از چیزهایی باشد كه مردم دوست دارند بشنوند.
● Madcap نسبتاً با كارهای دیگر شما در پینك‌فلوید هماهنگ است. درباره آلبوم جدید چه خبری دارید؟
▪ در آن هر چیزی ممكن است وجود داشته باشد. این بستگی دارد به اینكه حس كنم چه كاری را دوست دارم انجام دهم. نكته مهم دیگر این است كه باید نسبت به كار قبلی اثر بهتری باشد.
● چقدر گیتار می‌زنید؟
▪ من همیشه آهنگ‌ها را با گیتار می‌نوشتم. این اتاق بزرگ را داشتم و در آن كار می‌كردم. دوست داشتم كه موسیقی و كلمات هماهنگ با هم كار كنند. خوب، زمانی به استودیو رفتم در حالی كه كلمات در سویی و موسیقی در سوی دیگری قرار گرفته بود. فكر كردم كه می‌شود همین شیوه را هم ادامه داد.
● اكنون مشغول چه كاری هستید؟
▪ روی آلبوم جدید كار می‌كنم. چهار آهنگ را قبلاً آماده كرده‌ایم و كل كار باید حدوداً بعد از سپتامبر تمام شود. آنجا موسیقیدانانی هست كه فقط مردم می‌توانند به آنها كمك كنند مثل Madcap كه به من اختیار عمل فراوانی برای آنچه می‌خواهم انجام بدهم داد. حس می‌كنم گرچه چیزهای بسیاری دارم اما هنوز كارهای بهتری برای انجام دادن هست و من فقط می‌خواهم كارم را به بهترین شكل ممكن انجام دهم

مصاحبه برای یک سال پیش می باشد


جیپسی كینگز ----------مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

از۹ سال پیش تاكنون كه اولین آلبوم جیپسی كینگز به عنوان پر استقبالترین آلبوم بین المللی معرفی گردید هیچ گروه دیگری قادر به كسب چنین محبوبیتی نشده است و این گروه كماكان پر طرفدارترین گروه موسیقی در جهان محسوب میگردد .تمامی اعضای این گروه از اهالی جنوب فرانسه میباشند كه در اجتماع كولی ها در دامنه های ارلز متولد شده اند.
در دو دهه پیش هنگامی که تهی مایه های انگلیسی و آمریکائی فوج فوج آوازهای (پاپ) را با سینتی سایزرها زمزمه می کردند و سعی داشتن با ظاهر و حرکات عجیب و غریب نگاه ها را به سوی خود جلب کنند،سر بر آوردن و موفقیت گروه نو پا چون جیبسی کینگز بعید می نمود.


آنان کار خود را از کاروانها و اطراف کولی ها در آرلس و مونت پلیه واقع در جنوب فرانسه آغاز کردند.در ابتدای کار، نوای گیتارشان خالی از اشتباه نبود و موجی از ریشخند و تمسخر را بسوی آنها برانگیخت،
ولی از آنجا که نوآوری درتمامی عرصه ها مجموعه از پیام نو،جسارت و پیگیری را می طلبد و در گستره هنر افزون بر همه اینها ارتعاش روح آدمی برترین کلام است،جیپسی کینگز بی اعتنا به واکنش های دلسرد کننده نخستین،به فعالیت های خود ادامه داد تا آنجا که به عنوان قطبی غالب و صاحب سبکی خاص در دنیا شناخته شدو بسیاری از هنرمندان بنام جهان موسیقی را به ستایش هنر بدیع خود واداشت.
آوای برادرن (ری) و (بالیاردو) با آن لحجه عجیب و کولی وار ، واگویه روانی است ازعشق نهفته وجود آدمی ، عشق به آزادی ، عشق به زیستن ، عشق به هم نوع و ستایش زیبائی و جلوه های گوناگون آن و در نهایت ، مهر ورزی جاودانه به آفریننده تمامی اینها.


نوای روح نواز این گروه که بر خواسته از هنر جاری و مردمی نژادهای گوناگون اسپانیائی ، فرانسوی و آفریقای شمالی می باشد و در فرهنگ چند آمیزه ای کولی ها تجلی یافته ،دلهای مشتاق موسیقی را در جای جای جهان به لرزه در می آورد و به سادگی دست احساسشان را دست در دست هم می نهد. این چند آمیزگی و درون مایه غنی فرهنگی را باید یکی از عوامل مهم موفقیت گروه جیبسی کینگز دانست.
بافت فامیلی این گروه نیز همچون موسیقی آنها ترکیبی ساده وم مردمی دارد. آنها چند برادر ، پسر عمو و پسر دایی هستند که هم دوش هم می خوانند و با تک نوازی گیتارشان جهانی را کولی وار به وجد می آورند.
ریشه های تاریخی این گروه را باید در (خوزه ریز) خواننده مشهور فلامنكو جستجو كرد. وی به همراه پسرانش نیكولاس ٫ كنت و پل گروهی بنام ریزها (Los Reyes) تشكیل داد و مدتها به هنر نمایی پرداختند.
سالها بعد پس از مرگ پدر برادران ریز در یكی از اعیاد سالانه كولیها بصورت نسبتا اتفاقی برادران مسثعد بالیاردو را كه از اقوام خود بودند را ملاقات كردند.


از انجایی كه برادران ریز با توجه به تعلیمات پدرشان بیشتر در آواز خوانی مهارت داشتند تا در نواختن گیتار و بر عكس برادران بالیاردو كه تخت تاثیر مانتیاس دپلاتا نوازنده معروف گیتار فلامنكو بوده اند در نوازندگی گیتار از قابلیتهای چشمگیرتری برخوردار بودند هر دو خانواده مصمم شده اند با تشكیل گروهی متحد مكمل هنر یكدیگر باشند.
این گروه كه نام جیپسی كینگز را برای خود بر گزید آواز خوان اصلی آنها (نیکولاس ری) پسر خواننده مشهورفلامنکو(خوزه ری)است که همراه خواننده دیگر این گروه (مانتیاس دپلاتاس) در دهه های شصت و هفتاد به قله های بلند موفقیت دست یافته و میلیون ها نسخه از کار هایشان را به فروش رساندند و همچنین طی همه سالهای فعالیت جیبسی کینگز آوازه خوان ها و گیتاریستهای از خوانواده (ری) (فرانکو،کانت،نیکولاس،پابلو و پاچای) و خانواده های (بالیاردو)(دیه گو،پاکو و تونینو) نیز در آن هنر نمایی کردند.


پس از سالها هنرنمایی چشمگیر در اواخردهه ۸۰۸۰ صدای موطن خود را به گوش شنوندگان سرتاسر اروپا و امریكا برساند.مشكل بتوان نوع موسیقی این گروه را با معیارهای متداول طبقه بندی نمود زیرا موسیقی جیپسی كینگز كه اصولا محلی-عامی میباشد را با ساز گیتار و بر اساس فلامنكوی سنتی اجرا مینمایند.
▪ نکته:
گروه جیپسی گینک را نمیتوان اجرا کننده موسیقی فلامنکو دانست بلکه این گروه بنوعی در اجرای آهنگها و قطعات از موسیقی فلامنکو بخصوص از تکنیکهایش بهره گرفته است.
از طرف دیگر جهت كسب محبوبیت بین المللی اخیرا از سازهای مدرن نیز استفاده میكند .
▪ با این وجود مشخصه های كلی این گروه شامل:
ـ ریتم یكنواخت كه اغلب رومبا میباشد
- همخوانی ( آواز خوانی چند خواننده بطور همزمان) -
ـ استفاده از ساز گیتار به عنوان ساز اصلی
- آواز خوانی با لهجه جیتانه(Gitane)
كه لهجه كولی ها و تركیبی از فرانسوی و اسپانیایی است و پالماس ( دست زدن ) میباشد . تكنواز اصلی گروه تونینو بالیاردو است.


تكنوازی های او خالق چنان لحظات زیبایی میشود كه با ظرافت اشعار شعله ور میگردند. این اشعار اغلب با صدای خشدار و پر احساس نیكولاس ریز و آندره ریز متجلی میگردن
هنگامی به عظمت و پیروزی این گروه پی میبریم که به اجراهای متعدد، انبوه جوایز کسب شده توسط آنان، مرورهای فراوانی که بطور مداوم بر کارهایشان می شود و فروش چشمگیر آلبوم های آنها توجه کنیم.
نخستین حضور واقعی جیبسی کینگز در عرصه موسیقی در سال ۱۹۸۸ بودکه با قرار گرفتن در ردیف (۱۰) آلبوم پر فروش سال در چندین کشور جهان به در یافت جوایز بسیاری نائل آمدند.
ازآن پس انتشار پی در پی آلبوم های متنوع و زیبا مکانی دائمی را در تابلوی اعلانات موسیقی جهان برای این گروه گشود.


هر آلبوم جدید آنها بدون استثنا رده های نخست را در فهرست موسیقی پاپ و لاتین کسب می کرد و این صعودی بی سابقه بود،زیرا تا آن زمان موسیقی غیر انگلیسی زبان موفق به کسب آن مراتب در جهان موسیقی به ویژه در آمریکا نشده بود.
علاوه بر تمام این موفقیت ها در سال (۱۹۹۴) این گروه به عنوان (برترین هنرمندان جهان موسیقی) نیز شناخته شدند.
یکی دیگر ازویژگی های برجسته این گروه ارائه موسیقی بدون کلام می باشد که اغلب نواهای بوجود آورنده این آهنگها ترکیبی بوده ودر مانوس پیشین نمی گنجد.
همین ویژگی بر شهرت جهانگیر جیبسی کینگز بیش از پیش می افزایدو جانهای بی قرار بیشتری را به سوی آنها می کشدتا در سایه هنرشان دمی بیاسایند


● مروری بر برخی از آثار
▪ آلبوم گوناگون(۱۹۸۹)
در کشور فرانسه شهر پاریس در استودیوی پاته مارکونی در ماه های ژوئن، ژوئیه و سپتامبر ضبط شده است.
این آلبوم موفق بدریافت پانزده جایزه شده و همچنین جزو ده آلبوم پر فروش در دوازده کشور جهان بوده است.
▪ آلبوم خوشبختی(۱۹۹۰):
این آلبوم در کشور فرانسه در شهر پانتین در استودیوی هری سان طی سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۳ ضبط شده است.تمامی ترانه های این آلبوم توسط نیکولاس ری سروده شده است.
▪ آلبوم این جهان(۱۹۹۱):
در کشور فرانسه شهر بولان در استودیوی پاته مارکونی ضبط شده است.
ترانه “بی او” در سال ۱۹۹۱ توسط پیتر ویر بعنوان موسیقی فیلم بدون ترس انتخاب شد.
▪ آلبوم زنده(۱۹۹۳):
این آلبوم بصورت زنده در سال ۱۹۹۱ شده و تمام ترانه ها توسط اعضای گروه سروه شده است.البته بجز ترانه “او را دوست دارم” که کاری از جی.پاتراک وجرج ری است.
▪ آلبوم عشق و آزادی(۱۹۹۳):
این آلبوم در شهر سورسنس فرانسه در استودیوی گوایلام ضبط شده است.
این آلبوم ۲ سال بعد یعنی ۱۹۹۵ نامزد جایزه گرمی بعنوان بهترین آلبوم موسیقی سال شناخته شد.
▪ آلبوم بهترینهای جیپسی کینگز(۱۹۹۵):
این آلبوم گلچینی از کارهای قبلی بهمراه آهنگ جدیدی بنام “در کنار تو”میباشد.
▪ آلبوم سرزمین کولی ها(۱۹۹۶):
این آلبوم در شهر میراوال کشور فرانسه در استودیوی میراوال و قسمتی از آن نیز در نیویورک در استودیوی Right Track ضبط شده است.
▪ آلبوم جام (۱۹۹۷):
این آلبوم نیز در سال ۱۹۹۸ نامزد جایزه گرمی بهترین آلبوم موسیقی سال شناخته شد



گروه راک کاسی بین ---------مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

گروه راک کاسی بین(Kasabian) به سرعت به یکی از محبوبترین گروه های راک بریتانیا تبدیل شده است و در سال ۲۰۰۴ برای دریافت سه جایزه موسیقی بریت (Brit) نامزد شد.
تک آهنگ های کلاب فوت (Club Foot) و ال اس اف (L.S.F) همراه با چند ویدئوی جالب و نگاره سازی هنری موفق، عاملی شدند که کاسی بین را وارد جدول بهترین تک آهنگ های انگلستان کنند و آلبوم آنها با عنوانکاسبی ین نیز در صدر جدول بهترین آلبوم بریتانیا قرار گرفت.در طی این مدت کاسی بین کنسرت های موفقی را نیز اجرا کرده و نامی به عنوان یکی از گروه های برتر اجرای زنده برای خود بدست آورده است. اعضای این گروه که اهل شهر لستر انگلستان هستند، موسیقی الکترونیک را با راک ترکیب کرده اند. از این لحاظ موسیقی آنها به گروه های راک انگلیسی اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی بسیار نزدیک است.
گروه هایی مانند استون رزز(Stone Roses) هپی ماندیز(Happy Mondays) و پرایمل اسکریم (Primal Scream) که اکثرا از شهر منچستر انگلستان بودند.


این گروه ها تحت تاثیر جریان موسیقی رقص آن زمان و مرکز آن که کلوپ پر تاثیر Hacienda در شهر منچستر بود موسیقی رقص را با راک یا به طور مشخص راک مستقل می آمیختند. از این رو ایندی دنس (Indie Dance) نام دیگری است که بر روی موسیقی این گروه ها گذاشته شده است.
در پاسخ به منتقدانی که کاسی بین را محکوم به بازسازی ایندی دنس می کنند، اعضای این گروه نه تنها این ادعا را انکار نمی کنند بلکه از گروه های نام برده به عنوان الگوی خود نام می برند و آن دوره را تحسین می کنند.


“اگر به خاطر آنها نبود ما اینجا نمی بودیم، آنها الهام بخش ما بودند. چیزی که ما از آنها گرفتیم طرز رفتار بود” و در جایی دیگر می گوید”موسیقی بریتانیایی یک اردنگی می خواهد تا راه بیافتد و بریتانیا به یک گروهی تازه احتیاج دارد تا جان تازه ای به آن بدهد.”
اما موسیقی گروه کاسی بین حتی اگرخود به آن اعتراف نکنند در اصل - حداقل در این آلبوم- موسیقی الکترونیک است با اشاره ای به موسیقی راک. و شباهت آن به موسیقی گروه هایی مانندAir و Zero ۷ غیر قابل انکار است.


▪ اعضای گروه کاسی بین متشکل از سه نوازنده و یک خواننده است.
ـ تام میگان (Tom Meighn) خواننده
ـ سرجیو پیزورنو (Sergio Pizzorno) گیتار –آهنگساز
ـ کریس ادواردز (Chris Edwards) گیتار باس
ـ کریستوفر کارلوف (Christopher Karloff) گیتار – سینتی سایزر
میگان، پیزورنو و ادواردز در شهر لستر بزرگ شدند و از هفت سالگی با هم موسیقی می نواختند.
آنها کارلوف را در کلوبی دیدند و از او خواستند که به آنها بپیوندد. میگان در این باره می گوید:
“با دیدن پا گوشی های بلندش فکر کردیم که تیپش به ما می خورد پس از او خواستیم تا به ما بپیوندد.” نام گروه ، برگرفته از نام “لیندا کاسی بین” راننده قاتل معروف آمریکایی چارلز منسون( سردسته فرقه نژاد پرست شبه مذهبی “خانواده منسون”که در ده شصت میلادی در آمریکا محکوم به قتل یازده نفر شدند) است.


نگاهی به آلبوم آلبوم کاسی بین تقریبا از دو بخش تشکیل شده است. نیمی از آلبوم شامل آهنگهای الکترونیک است با مقدار کمی گیتار. نیمی دیگر، در سبک ایندی راک یا ایندی دنس است. آهنگهای الکترونیکی در سبک موسیقی الکترونیکی فرانسوی متاخر است. به عنوان مثال از گروه Air یا میروائیس Mirwais (که دو آلبوم آخر مدونا را تهیه کرده است) و گروه Zero ۷ انگلیسی می توان نام برد.
دسته از آهنگ ها آهسته تر هستند و صدای سینتی سایزر، که ملودی ها و آکورد ها با آن نواخته می شود، بر سازهای دیگر غلبه می کند. صداهای سینتی سایزر ملایم، متنوع و طوری نواخته می شوند تا فضایی باز به آهنگها می دهند. صدای گیتار باس قوی ولی مثل موسیقی فانکFunk یا سول Soul نواخته می شود.
درامز ریتمی یک نواخت و آهسته دارد کمی شبیه به آهنگ های آر اند بی و یا هیپ هاپ. آهنگ های یو بوت U Boat، بوتچر بلوز Butcher Blues و آی دی ID از این نوع آهنگ ها هستند. تام میگان بخش دیگری از آهنگها مثل کلاب فوت Club Foot، پروسسد بیتز Processed Beats، ال اس اف L.S.F در سبک ایندی راک یا ایندی دنس هستند.


در این آهنگها ریتم های سریع تر مانند موسیقی رقص ( آر اند بی و هیپ هاپ) هستند. بطور کلی در تمام آلبوم ریتم هایی که با درامز نواخته می شوند، شباهتی به ریتم های یک درامر گروه راک ندارد. به این معنی که شنونده احساس نمی کند که درامر زنده این ریتم ها را نواخته است به این خاطر که آنها یکنواخت و شاید زیاد پرداخت شده اند.
این ریتم ها می توانند به راحتی ریتم های آماده و ضبط شده ای که بسیاری از تهیه کنندگان موسیقی در استودیو های خود به آن دسترسی دارند، باشند. گیتار باس هم بطور قوی نواخته می شود تا حالت رقص آهنگ ها را حفظ کند.
این گروه آهنگها بیشتر از آهنگ های دیگر با گیتار برقی همراه هستند و اکثر ملودی ها با آن نواخته می شوند. نکته ای دیگری که کاسی بین را نزدیک به گروه های ایندی دنس انگلیسی ده هشتاد - نود می کند، طرز خواندن ترانه ها توسط تام میگان است که بطور بسیار مشخص شبیه شون رایدر Shaun Ryder خواننده گروه هپی ماندیز است.


شون رایدر کلمات ترانه را بطور ریتمیک می خواند و سعی می کرد که لهجه انگلیسی خود را به وضوح نمایان کند و هویت انگلیسی گروه را مشخص کند. کریس ادواردز در میان آهنگ های آلبوم تنها آهنگ “عقل پیمان شکن است” ( Reason is Treason) است که نزدیک به روح و جان یک گروه راک یا ایندی راک است در نتیجه گیتار برقی و باس بر آهنگ مسلط هستند.
کاسی بین با کمپانی بزرگ موسیقی آر سی ای RCA قرارداد بسته است. آهنگ های کلاب فوت و ال اس اف به ترتیب آهنگ شماره نوزده و ده جدول بهترین های بریتانیا شدند. پیزورنو می گوید”ما موسیقی خود را بسیار جدی می گیریم ولی سعی می کنیم که با آن سرگرم شویم و تفریح هم بکنیم



( Genesis)، گروه جنسیس ---------مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

گروه جنسیس( Genesis)، یكی از معروفترین گروه‌های پاپ و راك دنیا كه نزدیك به چهار ده از فعالیتش می‌گذرد و تا كنون نزدیك به ۱۶۰ میلیون آلبوم به فروش رسانده، در حال حاضر سرگرم برگزاری تور كنسرت‌هایش در اروپا و آمریكاست.
گروه جنسیس اولین آلبومش را در سال ۱۹۶۹ منتشر كرد و در طول چند دهه عمری كه پشت سر گذاشته، فراز و نشیبهای زیادی را طی كرده و با توجه به تغییر و تحولاتی كه در تركیب گروه اتفاق افتاد، می‌توان فعالیت‌ها و دستاوردهای گروه جنسیس را به سه دوره مختلف تقسیم كرد كه از لحاظ موسیقایی و سبك كار متفاوت هستند: در دهه هفتاد میلادی، گروه جنسیس با ارایه ترانه‌هایی با ساختاری پیچیده و همچنین اجرای كنسرت‌هایی كه از جنبه‌های هنری و نمایشی برخوردار بودند، به یكی از مهمترین و محبوب‌ترین گروههای راك در جهان بدل شد.


با جدا شدن پیتر گابریل‌Peter Gabriel‌ و استیو هاكت‌Steve Hackett‌ از گروه و برجسته شدن نقش فیل كالینز‌Phil Collins‌ به‌عنوان خواننده، سبك كار گروه جنسیس هم تغییر كرد و از اواخر دهه هفتاد میلادی به بعد به جرگه گروه‌های پیوست كه بیش از همه ترانه های راك به اصطلاح همه‌پسند عرضه می‌كنند.به گزارش رادیو آلمان ، جنسیس بعد از جدا شدن فیل كالینز در دهه نود میلادی فصل تازه‌ای را شروع كرد كه از لحاظ سبك به دوره اول فعالیتهای گروه بی‌شباهت نبود. در دهه نود میلادی خوانندگی گروه را ری ویلسون‌Ray Wilson‌ برعهده داشت، اما در این دوره جنسیس نتوانست به آن موفقیت گذشته دست یابد :‌Bildunterschrift‌ نخستین جرقه‌های شكل‌گیری گروه جنسیس برمی‌گردد به سال ۱۹۶۸ میلادی. در آن سال بود كه چند تن از شاگردان یكی از مدرسه‌های شبانه‌روزی انگلیس به اسم‌Chaterhouse‌ كه عضو دو بند مختلف بودند، در هم ادغام شدند و به این ترتیب بود كه نطفه گروه جنسیس به وجود آمد.


یكی از این دو گروه‌The Garden Wall‌ نام داشت كه در آن پیتر گابریل خوانندگی می‌كرد و تونی بنكس‌Tony Banks‌ هم پیانو می‌زد. آن گروه دیگر‌The Anon‌ نام داشت كه مایك راثرفور‌Mike Rutherford‌ و آنتونی فیلیپزAnthony hilllips‌ گیتاریست‌های آن بودند. بعد از ادغام شدن این دو گروه جان سیلور‌John Silver‌ به عنوان درامر به این گروه نوپا ملحق شد، البته ذكر این نكته لازم است كه گروه هنوز جنسیس نام نداشت. در آن زمان پیتر گابریل شعر ترانه‌ها را می‌سرود و آهنگ‌ها نیز محصول همكاری اعضای گروه بود. یكی از همكلاسی‌های اعضای گروه به نام جاناتان كینگ‌Jonathan King‌ به آنها پیشنهاد همكاری و كمك در تهیه و انتشار یك آلبوم می‌كند. نام جنسیس، به معنی آفرینش یا پیدایش، كه درواقع فصل اول كتاب توارات نیز است، به پیشنهاد همین جاناتان كینگ انتخاب شده است.
مایك راثرفور گیتاریست و بایسیت گروه جنسیس درباره آن دوران می‌گوید: وقتی كه ما فعالیتمان را شروع كردیم، گروه‌های زیادی وجود نداشت. بازار موسیقی آن دوران به صورت امروزی و تا این اندازه جدی نبود؛ بیشتر جنبه هنری و تفریحی داشت. امروز ما با یك صنعت عظیم موسیقی سروكار داریم و با هزاران گروه مختلفی كه در این زمینه فعال هستند. راستش من دلم برای فضای جذاب پرهرج و مرج آن دوره تنگ شده.

امروز كوچك‌ترین جز یك قطعه، كاملا حساب‌شده است. ولی خب عجیب اینجاست كه از لحاظ موسیقایی اتفاق خاصی نیفتاده. بیتل‌ها هنوز كه هنوز است گروه محبوب محسوب می‌شوند و ترانه‌هایشان شنوندگان زیادی دارد. اولین آلبوم گروه جنسیس در تابستان سال ۱۹۶۹ به انتشار رسید، آلبومی به نام‌From Genesis to Revelation‌ از پیدایش تا قیامت.
البته تهیه این آلبوم همانطور كه در پیش اشاره شد، با همكاری جاناتان كینگ صورت گرفت. نكته درخور توجه اینكه این تهیه‌كننده، بعد از ضبط آلبوم، بدون گرفتن اجازه از اعضای گروه جنسیس، چند تنظم‌كننده را مأمور كرد كه با وارد كردن سازهای زهی و بادی، به قطعات گروه حال وهوایی همه‌پسند ببخشند. با وجود این، اولین كار جنسیس با استقبال چندانی روبرو نشد و اینطور كه گفته می‌شود، فقط ۶۰۰نسخه از این آلبوم به فروش رفته است. بعد از این جریان، گروه جنسیس به همكاریش با جاناتان كینگ خاتمه داد و اكثر اعضای گروه هم تصمیم گرفتند كه بطور جدی و كاملا حرفه‌ای كار موسیقی را دنبال كنند. تنها نوازنده درامز، یعنی جان سیلور راه دیگری را پیش گرفت و برای تحصیل راهی آمریكا شد.


در سال ۱۹۷۰ آلبوم‌Trespass‌ منتشر شد كه بسیاری‌ها آن را اولین آلبوم واقعی جنسیس می‌دانند. در این دوره بود كه یكی از چهره‌های كلیدی گروه جنسیس وارد میدان شد: فیل كالینز كه خود دراین باره می‌گوید: تست نوازندگی برای همكاری با گروه، اولین ارتباط من با قشر متوسط جامعه بود. من با دوستم رونی كه گیتاریست است، به خانه پیتر گابریل رفتیم؛ او به عنوان متقاضی نوازندگی گیتار و هم نوازندگی درامز. رونی فكر می‌كرد كه گروه او را قبولش می‌كند، اما در نهایت من به گروه جنسیس محلق شدم و نه او. بعد از پیوستن فیل كالینس، گروه جنسیس هنوز یك گیتاریست كم داشت كه البته با دادن یك آگهی دیگر در نشریه ملودی میكر تونست استیو هاكت را پید اكند، گیتاریستی كه نقش مهمی در شكل‌گیری بعضی از قطعات گروه داشته است.


تركیب اصلی جنسیس كه چند سالی پایدار بود در همان زمان شكل گرفت. :‌Bildunterschrift‌ آخرین آلبوم جنسیس با خوانندگی پیتر گابریل در سال ۱۹۷۴ به انتشار رسید كه‌The Lamb lies down on Broadway‌ نام داشت. بعد از اجرای تور كنسرت‌های این آلبوم، پیتر گابریل از گروه جدا شد، از یكسو به خاطر بیمار شدن فرزندش و از سوی دیگر به خاطر اختلافات سلیقه‌ای. او خود درباره جدا شدن از جنسیس می‌گوید: یك وقت، قضیه دیگه خیلی بزرگ شده بود، تورهای عظیم و ... من حس می‌كردم كه چرخی كوچك در این دستگاه عظیم الجثه هستم. از اینكه یك ستاره موسیقی راك هستم، احساس خستگی می‌كردم. وضع طوری شده بود كه حتی نمی‌توانستم تو روی خودم نگاه كنم. از وضعیتم كاملا ناراضی بودم و حس می‌كردم زندانی هستم.
بعد از جدا شدن پیتر گابریل در سال ۱۹۷۵ و جستجوی طولانی گروه برای یك خوانند جدید، فیل كالینز خوانندگی گروه را برعهده گرفت. اولین آلبومی كه جنسیس با صدای فیل كالینز راهی بازار كرد، در سال ۱۹۷۶ بود، آلبومی به نام‌A Trick of the Tail‌ كه با استقبال زیادی روبرو شد و تا آن زمان پرفروشترین آلبوم گروه محسوب می‌شد. البته با آمدن فیل كالینز سبك كارهای گروه هم به مرور زمان تغییر كرد. در سال ۱۹۹۷ آخرین آلبوم رسمی استودیویی گروه جنسیس تحت عنوان ‌Calling all Station‌ و با خوانندگی ری ویلسون منتشر شد.


البته در طی سال‌های گذشته، گروه جنسیس مجموعه‌هایی از گلچیین ترانه‌هایش منتشر كرده و همچنین ترانه‌هایی از آرشیو قدیمی گروه كه تا به حال انتشار پیدا نكرده بودند. بعد از شایعات و گمانه‌زنی‌های زیاد، گروه جنسیس در اكتبر سال ۲۰۰۶ اعلام كرد كه فیل كالینز برای اجرای توری عظیم و كنسرت‌های متعدد در سراسر دنیا، دوباره به گروه ملحق شده و همانطور كه در پیش اشاره شد، سرگرم برگزاری تور كنسرت‌هاش در اروپا و آمریكا است



W.A.S.P------مبحث کروه های موسیقی ایران و خارج

Blackie lawless در ۴ سپتامبر ۱۹۵۶ در محله staten island نیویورک به دنیا آمد . در سن ۱۳ سالگی در یک درگیری چاقوکشی کرد و به علت سن کم به دو سال درس خواندن در مدرسه نظامی تنبیه شد .
در سن ۹ سالگی بلکی اولین گیتار خود را خرید و وقتی که فقط ۱۶ سال داشت در گروه black rabbit گیتار زد و بعد از این گروه هم به عضویت گروههای orfax rainbow و new york dolls در آمد و تا ۱۸ سالگی در این گروهها گیتار زد .
اما بعد از شش ماه بلکی و بیسیست گروه یعنی arthur kane تصمیم به جدا شدن گرفتند تا به لس آنجلس بروند و گروه killer kane را تشکیل دهند . آنها با این گروه یک EP ضبط کردند . اما این گروه هم به زودی منحل شد و kane به نیویورک بازگشت .
در سال ۱۹۷۷ بلکی به همراه randy piper گروهی را به نام sister تشکیل دادند که جزو اولین گروههای نیویورک بودند که صورتشان را آرایش کردند اما آنها به علت اینکه کمپانی پخش پیدا نکردند نتوانستند آلبومی را ضبط کنند . در هنگام فعالیت در گروه sister بلکی با chris holmes آشنا شد .


اما در سال ۱۹۸۲ بلکی تصمیم به تشکیل دادن یک گروه جدید گرفت و این گروه به همراه randy ( گیتار ) ، chriss holmes ( گیتار ) و tony Richards ( درام ) به همراه don costa به عنوان بیسیست مهمان شکل گرفت و گروه مشغول کنسرت دادن شد و این گروهی بود که( W.A.S.P ( we are sexual prophet نام گرفت و جاودانه شد .
در اواخر ۱۹۸۳ مدیر گروه iron maiden یعنی rod smallwood به دیدن گروه آمد و بسیار به کار گروه علاقمند شد و برای گروه در اوایل سال ۱۹۸۴ قراردادی با شرکت capital record نوشت و گروه مشغول به کار بر روی اولین آلبوم که نام خود گروه را داشت شد .
قبل از ضبط آلبوم گروه تک آهنگ animal را ضبط کرد و شرکت capital آن را در اروپا پخش کرد .
در آگوست همان سال آلبوم w.a.s.p به طور کامل ضبط شد که در سپتامبر همان سال تک آهنگ I wanna be somebody به آن اضافه شد . این آلبوم در انگلیس در رتبه ۵۱ و در آمریکا در رتبه ۷۴ قرار گرفت .


۱) I Wanna Be Somebody
۲) L.O.V.E. Machine
۳) Flame
۴) B.A.D.
۵) School Daze
۶) Hellion
۷) Sleeping In The Fire
۸) On Your Knees
۹) Tormentor
۱۰) Torture Never Stops
بعد از پخش این آلبوم و قبل از حضور گروه در تور انگلیس tony Richards از گروه جدا شد و به جای او steve riley به گروه اضافه شد .
در می ۱۹۸۵ کار بر روی آلبوم دوم گروه شروع شد . این آلبوم که the last command نام داشت در استودیو pasha در لس آنجلس ضبط شد .
در حین ضبط آلبوم هم گروه در تور شرکت کرد که این تور با مراسم قربانی کردن حیوانات همراه بود .


آلبوم the last command نهایتا در سپتامبر پخش شد که دو آهنگ blind in texas در اکتبر و wild child در ژوئن سال بعد به آن اضافه شد . این آلبوم در سوئد در رتبه ۱۵ در انگلیس در رتبه ۴۸ و در آمریکا در رتبه ۴۹ قرار گرفت .
۱) Wild Child
۲) Ballcrusher
۳) Fistful Of Diamonds
۴) Cries In The Night
۵) Blind In Texas
۶) Widowmaker
۷) Running Wild In The Streets
۸) Sex Drive
۹) Last Command
۱۰) Jack Action
بعد از پخش این آلبوم randy riper از گروه جدا شد که johanny rod جایگزین او شد . در سپتامبر ۱۹۸۶ گروه در تور پائیزی اروپا شرکت کرد و بعد از آن هم سومین آلبوم خود را به نام inside the electric circus را ضبط کرد . این آلبوم هم در سوئد به رتبه ۳۵ در انگلیس به رتبه ۵۳ و در آمریکا در رتبه ۶۰ جا گرفت .


۱) Big Welcome
۲) I Don�۰۳۹;t Need No Doctor
۳) ۹.۵ Nasty
۴) Restless Gypsy
۵) Shoot From The Hip
۶) I�۰۳۹;m Alive
۷) Easy Livin�۰۳۹;
۸) Sweet Cheetah
۹) Manimal
۱۰) King Of Sodom And Gomorrah
۱۱) Rock Rolls On
قبل از شروع تور انگلیس گروه چند روز زودتر به لندن رفت تا در کنسرتی در town and country club برگزار کند که دشمنان گروه در این کنسرت برای نمایش بجای مواد مصنوعی منفجر شونده از مواد طبیعی و بمب استفاده کرده بودند که قبل از کنسرت اعضای بک استیج گروه این موضوع را فهمیده و بمب ها را خنثی کردند و بعد از این بود که بلکی تهدید به خود کشی کرد .
در سال ۱۹۸۷ wasp در فستیوال monster of rock که با مدیریت bon jovi انجام می شد شرکت کرد و بعد از آن هم آهنگ scream until you like it را برای فیلم ترسناک ghouls را ضبط کرد و بعد از آن هم در کنسرت live in the raw شرکت کرد که به عنوان آلبوم اجرای زنده پخش شد و در آن نسخه اجرای زنده آهنگ animal fuck like beast هم وجود دارد .
در اواخر همان سال هم گروه چهارمین آلبوم کامل خود را به نام the headless children را در استودیو baby o studios در لس آنجلس ضبط کرد .
قبل از ضبط این آلبوم هم steve riley از گروه جدا شد و Frankie banali درامر گروه quite riot به گروه اضافه شد و همچنین ken hensly هم برای نواختن کی برد به گروه آمد . این آلبوم هم در انگلیس در رتبه ۸ و در آمریکا در رتبه ۴۸ جای گرفت .


۱) Heretic The Lost Child
۲) The Headless Children
۳) Thunderhead
۴) Mean Man
۵) Neutron Bomber
۶) Mephisto Waltz
۷) Forever Free
۸) Maneater
۹) Rebel In The F.D.G.
تورهای گروه بعد از این آلبوم شروع شد ولی به دلیل اینکه Frankie درامر گروه درگیر کنسرت های گروه quite riot بود این تورها به پایان نرسید اما بعد از تمام شدن تور گروه quite riot درامر گروه به طور کامل در اختیار wasp قرارگرفت تا گروه در تور انگلستان شرکت کند که این تور در ماه می همان سال به پایان رسید که آهنگ the real me که کاور شده از آهنگ گروه who است به همراه آهنگ forever free که در جدول تک آهنگ های انگلیس رتبه ۲۵ را به خود اختصاص داد هم اجرا شد .
بعد از این تور هم chris holmes از گروه جدا شد .
آلبوم بعدی گروه the crimson idol نام داشت که در ژوئن ۱۹۹۲ در استودیو fort apach ضبط شد اما در میان ضبط آلبوم Frankie هم از گروه جدا شد و stret howlands به جای او برای نواختن درام گروه انتخاب شد و همچنین در ضبط استودیویی این آلبوم Johnny rod حضور نداشت و گیتار آن را bob kulluck به عهده گرفت ولی بعد از ضبط استودیویی rod به گروه بازگشت . این آلبوم هم در رتبه ۳۱ سوئد و ۲۱ انگلیس قرار گرفت .


۱) Titanic Overture
۲) Invisible Boy
۳) Arena Of Pleasure
۴) Chainsaw Charlie Murders In The New Morgue
۵) Gypsy Meets The Boy
۶) Dr. Rockter
۷) I Am One
۸) Hold On To My Heart
۹) Great Misconception Of Me
در آگوست ۱۹۹۲ گروه باز هم در فستیوال monster of rock با مدیریت گروه iron maiden شرکت کرد و بلافاصله بعد از آن هم گروه در تور اروپا شرکت کرد که ترکیب گروه در این تور blackie ، Johnny rod ، stret howland و doug blair بود .
در اکتبر ۱۹۹۳ تک آهنگ sunset and Babylon ضبط شد که همزمان با آن آلبوم بعدی گروه به نام first blood last cut ضبط شد که در رتبه ۵۲ انگلیس جا گرفت که بعد از آن بلکی اعلام کرد که تصمیم گرفته wasp را منحل کند تا پروژه انفرادی خود را ادامه دهد .


۱) Still Not Black Enough
۲) Somebody To Love
۳) Black Forever
۴) Scared To Death
۵) Goodbye America
۶) Keep Holding On
۷) Rock And Roll To Death
۸) Breathe
۹) I Can�۰۳۹;t
۱۰) No Way Out Of Here
بعد از پخش این آلبوم گروه افت محسوسی کرد و اعضای آن هر کدام مشغول پروژه های جانبی خود شدند تا در سال ۱۹۹۵ بلکی آلبوم still not black enough را باز هم تحت عنوان wasp ضبط کرد که کل آلبوم را خود به تنهایی ساخته بود و بعد از پخش آن اعلام کرد که تصمیم گرفته همچنان نام wasp را زنده نگه دارد .


۱) Still Not Black Enough
۲) Somebody To Love
۳) Black Forever
۴) Scared To Death
۵) Goodbye America
۶) Keep Holding On
۷) Rock And Roll To Death
۸) Breathe
۹) I Can�۰۳۹;t
۱۰) No Way Out Of Here
در مارس ۱۹۹۷ شاهکار دیگری از گروه به نام kill fuck die ضبط شد و از لحاظ سبک بازگشت گروه را به دوره حضور holmes نشان می داد . در این آلبوم stret howland همچنان در گروه حضور داشت و mike duda هم برای نواختن بیس به گروه آمد و بعد از این آلبوم هم گروه در کنسرت شرکت کرد که در یکی از آن کنسرتها برای نمایش به یک زن راهبه تجاوز کردند و قربانی کردن حیوانات مثل جوجه و خوک هم همچنان در کنسرتها دیده می شد .


۱) Kill, Fuck, Die
۲) Take The Addiction
۳) My Tortured Eyes
۴) Killahead
۵) Kill Your Pretty Face
۶) Fetus
۷) Little Death
۸) U
۹) Wicked Love
۱۰) The Horror
بعد از پخش این آلبوم قرارداد گروه با شرکت capital record به پایان رسید و گروه با شرکت CMC قرارداد بست .
آلبوم بعدی گروه که باز هم یک آلبوم از اجراهای زنده گروه در انگلیس بود به نام double live assassins ضبط شد .


۱) On Your Knes
۲) I Don�۰۳۹;t Need No Doctor
۳) Hellion
۴) Chainsaw Charlie (Murders In The New Morgue
۵) Wild Child
۶) Animal (Fuck Like A Beast
۷) L.O.V.E. Machine
۸) Killahead
۹) I Wanna Be Somebody.
۱۰) U
۱۱) The Real Me
۱۲) Kill Your Pretty Face
۱۳) The Horror
۱۴) Blind in Texas
۱۵) The Headless Children
۱۶) The Idol
۱۷) Crimson Idol Medley
۱۸) Little Death
۱۹) Mean Man - Rock n�۰۳۹; Roll To Death
در ژانویه ۱۹۹۹ نام آلبوم جدید گروه را helldorado اعلام کرد که این آلبوم در ماه می همان سال و در هنگام تور اروپای گروه پخش شد . و بعد از موفقیت گروه در تور اروپا بلکی از ناحیه آرنج دست آسیب دید و تور آمریکای گروه لغو شد .


۱) Drive By
۲) Helldorado
۳) Don�۰۳۹;t Cry (Just Suck
۴) Damnation Angels
۵) Dirty Balls
۶) High On The Flames
۷) Cocaine Cowboys
۸) Can�۰۳۹;t Die Tonight
۹) Saturday Night Cockfight
۱۰) ( Hot Rods To Hell (Helldorado Reprise
مدتی بعد گروه به امریکا رفت تا تور خود را در این سرزمین انجام دهد و این تور هم بعدا به عنوان یک آلبوم اجرا زنده به نام the best of the best در ماه مارس پخش شد .
در ۲۲ آوریل ۲۰۰۰ گروه در key club لس آنجلس کنسرت گذاشت که این کنسرت هم به صورت زنده در اینترنت پخش شد . در می سال ۲۰۰۰ هم گروه به همراه گروه megadeth در یک کنسرت خیریه شرکت کرد .
آلبوم بعدی گروه unholy terror نام داشت که در ۹ آوریل ۲۰۰۱ به وسیله شرکت metal is پخش شد که با واکنش باور نکردنی دسته های مختلف مذهبی مواجه شد . بلکی در مورد این آلبوم می گوید : موضوع این آلبوم اجتماعی ، مذهبی و دو رویی های سیاسی است . من با تربیت مسیحی به دنیا آمدم و بزرگ شدم ولی در عمرم فقط شاهد دورویی های آن ها بودم .
در آهنگ charisma بلکی هدف مذهبیون را بیان می کند و در مورد آن می گوید : " این قسمت سیاه الهیون است آنها هیپنوتیزم می کنند همه ما را و وقتی نگاه می کنیم به دنیا هدفی تاریک را می بینیم . "


۱) Let It Roar
۲) Hate To Love Me
۳) Loco-Motive Man
۴) Unholy Terror
۵) Charisma
۶) Who Slayed Baby Jane
۷) Euphoria
۸) Raven Heart
۹) Evermore
۱۰) Wasted White Boys
ترکیب گروه در این آلبوم هم blacky خواننده و گیتاریست Frankie banali درامر ، mike duda بیسیست و یک گیتاریست جدید به نام darrel Roberts که در تور آمریکا به گروه پیوسته بود .
آلبوم بعدی گروه dying for the world نام داشت که در سال ۲۰۰۲ و در استودیو شخصی بلکی ضبط شد که الهام گرفته شده از نامه ای بود که سربازان جنگ خلیج فارس برای بلکی نوشته بودند .
بلکی می گوید : انگیزه ما از ضبط این آلبوم با نامه ای که از جنگ خلیج فارس برای ما نوشتند آغاز شد جایی که طرفداران ما در جنگ آهنگ های ما را فریاد می زدند و می گفتند fuck like a beast یا wild child یا kill fuck die و ما در قدردانی از آنها این آلبوم را ساختیم .


۱) Shadow Man
۲) My Wicked Heart
۳) Black Bone Torso
۴) Hell For Eternity
۵) Hallowed Ground
۶) Revengeance
۷) Trail Of Tears
۸) Stone Cold Killers
۹) Rubber Man
۱۰) ( Hallowed Ground (Acoustic
در سال ۲۰۰۳ گروه تمامی تورهای آمریکای خود را کنسل کرد تا تمام قدرت خود را معطوف به آلبوم بعدی خود کند که نتیجه آن آلبومی بود به نام the neon god که در سال ۲۰۰۴ ضبط شد .
۱) Overture
۲) Why Am I Here
۳) Wishing Well
۴) ( Sister Sadie (And The Black Habits
۵) Why Am I Noth
۶) Underature
۷) Asylum #۹
۸) Red Room Of The Rising Sun
۹) What I’ll Never Find
۱۰) Someone To Love Me
۱۱) X.T.C. Riders
۱۲) Me And The Devil
۱۳) Running Man
۱۴) The Raging Storm



پیدایش دی‌جی‌ها --------مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

کارهای ترکیبی، ساخت قطعات موزیکال بدون وقفه (‏Non Stop‏)، فضاسازی و ایجاد اصوات گوناگون ‏گوشه‌ای از فعالیت هنری و تخصصی آنها است.‏‎ ‎دی‌جی مخفف «دیسک جاکی» (‏Disc Jockey‏) است. منظور از دیسک ‏همان صفحه‌ی موسیقی است و جاکی نیز به معنی چابک‌سوار است. این ترکیب، اصطلاحی است که اوایل دهه‌ی ۳۰ و توسط ‏اهالی منطقه‌ی «برانکس» در نیویورک باب شد. سیر تحول و تاریخچه‌ی حدوداً ۷۰ ساله‌ی فعالیت دی‌جی‌ها رانمی‌توان منفک ‏از تحول «تِرن تِیبل» (‏Turntable‏) و سازهای الکترونیک نظیر سینتی‌سایزر و پیانوالکتریک بررسی کرد. در ادامه به چند ‏تکنیک معمول دی‌جی‌ها و ب ه تاریخچه‌ی مختصری از این روند اشاره می‌شود:‏


‏«کول هرک» (‏kool Herc‏) را می‌توان اولین دی‌جی «هیپ هاپ» (‏Hip Hop‏) دانست که بانی تحولی در این زمینه بود. او ‏با استفاده از یک میکسِر صدا (‏Audio Mixer‏) و دو دستگاه پخش یکسان اصوات را با تکنیک «تغییر» (‏Switching‏) از ‏یک «دِک» به دِک دیگر منتقل می‌کرد و به وسیله‌ی میکسِر، اصوات «کوبه‌ای» (‏percussive‏) را به صورت پس‌زمینه یا غالب ‏بر موسیقی اضلفه می‌کرد. تکنیک دیگری که به نام او ثبت شده «شکستن بیت‌ها» (‏Break Beats‏) است. در این تکنیک ‏تکه‌هایی از موسیقی‌های مختلف در کنار هم قرار م ی‌گیرند و درقالب ریتمیک یا ملودیک جدیدی ظاهر می‌شوند. این تکنیک ‏م یکسی از ترانه‌ها و آواهایی است که می‌توانند کنار هم قرارگیرند.‏
ایجاد غش در ریتم (‏Syncopation‏) در اوایل دهه‌ی ۶۰ توسط «کلمنت داد»، «دوک راید» و همکارانشان پدید آمد. این ‏تکنیک همان‌طور که از نامش پیداست مجموعه‌ای از تغییر سرعت‌های آنی در ریتم است.‏
درسال ۱۹۷۷ «تئودور» (‏Theodore‏) ۱۴ ساله، تکنیک «اِسکرچ» (‏Scratch‏) را به نام خود به ثبت رساند. هنگامی که او با ‏دستگاه پخش خود در اتاقش مشغول بالا و پایین پریدن بود با صدای خشمگین مادرش به خود آمد و هنگامی که صدای پای ‏مادرش را نزد یک‌تر شنید به سمت دستگاه رفت و به طور اتفاقی صفحه را در خلاف جهت حرکت داد و صدایی که از ‏صفحه بیرون آمد میخکوبش کرد. بارها این کار را تکرار کرد و پی‌برد که براساس سرعت تغییر جهت، اصوات مختلفی از ‏دستگاه شنیده می‌شود. در حال حاضر این تکنیک یکی از معمول‌ترین تکنیک‌ها درمیان د ی‌جی‌ها است.‏


پیشینه‌ی استفاده از تِرن تِیبل (به عنوان یک آلت مو سیقایی و جزیی از موسیقی) به اواسط دهه‌ی۳۰ بازمی‌گردد، زمانی که ‏‏«جان‌کیج» (‏John Cage‏) موزیسین آوانگارد آمریکایی ایده‌هایی درباره‌ی ا ستفاده از این دستگاه‌ در موسیقی‌اش ارایه داد. ‏ایده‌هایی که توسط «شافر» (‏Pierre Schaeffer‏) فرانسوی در دهه‌ی ۴۰ تکامل یافت.
در خلال جنگ جهان ی دوم به ‏مراتب از تِرن‌تِیبل استفاده شد، بخصوص در هنگام استراحت و در سالن‌های غذاخوری سربازان و این پدیده باعث شد تا ‏گروه‌ها و خوانندگ انی چون «گلن میلر» (‏Glen Miller‏)، «اندروزسیسترز» (‏Andrews Sisters‏) و «بنی‌گودمن» (‏Benny‏ ‏Goodman‏) ناچار نباشند مسافت‌های طولانی را به ‌خاطر تقویت روحیه‌ی سربازان طی کنند! با ورود صفحه‌های ۴۵ دور در ‏سال ۱۹۵۰ گوش‌سپرد ن به موسیقی جنبه‌ی عمومی‌تری یافت.


هر جوانی به راحتی قادر بود که در سفرها و مهمانی‌ها دستگاه ‏‏۴۵ دورش را با خود حمل کند و جدیدترین مو سیقی‌ها را در اختیار داشته باشد. به موازات این روند استفاده از سازها ی ‏الکترونیک رواج بیشتری یافت.
در سیر تحول موسیقی الکترونیک و همچنین تِرن‌تِیبل و ایجاد موجی جدید در این موسیقی ‏‏(دهه‌های ۳۰ و۴۰) مخترعین، کاربرها و متخصصین دیگری نیز نقش داشتند، نیاز به شنیدن اصوات جدید‌ ب خصوص در ‏صنعت سینما و حضور مخترعینی چون «اسکار سالا‌» و «لئون ترمین » و موزیسین‌هایی چون «اشتوکهاوزن‌»آلمانی و «پیر بولز» ‏فرانسوی در روند این جریان بسیار موثربود.از «تراوتونیم»(‏Trautonium‏) دستگاه ساخته ‌شده توسط سالا در بسیاری از ‏فیلم‌های هیچکاک استفاده‌شد همچنین در موسیقی متن چند اثر سینمایی«جک آرنولد» نشانه‌هایی از ساز الکترونیک بدایی ‏لئون ترمین روس(به نام ترمین) وجود دارد. اما در دهه‌ی ۵۰ در جاماییکا داد و راید، نخستین تکنیسین‌هایی بودند که به طور ‏متمرکز بر روی اصوات الکترونیک و افزایش‎ ‎‏قابلیت تِرن تِیبل کار کردند.


از سال ۱۹۵۸ و با اختراع پیانو‌الکتریک موج ‏جدیدی شکل گرفت که با ساخت سینتی‌سایزر «موگ» توسط «رابرت موگ» (‏Robert Moog‏) و پس از آن ‏سینتی‌سایزرهای‌ «ا ِی.آر.پی»‌ و «رولند»‌، تکامل یافت. در طراحی نخستین سینتی‌سایزر موگ و موزیسین به نام‌های ‏‏«هربرت.ای.دوچ» و «والتر کارلوس» همکاری داش تند و پس از موفقیت آلبومی از کارلوس (‏Switched On Bach‏) که در ‏آن از موگ ا ستفاده‌شده بود، «میک‌جگر» و «بیتلز» نیز به استفاده از این سینتی‌سا یزر روی آوردند. در این دهه«اریک ستی» ‏‏(‏Eric Satie‏) و «آرنولد شونبرگ» (‏Arnold Schonberg‏) قطعاتی بر پایه‌ی قواعد ریاضی تنظیم کردند و «لوییجی ‏رو سولو» (‏Luigi‏ ‏Russolo‏ ) گستره‌ی وسیعی از ماشین‌ها و دستگاه‌های گوناگون- از ماشین چمن زنی گرفته تا ‏دستگاه‌های پِرِس- را در موسیقی‌اش به کار گرفت.‏


گردهمایی و مهمانی‌ها در محله‌ی برانکس ن یویورک پاتوق افراد مستعدی چون کول‌هرک، «گرندمسترفلش (‏Grandmaster ‎Flash‏) و «آفریکا بامباتا» (‏Africa Bambaata‏) بود که در دهه‌ی ۷۰ به بزرگ‌ترین د ی‌جی‌های دنیا بدل شدند.
اواخر ‏دهه‌ی۶۰با ورود تِرن‌تِیبل‌های «های- فای» (‏Hi-Fi‏)، سینتی‌سایزرهای جدید و با رواج موسیقی «دیسکو» (‏Disco‏ ‏Music‏) توسط دی‌جی‌هایی چون «جیورجیو مورودر» (‏Giorgio Moroder‏) ایتالیا یی،یکی‌از نخستین‌گروه‌های ‏الکترونیک_ با همکاری «رالف‌هاتر» (‏Ralf Hutter‏)، «فلورین‌اشنایدر» (‏Florian Schneider‏)، «کلاوس‌دینگر» (‏Klaus ‎Dinger‏) و «توماس هومان» (‏‎(Thomas Homann‏ _ با نام «کرفت ورک» (‏Kraftwerk‏)‏‎ ‎در «دوسلورف» آلمان شکل ‏گرفت. در اولین آلبوم گروه با نام «کرفت ورک» از نسل دوم سینتی‌سایزرهای موگ و رولند برای ایجاد اصوات و قطعات ‏الکترونیک بد یع استفاده شد.‏


از سال ۱۹۷۹ تا اوایل دهه‌ی ۸۰ با توجه به سوق یافتن هیپ ‌هاپ تجاری به سمت استفاده از
گروه‌های «فانک» (‏Funk‏) به ‏جای دی‌جی‌ها، شاهد سیری نزولی در فعالیت دی‌جی‌ها هستیم. ‏
در سال ۱۹۸۳ «هربی‌ه نکُک» (‏Herbie Hancock‏) موسیقی‌دان مشهور جاز پس از شنیدن آلبوم «مگامیکس‌» (‏Mega‏ ‏Mix‏) از دی‌جی «دی‌اس‌تی» (‏D.S.T‏) ترغیب شد تا در ترانه‌ی «را ک‌ایت» (‏Rock it‏) از این دی‌جی استفاده کند. علاوه ‌بر ‏استقبال خوبی که از این آلبوم در سراسر جهان شد، دی‌جی دی‌اس‌تی در تور بین‌المللی هن کک هم او را همراهی کرد.‏
دو سال بعد کمپانی «آکایی» با تولید سمپلر مدل «۹۰۰ ‏S‏» تحول دیگری ایجاد کرد. این سمپلر توانایی بسیار بالایی در «کپچر» ‏‏(‏Capture‏) کردن صداهای زنده‌ی موجود داشت. اواسط دهه‌ی ۸۰ ن خستین مسابقه‌ی معتبر و رسمی دی‌جی‌ها «دی.ام.سی» (‏D.M.C‏) با حمایت کم پانی«تکنیکس»برگزارشد،شرط حضور در این رقابت استفاده از ترن‌تیبل‌های مدل «‏SL‏۱۲۰۰» و «‏‎ ‎SL‏۱۲۱۰» و میکسرهای مدل «‏SH_EX‏۱۲۰۰» این کمپانی بود و به هر دی‌جی ۶ دقیقه فرصت داده می‌شد.‏


از ابتدای این رقابت‌ها در سال ۱۹۸۵ تا به‌حال دی‌جی «کریز» (‏Craze‏) اهل «میامی» آمریکا با سه دوره قهرمانی و «کیوبرت» ‏‏(‏Q bert‏) آمریکایی با دو دوره قهرمانی رکورددار د ریافت «ترن‌تیبل‌طلایی» هستند و جوان‌ترین قهرمان این مسابقات نیز ‏دی‌جی «ای‌ـ ترک» (‏A_Track‏) کانادایی است که با ۱۵ سال سن در سال ۱۹۹۷ موفق به دریافت این عنوان شد.با نگاهی به ‏تاریخچه‌ی این مسابقات پی می‌بر یم که اکثر عناوین در اختیار آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها است.تنها درسال ۲۰۰۲ «کنتارو» ‏‏(‏Kentaro‏)‏‎ ‎دی‌جی ژاپنی ترن‌تیبل‌طلایی را به خانه برد. در آخرین دوره‌ی مسابقات(۲۰۰۴)مقام اول به «آی.ایمرج» ‏‏(‏I.Emerge‏) از آمریکا رسید.‏


اواخر دهه‌ی ۸۰ استفاده از تِرن تِیبل‌ها‎ ‎با افول مواجه شد، که این مساله بیشتر به تغییر ذایقه‌ی عامه باز ‌می‌گشت. د ی‌جی‌ها به ‏صورت محدود فعالیت می‌کردند و دی.ام.سی رونق سابق را نداش ت. ‏
دی‌جی‌ «مایک» (‏Mike‏) و دی‌جی «آپولو» (‏Apollo‏) در سال ۱۹۹۰ نخستین گروه مستقل اسکرچ را (‏Shadow Of The ‎Prophet‏) تشکیل دادند. این دو دی‌جی مشهور پیش‌ از این با گروهی «رَپ» (‏F.M.‎‏۲.۰) در تورهای متعدد دور آمریکا و ‏اروپا شرکت کرده بودند. ‏
دی.ام.سی در سال ۱۹۹۱ با رونق بیشتری برگزار ش پوشش خبری این رقابت در شبکه‌های مختلف و معتبر تلویزیونی و ‏پخش م ستقیم آن در پانزده کشور توجه بسیاری از جهانیان را به این مسابقه معطوف کرد. دی‌جی کیوبِرت با برتری مطلق در ‏پنج رشته به مقام اول رسید. کیوبر ت به همراه دی‌جی «شُرت‌کات» (‏Short cut‏) (برنده‌ی سه دروه‌ی مسابقات در کرانه‌ی ‏باختری) و دی‌جی «دیسک» (‏Disc‏) گروهی به نام «تِرن‌تِیبل درا گونز» (‏Turntable Dragons‏) را تشکیل دادند که آوازه‌ی ‏آن به تمامی جهان رسید. ‏


درسال ۱۹۹۶ مسابقه‌ی بین‌المللی دیگری در آمریکا با نام «آی.تی.اف» (‏International Turntablist Federation‏) ‏برگزار شد. این مسابقه با افتتاحیه‌ی باشکوه و با اجرای گروه مشهور «ران دی.ام.سی» (‏Run D.M.C‏) برگزار شد. ‏دی‌جی‌هایی از ۳۹ کشور جهان در این رقابت شرکت کردند و ۶ شبکه‌ی تلویزیونی بین‌الم للی به طور مستقیم این رقابت را ‏پوشش دادند. ظهور پدیده‌هایی از کشورهایی نظیر اکراین، کاستاریکا، کنیا، بلغارستان و چک در این مسابقه قاب ل‌ توجه بود. ‏
در ۲۳ مارچ ۱۹۹۷ هم‌زمان با اولین ماه‌گرفتگی کامل سال، نخستین کانال تِرن‌تِیبل در ‌آمریکا به همین نام راه‌اندازی شد. در ‏سال اول، فعالیت این کانال منطقه‌ای بود اما از ژوئن سال ۱۹۹۸ پخش برنام ه‌های این کانال سراسری شد. برنامه‌هایی شامل ‏آموزش تکنیک‌ها، مصاح به، آشنایی با استعداد‌های جوان و پوشش خبری اتفاقات منطقه‌ای و بین ‌المللی در این زمینه. ‏
ظهور شبکه‌ی تِرن تِیبل و مسابقه‌ی آی.اف.تی زمینه را برای انتشار آلبوم‌های اختصاصی دی‌جی‌هایی چون «اسپوکی» ‏‏(‏Spooky‏)، «کم» (‏Cam‏)، « کراش» (‏Crush‏) و «راب‌سوایفت» (‏Rob Swift‏) ایجاد کرد و تورهای اختصاصی دی‌جی‌ها ‏افزایش چشم‌گیری یافت، به طوری که امروزه بسیاری از دی‌جی‌ها بیش‌ از نیمی از سال را صرف برگزاری تور و ضبط ‏آلبوم‌های اختصاصی‌شان می‌کنند



Pink Floyd ---------مبحث گروه های ایران و خارج

هسته اصلی گروه در دبیرستان کمبریج شکل گرفت.Syd barrett متولد۶ ژانویه ۱۹۴۶ کمبریج انگستان نوازنده گیتار (خواننده) راجرواترز (Roger waters متولد ۹ سپتامبر ۱۹۴۴ Great Bookham،انگلستان نوازنده باس، خواننده) و دیوید گیلمور David Gilmour متولد ۶ مارس ۱۹۴۴ کمبریج انگلستان نوازنده گیتار و خواننده) شاگردان این دبیرستان و باهم دوست بودند.
برت و گیلمور قبل از ثبت نام در مدرسه هنر کمبرول Comberwell school of Art با هم بصورت نوازندگان دوره گرد به دور اروپاسفر کردند. در همین حین واترز که در Regont street polytechnic نقشه کشی می خواند به همراه همکلاسی هایش Nick Mason (متولد۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ بیرمنگهام، انگلستان، درامر) و Rick wright (متولد ۲۸ جولای ۱۹۴۵ لندن نوازنده کی بورد)گروه R&B به نام Sigma۶ را تشکیل داده بودند.


دراولین برنامه آنها کلیو متکالف Metcalfe باس می زد.
واترز دراین موقع به نواختن گیتار علاقمند شد و جولیت جیل Juliette Gale (که بعدها با را یت ازدواج کرد) گیتار می زد اما تحول اصلی در گروه زمانی پیش آمد که برایان کلوزBrian Close جای مت کالف راگرفت.
بعد از اسامی مختلف مثل T- set و Screaming Abdabs بالاخره نام گروه به پیشنهاد barrett به Pinkfloyd تغییر یافت که برگرفته از اسم نوازنده آلبوم جرجیا پینک آندرسون و فلوید کانسهیل است.
اولین کارهایشان را با همکاری کمپانیThompson Private Recording با نامهای "Lucky love "عشق خوشبخت و من یک زنبور ملکه هستم (I am a king Bea) ضبط کردند .
با نشر این آلبوم توجه سازمان خودیاری که مرکز آن در مدرسه آزاد لندن بود (Landon free school) را به خود جلب کردند. اعضای این موسسه John happy Hapkins و Perte Jenner (پیت جنر) اندروکنیگ Andrew king و جوبوید Joe Boyd بودند .


شروع به چاپ روزنامه ای به نام International Times (تایمز بین المللی )نمودند. این روزنامه در ۵ اکتبر ۱۹۶۶ در رندهوس Round house لندن چاپ شد .
با کمک این روزنامه بود که Pink Floyd مهمترین کار خود را عرضه کرد در ماههای بعد در کلوپ Ufo که تازه تاسیس شده بود شوهائی را اجرا کردند. تک آهنگهایشان با شوها خیلی فرق داشتند تک آهنگ (Arnold Loyne) آرنولد لیون شماره ۲۰ بریتانیا بود. “ بازی امیلی را تماشا کنید“ ” See Emily Play“ در جولای سال ۱۹۶۷ آهنگ شماره ۶ شد. ”سیبها و پرتقالها“ Apples and oranges و مرد سبزی "Vegetable man" آخرین جیغت را بکش “ Scream your last scream تک آهنگهای بعدی بودند.
بالاخره برت در ماه آوریل همان سال از گروه جدا شد و به تنهایی به کارکردن ادامه داد. آنهابا نبودن ترانه سرای اصلی شان باز هم به کار خود ادامه دادند. و آهنگهای " کنترل قلب خورشید" را در دست بگیر“Set the control for the heart of the sun “ و ” It would be so nice“(خیلی خوب می شد) را اجرا کردند. در آسمان به من اشاره کن (Point me at the sky) اولین آلبوم از سری آلبومهای آنها ساخته Ron Geesin رون گیسین بود. این آلبوم شامل آهنگهای کلاسیک بود که یکی از برجسته ترین آنها ”یکی از همین روزها“ (One of these Days) و آهنگ حماسی Echoes (پژواک) نام داشت.


آلبوم "قسمت تاریک ماه" Dark side of the Moon بیش از ۲۵ میلیون کپی فروش کرد که یکی از پر فروش ترین آلبومها بود. بعد از آن آهنگ"الماس خارق العاده ات را بدرخشان" (Shine your Crazy Diamond) در تحسین و تشکر از برت ساخته شد.
بعد از آن آهنگ ” سیگار بکش“ (have a cigar) بود که (روی هارپر) Roy Harper آن را ساخت و اوج هنر این گروه محسوب می شود. بعد از انتشار مجدد تک آهنگهای Cats & Dogs سگها و گربه ها این گروه بعنوان یکی از موفق ترین گروههای دنیا به خاطر اینکه با جنبش بانک ۱۹۶۷ به مخالفت پرداخت مورد انتقاد قرار گرفت. تک آهنگ ”آجر دیگری در دیوار“ Another Brick in the wall نه تنها جان دوباره ای به گروه بخشید بلکه آهنگ شماره ۱ نیز شد.


این موفقیتها دشمنی داخلی که بین اعضای گروه پیش آورده بود را حل نکرد. دشمنی دیرینه بین وارترز و رایت که همراه برت گروه را ترک کرد، منتهی به رفتن رایت در سال ۱۹۷۹ شد.
ریک رایت رفت و بعد از ان گروه البوم final cut را بیرون داد و بعد جدلها بیشتر از پیش قدرت گرفت.راجر فکر می کرد که گروه در حال منحرف شدن از مسیر اصلی خود است و گیلمور راجر را به خودخواهی و تک روی متهم می کرد.
فلسفه ی اولیه پینک فلوید را راجر این طور بیان کرده بود: ((اگر ما نتوانیم اشعاری در مورده مسایل گریز ناپذیر زندگی بشر بسراییم و بخوانیم دیگر کاری برای انجام نخواهیم داشت))گیلمور در جایی گفته:((او گروه را قائم به خود میدانست و همین امر ادامه ی کار را ناممکن میکرد راجر میخواست پینک فقط با نام او باشد))


راجر از ابتدای شهرت گروه اعتراض خودش را چه در اهنگها و چه در مصاحبه ها اعلام میکرد:((در یک تور[در امریکا] دائم به افراد میگفتم:از این تور خوشم نمی اید...و انها میگفتند:ا!راستی؟میدونی امروز بیشتر از چهار میلیون دلار کاسب شدیم؟..میدونی ۹۸۰۰۰ هزار تماشاچی یعنی چه؟؟...و به مرور زمان برای من معلوم شد که تنها چیزی که برای انها مهم است پول است که دلیل روی اوردن من به موسیقی نبود))
بعد از البوم final cut راجر اعلام میکند که گروه از مسیر خودش کاملا منحرف شده و باید گروه منحل بشه.دو مرد دیگر (گیلمور و میسون)مخالفت می کنند .راجر در یک سمت خواهان امتیاز پینک بوده و ان دو نفر در سمتی دیگر.سرانجام راجر در انتها اعلام کرد که امتیاز استفاده از نام پینک را نمی خواهد.گیلمور در این مورد می گوید:((وکلایش به او فهماندند که هیچ شانسی برای پیروزی ندارد در نهایت پولی هم به او دادیم او دلیل محکمه پسندی برای دادگاه نداشت.


گروهی که توانسته سالهای سال با موفقیت به کارش ادامه دهد دلیلی ندارد به دلیل خروج یکی از اعضایش متوقف شود و بقیه اعضای گروه از کار بازبمانند))
شاید بزرگترین گروه موسیقیه راک با رفتن نظریه پرداز -اهنگساز و ترانه سرای خود به پایان راه رسید.راجر بعد از ان با گروهی جدید مسیر قبلی خویش را ادامه داد و دیگر اعضا نیز با نام پینک کار خود را ادامه دادند.
مانسون و گلیمور هم آلبومهای شخصی تولید کردند.اما هیچکدام از اینها به اندازه کار گروهی شان موفق نبود.
در سال ۱۹۸۷ Gilmour و Mason تصمیم گرفتند دوباره کار با یکدیگر با نام Pink floyd را شروع کنند. Wright هم برگشت اما این بار استخدام قرار دادی شد.
این بار برنامه های آنها مانند قبل موفق نبود. در سال ۱۹۹۴ (ناقوس جدائی)Division bell را منتشر کردند که یکی از بهترین آثار Pink floyd شناخته می شود.
تورهای جدید و شوهای جدید آغاز شد ولی موزیک Pink Floyd زمانی قابل توجه تر است که نتیجه یک کار گروهی باشد.



گروه بی جیز-Bee Gees -----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج
 

Bee Gees که مخفف برادران گیب میباشد (Brothers Gibb) گروهی سه نفره متشکل از بری - روبین و موریس گیب است. شاید برای بسیاری این نام زیاد آشنا نباشد اما باید بدانید که این گروه یکی از محبوبترین گروههای تاریخ موسیقی است!
آنها از خانواده ای انگلیسی به دنیا آمدند و دوران کودکی خود را در استرالیا بودند، جایی که فعالیتهایشان را در زمینه موسیقی آغاز نمودند.
اما استعداد ذاتی این سه برادر در خوانندگی از همان دوران خودش را نشان داد. در یک برنامه که قرار بود آنها بجای چند نفر دیگر تنها لب خوانی کنند، موریس صدای ضبط را قطع کرد و خود ترانه را خواند که بسیار مورد توجه و تشویق حاضران روبرو شد!


این روند را ادامه دادند و در مراسم مختلف و یا جشنها و فستیوال ها این سه برادر با هم ترانه هایی را می خواندند. این فعالیتها در ابتدا تنها برای کسب درآمد کوچک برای عده ای نوجوان محسوب میشد.
در طی این قبیل اجراها Bill Goode که خوانندگی آنها را در سیرک اسپیدوی مشاهده کرده بود آنها را به رادیو DJ Bill Gates معرفی نمود و عنوان بی جیز که مخففی است از نام برادران گیب را بر روی آنها نهاد، این اتفاق باعث شد در سال ۱۹۶۰ شوهای تلویزیونی و همچنین برنامه در پاتوق های موسیقی ساحل را اجرا نمایند.
در این میان بری، با استعدادی که در ترانه سرایی داشت توانست نظر مثبت Col Joye که یکی از ستارگان آن دوره در استرالیا بود را جذب نماید و وی به این برادران کمک نمود تا بتوانند در فستیوال سال ۱۹۶۳ آثار خود را تحت عنوان گروه بی جیز ضبط نمایند و در طی چند سال توانستند چندین آهنگ را ضبط نمایند اما خانواده تصمیم گرفته بود که به انگلیس برگردد و این موجب ناراحتی آنها شده بود؛ در هر حال با بازگشت به انگلیس شانس بزرگی برای این سه برادر بوجود آمد، آنها متوجه شدند که یکی از قطعاتشان بعنوان Spicks and Specks توانسته است در استرالیا رتبه یک را کسب نماید!


اما مهمترین اتفاق در این زمینه این بود که، قبل از ترک استرالیا، نمونه ای از کارهای آنان به Brian Epstein مدیر برنامه های گروه بیتلز و مدیر فروشگاه و کمپانی NEMS ارسال شده بود؛ وی نمونه کار را به Robert Stigwood که به تازگی به NEMS آمده بود داد که با مشاهده آثار، برادران با قراردادی پنج ساله زیر نظر این شرکت رفتند و آلبومها و ترانه هایشان را شروع به ضبط کردن نمودند.
Stigwood که آینده درخشانی را در این سه برادر میدید آنها را با گروه بیتلز مقایسه مینمود! در زمانیکه بیتلز در دنیای موسیقی حکومت میکردند این مقایسه بنوعی بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت اما مهمترین اتفاق و شاید سیاست استیگوود این بود که یک آهنگ از آثار بی جیز را برای ایستگاه رادیویی DJs بدون هیچ عنوانی از گروه و تنها با نام قطعه ارسال نمود.


دست اندرکاران این ایستگاه فکر نمودند که این آهنگ یکی دیگر از آثار جدید بیتلز میباشد که باعث شد مانور تبلیغاتی بالایی برای آن درنظر بگیرند و این کار موجب قرارگیری این آهنگ در بین ۲۰ ترانه برتر در آمریکا و انگلیس شد و بعد از مدتی آنها متوجه این اشتباه شدند که در حقیقت گروه بی جیز بوده و نه بیتلز! اما آنزان متوجه شدند که گروه دومین آهنگ خود را با عنوان To Love Somebody منتشر نموده که با توجه به مطرح شدن این گروه، این آهنگ نیز توانست بسرعت در بین ۲۰ آهنگ برتر قرار گرفت. ( این قطعه توسط صدها خواننده در سراسر دنیا بازخوانی شده است که میتوان به خوانندگانی چون Rod Stewart, Janis Joplin, The Animals, Nina Simone و Michael Bolton اشاره کرد)
اما آلبوم اول آنها توانست در آمریکا رتبه هفت و در انگلیس رتبه هشت را کسب نماید و این آغاز راهی بود که گروه بی جیز را به افتخاری ابدی راهنمایی کرد.
آلبومهای این گروه در طی این سالها با فروش بیش از ۲۲۰ میلیون نسخه به آسانی آنان را در لیست پرفروش ترین آثار هنرمندان تاریخ موسیقی قرار داد و بالاتر از آنها تنها الویس پریسلی - بیتلز - مایکل جکسون و پل مک کارتنی قرار گرفته اند که نشان دهنده محبوبیت فوق العاده بی جیز در سراسر دنیا میباشد.


● معرفی گروه:
▪ بری گیب خواننده و نوازنده گیتار
▪ روبین گیب هیچگاه بر روی صحنه ساز نمیزند و تنها میخواند اما وی بصورت خصوصی و شخصی ویلونسل - پیانو و چند ساز دیگر را مینوازد!
▪ موریس گیب خواننده و نوازنده گیتار ریتم - گیتار باس - پیانو و کیبورد و حتی درام بود و قطعاتی را نیز با این سازها ضبط نموده است اما در دهه ۷۰ وی تنها گیتار باس مینواخت و در سالهای ۱۹۸۶ معمولا کیبورد مینواخت.
● اما دیگر نوازندگان این گروه که همکاری طولانی مدتی با بی جیز داشتند عبارتند از :
▪ Colin Petersen — درام ۱۹۶۷–۶۹
▪ Vince Melouney — گیتار ریتم ۱۹۶۷–۶۸
▪ Geoff Bridgeford — درام ۱۹۶۹–۷۲
▪ Alan Kendall — گیتار ۱۹۷۱–۸۰, ۸۷–۰۱
▪ Dennis Bryon — درام ۱۹۷۴–۸۰
▪ Blue Weaver — کیبورد ۱۹۷۵–۸۰
که ده ها نوازنده دیگر نیز با این گروه همکاری مقطعی نیز داشتند.
● جوایز
▪ ۱۹۷۷ بهترین اجرای پاپ ( خواننده ) - "How Deep Is Your Love"
▪ ۱۹۷۸ بهترین اجرای پاپ ( خواننده )- "Saturday Night Fever"
▪ ۱۹۷۸ برترین آلبوم سال - "Saturday Night Fever"
▪ ۱۹۷۸ برترین تهیه کننده سال - "Saturday Night Fever"
▪ ۱۹۷۸ بهترین تنِم برای آواز - "Stayin�۰۳۹; Alive"
▪ ۱۹۸۰ بهترین اجرای پاپ ( خواننده ) - "Guilty"
▪ ۲۰۰۰ تقدیر از یک عمر فعالیت هنری
▪ ۲۰۰۳ Legend Award
▪ ۲۰۰۴ Hall Of Fame Award - "Saturday Night Fever"
نام آنها در سال ۱۹۹۷ در تالار مشاهیر راک اند رول ثبت شده و در طی این سالها جوایز مختلفی را کسب نموده اند که میتوان به دریافت جایزه گرمی در سالهای مختلف اشاره کرد



گروه سکرت گاردن---Secret Garden -----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

"Secret Garden" گروهی ایرلندی-نروژی هستند که پایه و شیوه کار آنها بر اساس موسیقی سازی میباشد و آنرا برخی موسیقی Neo-classical music وعده ای دیگر New Ages مینامند.
آلبومهای این گروه در سراسر دنیا مورد توجه و استقبال عموم مردم قرار گرفته است بالاخص با آلبوم Secret Garden که در ایران نیز این گروه با همین آلبوم محبوبیت خاصی در میان عموم علاقمندان به موسیقی پیدا کرده است.
این گروه از دو عضو اصلی رالف لاولند (Rolf lovland) و فیونولا شری (Fionnuala Sherry) تشکیل شده است.


▪ Rolf Lovland
در ۱۹ آوریل سال ۱۹۵۵ در نروژ بدنیا آمد وی یکی از آهنگسازان بنام کشورش میباشد. وی همراه با Fionnuala Sherry گروه Secret Garden را در سال ۱۹۹۴ بوجود آورد که در این گروه نقش آهنگساز، تهیه کننده و پیانیست (و دیگر سازهای کلاویه ای) را برعهده دارد.
علاقه او به آهنگسازی از همان دوران کودکی وجود داشت. در کنسرواتوار Kristiansand شروع به فراگیری علوم موسیقی نمود و درجه استادی را از موسسه موسیقی اسلو دریافت نمود.
یکی از مشهورترین ساخته های وی در جهان آهنگ song You Raise Me Up میباشد که به بیش از ۱۲۵ زبان در سراسر دنیا خوانده شده است. او محبوبترین ترانه سرا در کشورش میباشد که برخی از ترانه های او تا مدتها در بالاترین رده بندیهای موسیقی در سراسر دنیا قرار گرفته است.
وی جوایز متعددی را در طی دوران فعالیت های هنری خود کسب نموده است مانند:
-Norwegian Grammy Award -pre-۱۹۹۵
- جایزه مسابقه Eurovision Song Contest در سال ۱۹۸۵ برای آهنگ La det swinge و در سال ۱۹۹۵ همراه با گروه Secret Garden برای آهنگ Nocturne
- چهار بار برنده شدن در Melodi Grand Prix که معرف قطعات برتر از آهنگسازان نروژ میباشد.
▪ Fionnuala Sherry
در خانواده ای که علاقمند به موسیقی بودند رشد نمود. وی در سن ۸ سالگی شروع به یادگیری ویولن نمود و در سن پانزده سالگی برای ادامه تحصیل در موسیقی به دوبلین-ایرلند رفت.
وی با درجه ممتاز از Trinity College و کالج موسیقی دوبلین فارغ التحصیل شد و بعد از آن در ارکستر RTE فعالیت نمود که این همکاری بیش ازده سال طول کشید.
وی به دلیل تحصیلات آکادمیک و همچنین گرایش به فعالیت مداوم در موسیقی کلاسیک، گرایش به سایر سبکهای موسیقی نیز پیدا نمود و باعث شد تا در گروه ها و با خواننده هایی از سبکهای متفاوت همکاری کند مانند:
Chieftains, Sinead O�۰۳۹;Connor, Van Morrison, Chris de Burgh, Bono و Wet Wet Wet او همچنین به همراه ارکستر در بسیاری از موسیقی متن فیلمهای هالیوود نیز فعالیت نمود. فیلمهایی از قبیل: The River Runs Wild", "A room with a view" و "The Mask از دیگر علاقمندیهای وی موسیقی کودکان بوده که طی یک سری برنامه برای تلویزیون ملی ایرلند قطعاتی را ارائه نموده است.


فعالیتهای وی ادامه داشت تا اینکه با Rolf Lovland آشنا شد و گروه Secret Garden در سال ۱۹۹۴ شکل گرفت.
مهارت وی در نوازندگی ویلن و ظرافت و زیبایی که در هنگام نواختن قطعات دارد یکی از عوامل مهمی بود تا این گروه و ساخته های Lovland بر دل مخاطبین خود بنشیند.
اما همکاری این دو نفر باعث شد که بیش از سه میلیون از آلبومهای این گروه در دنیا به فروش برود و برای اولین بار یک قطعه با عنوان Nocturne آنهم بصورت سازی برنده Eurovision Song Contest در سال ۱۹۹۵ بشود. در طی این سالها خواننده ها و نوازنده های مختلفی با این گروه همکاری نموده اند اما این همکاری همواره موقتی بوده است.
موفقیتهای آنها در Eurovision باعث شد اولین آلبوم آنها با عنوان Secret Garden بیش از یک میلیون فروش داشته باشد و پرفروشترین آلبوم سال در ایرلند شود و یکی از موفقترین آلبومها در کشور نروژ، کره، هنگ کنگ، نیوزلند باشد و بمدت دو سال در رده بندی برترین آهنگهای سبک New Age در سالهای ۱۹۹۶ الی ۹۷ باقی بماند.
● آثار منتشر شده از این گروه :
▪ Songs from a Secret Garden (۱۹۹۵)
▪ White Stones (۱۹۹۷)
▪ Fairytales (۱۹۹۸)
▪ Dreamcatcher (۲۰۰۱)
▪ Once in a Red Moon (۲۰۰۲) This includes a guest track with Julian Lloyd Webber
▪ Dreamcatcher: Best of Secret Garden (۲۰۰۴, Australia)
▪ Earthsongs (۲۰۰۵) هستند.
آلبومهای دیگر آنها White Stones در سال ۱۹۹۷ و Dawn of a New Century در سال ۱۹۹۹ و Once In a Red در سال ۲۰۰۱ توانست در بین ۱۰ آلبوم برتر موسیقی سبک New Age قرار بگیرد



گروخ کلد پلی --- Coldplay -----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

اعضای گروه کلدپلی هیچ‌وقت تمایل نداشتند که روزی پسران محبوب سبک راک‌اندرول شوند البته تا زمانیکه در بین جدولهای موسیقی سال ۲۰۰۰ امضای ملودیهای راک زده شد. گروه چهار نفره کلدپلی در ژانویه سال ۱۹۹۸ توسط Chris Martin خواننده، گیتاریست و پیانیست گروه متولد ۲ مارس سال ۱۹۷۷ در انگلستان، Jon Buckland گیتاریست گروه متولد ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۷۷ در انگلستان، Guy Berryman بیسیست گروه متولد ۱۲ آوریل سال ۱۹۷۸ در اسکاتلند و Will Champion بک‌وکال (Back Vocal) و درامر گروه متولد ۳۱ جولای سال ۱۹۷۸ در انگلستان، شکل گرفت.
تنها آرزوی آنها این بود هنگامیکه در دانشگاه لندن به اجرا می‌پرداختند، از یک گروه کوچک محلی تبدیل به گروه شناخته‌ای شوند. اعضای گروه در سنین نوجوانی شیفته موسیقی شده بودند و هریک نواختن سازی را در همان دوران فرا گرفته بودند. موسیقی آنها تاثیر گرفته از بزرگانی همچون The Stone Roses، Bob Dylan و Neil Young بود که بخوبی قابل احساس است. آنها هرگز تصور نمی‌کردند که روزی بتوانند با حکمفرمانیشان، صحنه موسیقی راک انگلستان را تصاحب نمایند.


هریک از اعضای گروه دارای خانواده‌ای با درک موسیقیائی بالا بودند و آنها را در مسیری که گام برمی‌داشتند بخاطر خودشان و موسیقیشان حمایت می‌کردند. این امر حقیقتاْ از امتیازهای بزرگ آنها بشمار می‌آید. کریس مارتین خواننده و اصلی‌ترین عضو گروه، نواختن پیانو را از سنین کودکی آغاز کرد. ۱۵ سال بیشتر نداشت که شروع به نوازندگی در یک گروه کوچک نمود. وی با زمزمه اشعار دلپذیر Tom Waits به آرامش می‌رسید.
جان باکلند گیتاریست گروه، ۱۱ ساله بود که گیتار زدن را آموخت. از قهرمانان وی در موسیقی می‌توان از ستارگان بزرگ این صنعت یعنی Eric Clapton و Jimi Hendrix یاد کرد. گای بریمن اسکاتلندی بیسیست گروه، از سنین کودکی به موسیقی علاقمند شد تا اینکه بیس را انتخاب کرد و تبدیل به یکی بازوهای گروه شد.
ویل چمپین درامر گروه، نوازنده چندین ساز، برنامه‌ای برای درامر شدن نداشت تا اینکه به کلدپلی پیوست! او گیتار، بیس و هارمونیکا را بخوبی می‌نواخت اما هنگامیکه گروه به رسمیت شناخته شد پذیرفت تا نامش بعنوان یک درامر در کلدپلی بدرخشد.


موسیقی Coldplay مانند Travis غم‌انگیز می‌باشد. مثل Jeff Buckley احساسی و همانند Oasis جدید است. وقتی کلدپلی برای اولین بار وارد صحنه اجرا شد مورد تحسین همگان واقع گردید، چون اعضای گروه واقعاْ ایده‌آل بودند. آنها اولین کنسرت جدیشان را در شهر منچستر انگلستان برای گروههائی که هنوز اسمی نداشتند اجرا کردند. بعد از اجراهای متعدد در سراسر انگلستان تصمیم به سازماندهی آثار خود و جمع‌آوری آنها بصورت حرفه‌ای گرفتند. کریس مارتین خواننده و ترانه سرای گروه کلد
سرانجام اولین آلبوم گروه کلدپلی در نوامبر سال ۲۰۰۰ با نام Parachutes (چترهای نجات) منتشر شد. این آلبوم کاندیدای جایزه بزرگ Mercury شد. Parachutes در ایالات متحده بسرعت گسترش یافت و همین امر کافی بود تا آنها شناخته شوند و این اتفاق به شکل عجیبی سریعاْ اتفاق افتاد. از آهنگهای برجسته این آلبوم می‌توان به Don�۰۳۹;t Panic، Yellow، Trouble و Everythings Not Lost اشاره کرد.


در فوریه سال ۲۰۰۱ جایزه موسیقی بریتانیا را بخاطر اولین آلبومشان دریافت نمودند. بعد از استقبال باورنکردنی از این آلبوم، آنها تصمیم به شرکت در توری در آمریکا گرفتند که شامل ۱۰ اجرای مختلف می‌شد. تمام بلیط‌های این کنسرتها خیلی زودتر از آنچه آنها تصور می‌کردند به فروش رفت.
شایعه از هم پاشیدن گروه در تور آمریکا بالا گرفت. کریس مارتین مکرراْ در حال مبارزه با سرماخوردگی و بوجود آمدن مشکل برای صدایش برنامه‌های گروه را مختل میکرد. گروه بخاطر صدای سرما خورده کریس مجبور شد تا چندین اجرا در آمریکا و همچنین تور اروپا را لغو کند. تمام این اراجیف از یک سو و از سوی دیگر از سرگرفتن اجراهایشان در تابستان سال ۲۰۰۱ باعث شد تا گروه با ارائه دوباره آهنگ تکی Trouble، به موفقیتهای دوچندان دست یابد.


در پائیز همان سال اعضای گروه کلدپلی برای ضبط دومین آلبوم خود وارد استودیو شدند. متاسفانه بازهم شایعاتی بی‌پایه و اساس گریبانگیر آنها شد، مبنی بر اینکه این آخرین آلبوم کلدپلی است و آنها دیگر نمی‌توانند همانند گذشته موفق باشند. عاقبت دومین آلبوم استودیوئی آنها در آگوست سال ۲۰۰۲ و با نام A Rush of Blood to the Head روانه بازار شد. این آلبوم برخلاف تصور بدبینان به یکباره به موفقیت چشمگیری دست یافت. چه بسا این آلبوم از لحاظ ساختار موسیقیائی در قیاس با آلبوم قبلی قوی‌تر و استوارتر ظاهر شد. از آهنگهای زیبا و تکرار نشدنی در این آلبوم می‌توان از The Scientist، In My Place و Warning Sign نام برد.
در حقیقت شاهکار آنها در این آلبوم آهنگ Clocks می‌باشد. اثری کاملاْ حرفه‌ای و بی‌نقص. متاسفانه آنقدر بازار موسیقی هیپ‌هاپ (البته از لحاظ موسیقی و جنس آن و نه از نظر هوادار) کساد است که این روزها هرگاه آهنگی خارق‌العاده تولید می‌شود، سران این سبک موسیقی، سریعاْ اقدام به استفاده تجاری از این دسته آهنگها می‌کنند تا در حقیقت سوء استفاده از نام یک آهنگ بزرگ و نوشتن اشعار با سطح پائین و قرار دادن آن روی تم اصلی آهنگ، آنها را به سود برساند.
متاسفانه کلدپلی از این قاعده مستثنی نیست. گروه Stonebridge روی تم آهنگ Clocks با استفاده از DJ و شعر آهنگ Put�۰۳۹;em High (اثر گروه Stonebridge)، هدف اصلی موسیقی این آهنگ را به سمتی دیگر سوق می‌دهد. هدفی که هیچگاه مدنظر اعضای گروه کلدپلی نبوده است.
به‌هر‌حال در سال ۲۰۰۳ با همکاری استاد بی‌چون و چرای از دست رفته، مایکل کیمن بزرگ (روحش شاد)، اقدام به اجرای سمفونیک آهنگ Politik نمودند. اجرائی تمام عیار از یک آهنگ! آنها شروع به شرکت در فستیوالها و برپائی کنسرتهای زیادی نمودند تا از این طریق تمام شایعات قبلی را زیر سوال ببرند. اجراهای موفق، یکی پس از دیگری به محبوبیت و شهرت آنها می‌افزود.


در سال ۲۰۰۵ با قدرت تمام سومین آلبوم خود را با نام X and Y عرضه کردند.
اکس اند وای (X&Y) آلبوم جدید گروه راک کلد پلی (Coldplay) برای مدت چهار هفته در صدر جدول بهترین آلبوم بریتانیا و آمریکا قرار گرفت.
آخرین باری که یک گروه بریتانیایی توانست همزمان در صدر جدول پرفروشترین های بریتانیا و آمریکا قرار بگیرد سال ۲۰۰۰ بود و آن آلبوم "بهترین ترانه های بیتل ها" (Beatles) بود.
اکس اند وای تاکنون پرفروشترین آلبوم در بیش از بیست کشور دنیا از جمله مکزیک، هنگ کنگ و ایتالیا شده است . در هفته اول کلد پلی موفق به فروش بیش از ۷۰۰ هزار نسخه از آلبوم خود در آمریکا و بیش از ۴۰۰ هزار نسخه از آن در بریتانیا شد. این در حالی بود که نسخه ای از این آلبوم یک هفته قبل از ارائه به بازار در اینترنت دیده شده بود.


به هر حال بعد از مدت ها انتظار از سوی هواداران کلد پلی و صنعت موسیقی، این آلبوم به بازار ارائه شد و با استقبال زیاد مردم و منتقدان روبرو شده است. البته کمپانی موسیقی کلد پلی، ای ام آی (E.M.I ) سومین کمپانی بزرگ موسیقی در دنیا، موفق شده بود با بکار گرفتن تمام نیروی خود از ماه ها قبل، جو پر هیجانی پیش از ورود آلبوم به بازار بوجود آورد.
کلد پلی به قدری برای کمپانی ای ام آی (E.M.I)دارای اهمیت است که تاخیر چند روزه ای در انتشار اکس اند وای منجر به کاهش سیزده درصدی سود این کمپانی شد.
بعد ازفروش شانزده میلیون نسخه از دو آلبوم قبلی کلد پلی در دنیا، این سئوال که این گروه چه جهتی برای آلبوم بعدی خود در نظر خواهند داشت، برای هواداران این گروه و کارشناسان موسیقی مطرح بود. اکس اند وای نسبت به دو آلبوم دیگر کلد پلی آلبومی است با ابعادی وسیعتر. وسعت صدای آلبوم گسترده تر است و تهیه آلبوم گران و پرهزینه به نظر می رسد.


آکوردها و صداهای مختلف سینتی سایزر که روی هم و لایه لایه با مهارت زیر گیتارها تنظیم شده اند به وسعت صدای آلبوم کمک می کنند. اکس اند وای آلبومی است که در سبک استادیوم راک (Stadium rock) تنظیم شده است؛ سبکی که باید آن را در استادیومی بزرگ همراه با چندین هزار نفر پخش کرد.
نا گفته نماند که سینتی سایزر این آلبوم را برایان اینو ( Brain Eno بنیانگذار سبک موسیقی امبیینت Ambient) نواخته است. نوازنده ای که با تهیه و تنظیم آلبوم The Unforgetable Fire ، گروه یوتو (U۲) را به شهرت جهانی رساند. در حقیقت این آلبوم شباهت زیادی به آلبوم The Unforgetable Fire یوتو دارد. به نظر می رسد که تمایل کلد پلی یا شاید کمپانی موسیقی آنها از پخش و تهیه این آلبوم قرار دادن کلد پلی در کنار گروه های بزرگ راک جهان همچون یوتو و یا ردیوهد(Radiohead) بوده است.
در نتیجه اکس اند وای آلبومی است با وسعت صدای به مراتب بزرگتر از دو آلبوم قبلی که بسیار حرفه ای تهیه شده است. ولی اکس اند وای برای قرار گرفتن در کنار آلبومهای گروه های بزرگ راک جهانی در دو جا نقطه ضعف دارد. یکی محافظه کاری این گروه در تنظیم آهنگ ها، صدا پردازی و شیوه خواندن که در نتیجه آلبوم را قابل پیش بینی، یکنواخت و بدون چالش جلوه می دهد.
درحقیقت اکس اند وای ادامه دو آلبوم قبلی است فقط با تهیه ای پرهزینه تر و حرفه ای تر. دوم اینکه ترانه ها مانند ترانه های آلبوم های پیش در باره مسائل شخصی کریس مارتین خواننده و ترانه سرای گروه هستند و در هیچ کجا مسئله جدی را در بر نمی گیرند. ترانه ها بسیار کلی و عادی و خوشبینانه هستند. شاید بار انتظاری که از سوی کمپانی موسیقی آنها بر دوش کلد پلی بوده آنها را به این سو رانده است.


تکمیل آلبوم بیش از هیجده ماه طول کشید و در طی آن شصت آهنگ کنار گذاشته شده بود. بهتربود برای تهیه آلبوم از چند تهیه کننده دیگر کمک گرفته می شد همان طور که Timbaland یکی از بهترین تهیه کنندگان موسیقی هیپ هاپ و آر اند بی، تمایل همکاری با آنها را اعلام کرده بود. به طور کلی اگر اکس اند وای اولین آلبوم کلد پلی بود جای تحسین داشت ولی برای سومین آلبوم، آلبومی است متوسط و آلبومی که در آن مقاصد تجاری بر خلاقیت هنری چیره شده است.
اکس اند وای همانطور که تا بحال فروش آن نشان داده آلبوم پرسودی برای کلد پلی و ای ام آی خواهد بود، ولی بیش از هر چیز کلد پلی را وارد بازار سبک ایزی لیسنینگ ( موسیقی آرام و دلپذیرEasy Listening) کرده است. تا حدی که چندین کمپانی موسیقی تاریخ به بازارعرضه کردن آلبوم های خود را همزمان با آلبوم کلد پلی تنظیم کرده بودند چون معتقدند که عده کثیری از کسانی که این آلبوم را می خرند کسانی هستند که سالی یکی دو بار بیشتر برای خریدن موسیقی به بازار نمی روند و ممکن است در این هنگام نگاهی به بقیه آلبوم های موجود در بازار نیز بیاندازند.



گروه متالیکا -- نگاهی به صعود و سقوط متالیکا -----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

گروه متالیکا در اوایل دهه ۸۰ میلادی پدید آمد .بیوگرافی گروه را اکثر علاقمندان می دانند و در اینجا قصد من بررسی سیر تحول آلبوم ها و آثار وافکار اعضای ان است.
موسس گروه در واقع، درامر(طبال) گروه "لارس اولریخ" دانمارکی است که ابتدا با "جیمز هِتفیلد"آشنا شد سپس کلیف برتون و دِیو ماستین و کِرک هَمِت به آنان پیوستند.
از همان ابندا هم لارس اولریخ بر این باور بودکه چون او ایده تشکیل گروه را اولین بار ارائه و عملی کرده پس رئیس گروه است وهر چه او می گوید اصل است وجیمز هتفیلد هم با آن هیبت وحشتناک مجری اوامر او بود .
همین تکروی های اولریخ باعث شد دیو ماستین عطای کار در متالیکا را به لقایش ببخشد و دوپا قرض کرد و فرار را بر قرار ترجیح داد وبه تنهائی گروه"مگادث" را بنیان نهاد که تا حدودی گروه موفقی بود ولی هیچگاه به اعتبار و موفقیت های متالیکا دست نیافت.


متالیکا با نوعی TRASH که تا حدودی به SPEEDCORE گرایش داشت کارش را شروع کرد.آنان در ادامه به HARD ROCK هم نزدیک شدند.اوایل دهه ۸۰ با افول گروه های مطرح دهه ۷۰نظیر JUDAS PRIEST,BLACK SABATH,LED ZEPLIN, میدان عمل دراختیار گروههائی همچون متالیکا و IRON MAIDEN قرار گرفت که در گذر زمان متالیکا نتوانست اقتدارش را حفظ کند ولی IRON MAIDEN هنوز هم که هنوز است نه تنها از اقتدارش کاسته نشده بلکه سبک کارش را در گذر زمان صیقل بخشیده و بهتر نموده است..
در اوایل ، متالیکا به اجرای زنده در مناطق مختلف آمریکا می پرداخت تا زمینه را برای عرضه نخستین البوم استودیوئی مهیا کند در یکی از این سفر ها اتوبوس حامل اعضای گروه به ته دره سقوط می کند وبه جای اولریخ نامرد آب زیر کاه، کلیف برتونِ سربه زیر وبا مرام غزل خداحافظی را خواند و مرحوم شد.


به عوض او "جیسون نیوستد " وارد گروه شد تا سال ۱۹۸۷ البوم های متالیکا چنگی بهع دل نمی زدند وگوش آزار بودند اما در سال ۸۷ انها مثل بچه ادم البوم ارزشمند " ...و عدالت برای همه" را منتشر کردند که دارای مفاهیم سیاسی بود.
چرا؟ چون سیاست. در آن زمان مد روز بود وهر گروه راک که می خواست خودی نشان دهد به سیاست گیر می داد.
در این آلبوم متالیکا جنگ را مورد نکوهش قرار داد (آهنگONE) وسیستم قضایی امریکا را فاسد دانست(اهنگ AND JUSTICE FOR ALL) آلبوم فروش زیادی پیدا کرد اما این به مذاق مسئولان اداره سانسور آثار هنری خوش نیامد و حسابی آنها را گوشمالی دادند تا دیگر از این غلطها نکنند. متالیکا ۴ سال ممنوع الکار شد تا اینکه در سال ۱۹۹۱ بهترین آلبوم متالیکا و یکی از بهترین آلبوم های تاریخ راک به نام METALICCA را عرضه کردند .
گروه بدلیل ۴ سال انزوا ،گویی به یکباره فرصتی برای ابراز وجود یافت و اشعار بسیار قدرتمندی را روی موزیک سوار کرد.اما سر البوم قبلی ازشان زهر چشم لازم را گرفته بودند این باراشعار را در قالب بازگویی ذهنیات درونی انسانی گاه دربند و گاه سرگردان بیان کردند.


مطمئنا آهنگهایی مثل UNFORGIVEN وNothing else matter هیچگاه از اذهان دوستداران راک و دوستداران متالیکا پاک نخواهد شد. متالیکا با این آلبوم یک نوع جریان را متولد کرد که موجب شد در طول دهه ۹۰ سبک راک دچار تحول زیادی شود وگروههای متعددی از دل همین جریان متولد شدند.
البوم METALICCA ته تنها با فروش بالایی مواجه شد بلکه جوایز GRAMMY آن سال را نیز درو کرد اما متاسفانه از همان سال سیر قهقرائی متالیکا آغاز شد موفقیت بیش از حد آنها را دچار خلاء خلاقیت کرد از طرفی لجبازی های اولریخ نیز مزید بر علت شده بود .او می خواست همواره نقش اول را در گروه بازی کند در حالی که یک درامر بیشتر نبود . در چنین اوضاعی آلبوم های LOAD و RELOAD به فاصله چند سال بیرون آمد که نسبت به آلبوم METALICCA دچار افت فاحشی شده بودند وفقط آهنگ UNTILL IT SLEEPS کاری قابل تامل بود.
اعضای گروه بعد از این ناکامی دور هم نشسته تا را حلی برای این معضل بیابندحاصل کار معجون مسخره ای بنام GARAGE INC شد.


آنها همان طور که گفتم برای سرودن اشعار و ساخت آهنگ به بن بست رسیدند حالا تنها چاره کار را در اجرای مجدد آهنگ های معروف خواننده های قدیمی دیدند.البته خوانندگان دیگر در کار های خود شاید یکی دو کار از کار های قدیمی را برای ایجاد نوعی تنوع اجرا کنند ولی این پدر امرزیده ها در بست تمام آهنگ هایشان اجرای جدید اهنگ های قدیمی است.
کار حتی تا بدانجا بیخ پیدا کرد که آهنگ TURN THE PAGE اثر سال ۱۹۷۶ خواننده معروف سبک کانتری " باب سگر " را که در اصل در مورد تنهائی ها ودغدغه های یک خواننده آواره و دوره گرد بود را در کلیپشان در مورد یک زن هر جائی که اتفاقا بچه هم دارد نشان دادند وچند صحنه ناهنجار هم در آن گنجاندند و با این حرکت " باب سگر" را خشمگین کردند.
در هنگامه تعویض هزاره های جدید وقدیم اوضاع متالیکا بطور کامل شیر تو شیر و قمر در عقرب شد. اعتیاد هتفیلد به قدری بالا گرفت که به ناچار در یک مرکز باز پروری بستری شد در حالی که فرزند دوم او و همسرش فرانچسکا به دنیا آمده بود.جیسون نیوستد هم هم که دیگر کارد به استخوانش رسیده بود کاسه کوزه اش را جمع کرد وبا تجربه سالهای حضور در متالیکا گروهی به نام ECHO BRAIN را بنیان نهاد وبرای همیشه از شر بچه بازی های اولریخ و هتفیلد خلاص شد.


در این میان اولریک و کرک همت که داشتند از بیکاری شاخ در می آوردند به اتفاق یک خواننده رپ معلوم الحال با اسم عجیب و غریب JA RULE کار مشترک بیرون دادند وکلکسیون آبروریزی هایشان را تکمیل کردند.این اواخر هم فیلم مستدی در ستایش گروه به نام " متالیکا نوعی هیولا" ساخته شد. فعلا خبر خاصی از ایشان در دست نیست جز اینکه بجای نیوستد یک گیتاریست جدید آورده اند وخنده دار اینجاست که بعد از جدائی نیوستد تا اآمدن این گیتاریست تهیه کننده گروه Bob Rock گیتاریست گروه بود.
متالیکا شروع خوبی نداشت با دو آلبوم AND JUSTICE وMetalicca به یکباره اوج گرفت سپس آرام آرام سقوط کرد. شرط موفقیت و تداوم یک گروه موسیقی همراهی و همخوانی افکار تمام اعضای گروه است و هر گونه خودخواهی و تکروی موجب فروپاشی ساختار می شود.البته الان طرفداران متالیکا بیشتر طرفدار قیافه اجق وجق جیمز هتفیلد و قیافه تابلو اعضای گروه هستند وبعضی نمی دانند حتی راک را با کدام الف می نویسند و ادعا می کنند قبل از تاسیس متالیکا طرفدارش بودند.


به هر حال متالیکا نان همان دو البوم را می خورد وتوانست خودش را لای بزرگان راک جا کند در ضمن آنان با دریافت یک میلیون دلار ناقابل آهنگ I DISSAPEAR را روی فیلم ماموریت غیر ممکن ۲ با بازی تام کروز وکارگردانی اکشن ساز هنگ کنگی هالیوود JOHN VU اجرا کردند.البته نباید از چند ویدئو کلیپ زیبای گروه که اثر " وین ایشام" از اساتید این رشته می باشد به سادگی گذشت



گروه کامکارها -----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

● قشنگ کامکار
قشنگ کامکار سال ۱۳۳۲ در سنندج متولد شد.
در سنین خردسالی فراگیری ویلن را نزد پدرش استاد حسن کامکار آغاز کرد و در همان سال ها با مهارت، قطعات استــاد صبـا را می نواخت. قشنگ در گروه موسیقی پدر، علاوه بر نوازندگی ویلن به خوانندگی هم مشغول شد.
وی پس از سفر به تهران به فراگیری سه تار روی آورد و نزد چند تن از اساتید موسیقی ایران از جمله سعید هرمزی، محمد رضا لطفی و حسین علیزاده به یادگیری این ساز همت گمارد و نوازندگی سه تار را با جدیت بیشتری ادامه داد.


قشنگ نخستین بانویی ست که پس از انقلاب به روی صحنه رفته و در تالار وحدت به همراه گروه کامکارها به اجرای کنسرت پرداخته است. این حضور که پس از یک دوران وقفۀ کوتاه شکل گرفته بود، به صورت نقطۀ عطفی درآمد و تا حدودی مقدمات نقش آفرینی گستردۀ بانوان اهل موسیقی کشور را بر روی صحنه ها پدید آورد.
قشنگ کامکار همراه با خانم سیما بینا کنسرت های متعددی را برای بانوان در خارج از کشور اجرا کرد. او اکنون درچندین آموزشگاه موسیقی، به تربیت نوازندگان سـه تار مشغول است و در گروه کامکارها به نوازندگی می پردازد.


● ارژنگ کامکار
ارژنگ کامکار سال ۱۳۳۵ در سنندج به دنیا آمد. از دوران کودکی علاقه وافری به هنر نقاشی و نوازندگی تنبک پیدا کرد. او در زمانی که گروه کامکارها به تدریج شکل می گرفت به عنوان نوازنده تنبک، ارکستر فرهنگ و هنر سنندج را همراهی می کرد.
ارژنگ در سال ۱۳۵۵عازم تهران شد و در کنار فراگیری دروسی در زمینه موسیقی، به تکمیل و یادگیری تکنیک های تنبک نوازی پرداخت.
او در سال۱۳۵۷ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و به تحصیل رشته نقاشی مشغول شد. او علاوه بر آموزش موسیقی و نقاشی، همراه گروه های شیدا و عارف کنسرت های متعددی را اجرا کرد که اغلب به صورت آلبوم منتشر شده اند.در حال حاضر نیز یکی از اعضای گروه کامکار ها به شمار می آید.
ارژنگ کامکارنمایشگاه های انفرادی متعددی از آثار نقاشی خود برپا کرده است که مهم ترین آن ها در سال ۱۳۷۰و ۱۳۷۶در گالری سیحون بود که استقبال چشمگیری از آن شد.
ارژنگ در سال ۱۳۸۳، کتاب "۶۰ قطعه برای تنبک" را منتشر کرد که گوشه ای از تجربیات او طی در سالهای گذشته را نشان می دهد.
او همچنین ۱۵ سال است که در آموزشگاه کامکارها به تدریس تنبک نوازی مشغول است و نوازندگان چیره دستی را تربیت کرده است.
● پشنگ کامکار
پشنگ کامکار سال ۱۳۳۰ در سنندج متولد شد و از ۱۲ سالگی همانند خواهر و برادران دیگرش موسیقی را نزد پدر آموخت.
پشنگ کامکارآموزش سنتور رااز سال ۱۳۴۵ در مرکز فرهنگ و هنر سنندج آغاز کرد و به مدت پنج سال با مرکز رادیوی سنندج همکاری خود را ادامه داد. پس از این دوران به تهران سفر کرد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به اخذ درجه لیسانس موسیقی نایل شد.
او همچنین در آزمون تکنوازی سنتور کانون باربد، که توسط نور علی خان برومند تأسیس شده بود شرکت کرد و به مقام نخست دست یافت. در سال ۱۳۸۴ نیز به مقام درجه یک هنری توسط شورای ارزشیابی هنرمندان نائل شد. او هم اکنون در گروه موسیقی کامکارها فعالیت مستمر خود را ادامه می دهد.
پشنگ کامکار یکی از بنیان گذاران گروه شیداست. ازجمله آثار او می توان به سه نوازی و تکنوازی سنتور، گلگشت، به یاد صبا، بارانه(تکنوازی)، فراق، تکنوازی سنتور در ماهور و راست پنجگاه و همچنین گل به دامن اشاره کرد.
او آثار مکتوبی چون شیوۀ سنتور نوازی، ردیف میرزا عبدالله برای سنتور، موج، گلنار، یادگاران، سپیده و هزاردستان را به دست انتشار سپرده است.
پشنگ در کنار تدریس در های خصوصی به تدریس در دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه آزاد و تدریس و عضویت در هیِِات ژوری دانشکدۀ موسیقی کرج نیز مشغول است. سابقه تدریس ساز سنتور این نوازنده به بیش از سی سال می رسد.
● بیژن کامکار
بیژن کامکار در سال ۱۳۲۸ در شهر ارومیه چشم به جهان گشود. او نیز همچون دیگر اعضای خانواده نزد پدر به فراگیری موسیقی پرداخت. بیژن با خوانندگی در رادیو سنندج نخستین فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد.
اولین سازی که او برگزید تنبک بود اما او پس از آن به عنوان نوازنده ملودیکا و تار در گروه خانوادگی کامکارها حضور داشت.
بیژن در سال ۱۳۴۸ با استاد محمدرضا لطفی آشنا شد. به گفته خودش این آشنایی نقطه عطفی در زندگی او به شمار می آید چرا که لطفی بعد از پدر نقش به سزایی در آشنایی او با تار و موسیقی ایرانی داشت.
او از نخستین کسانی بود که در مقام نوازنده تنبک به گروه شیدا پیوست اما پس از اما پس از مدتی با آمدن ارژنگ در گروه او به نوازندگی رباب روی آورد.
اما چندی بعد فصل تازه ای در زندگی بیژن باز شد. بیژن به پیشنهاد لطفی به نوازندگی دف پرداخت و پس از چندی این ساز خانقاهی را به عرصه اجراهای عمومی برد. استقبال مردم و دستان توانمند بیژن دلیلی بر ادامه حضور پر شور دف در موسیقی سنتی ایرانی شد. تا آن جا که اینک این ساز جزء جدایی ناپذیری از این موسیقی به شمار می آید.
او علاوه بر اجرای کنسرت های متعدد به همراه مطرح ترین گروه های موسیقی در داخل و خارج کشور و شرکت در جشنواره های معتبر جهانی، در مقام آهنگساز، نوازنده و خواننده در بیش از ۱۲۰ آلبوم حضور داشته و ساخت موسیقی نزدیک به ۲۰ برنامه تلویزیونی، سریال و فیلم را در کارنامه خود جای داده است.
از میان این آثار می توان به ئاگری زیندو، شلیره، گل صد برگ، دف و نی، دف و رباب، افسانه تنبور و...اشاره کرد.



گروه پینک فلوید -----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

پینک فلوید از اولین گروه‌های موسیقی راک بود. از اواسط دهه‌ی ۶۰ موسیقی انها به‌نحوه‌بی رحمانه‌ای با الکترونیک و تمامی جلوه‌های ویژه‌پیوند خورد تا موسیقی پاپ را به‌محدوده‌ی خود وارد کنند و این درست در زمانی بود که‌گروه‌با مفاهیم مختلف و سنگین و ترانه‌های متفاوت گلاویز بود و موسیقیشان، هم در ترانه‌ها و هم در موزیک شکل کلاسیک و اُپرایی به‌خود گرفته‌بود .
علی رغم آن که‌گروهی مشهور بود در سال ۱۹۸۰با شکست مواجه‌شد و دلیل این شکست چیزی نبود جز جنگ بر سر رهبری گروه‌و سرانجام مالکیت نام گروه. آنهاچیزی بیش از یک گروه‌که‌اجرای قدیمی داشت، بودند و توانایی پر کردن استادیوم ها و بودن در صدر جدولها را داشتند . مطمئنا کسل کننده‌شدن کار های گروه‌در روزهای بعدی نمی تواند پوشاننده‌ی این حقیقت باشد که‌پس از گذشت ده‌سال از شکل گیری گروهآنها یکی از مبتکرترین گروه‌ها بودند ، چه‌در کنسرت ها و چه‌در استودیو !.


در حالی که‌پینک فلوید بیشتر به‌خاطر مفاهیم بلند پروازانه‌ی خود در آلبوم های سال۱۹۷۰مشهور بود به‌عنوان نوع بسیار متفاوتی از گروه‌شروع به‌کار کرد. خیلی زود پس از شروع اجرای دسته‌جمعی در اواسط سال ۶۰ آنها تحت رهبری گیتاریست اصلی "Syd Barrett" قرار گرفتند . او نابغه‌ای بود که‌نوشتن و خواندن بسیاری از کارهای اولیه‌ی آنها را بر عهده‌داشت. اهل کمبریج صحنه‌ی نمایش را با "راجر واترز"(باس)، "ریک رایت"(کی بورد) و" نیک ماسون"(درام) تقسیم کرد. نام پینک فلوید که‌به‌ظاهر بسیار عجیب به‌نظر می رسید در واقع نتیجه‌ی ترکیب نام های دو خواننده‌ی سبک "بلوز"یعنی پینک اندرسون و فلوید کونسیل"بود. در آغاز پینک فلوید بسیار رسمی تر از اجرایی بود که‌در حال پیشرفت و تمرکز بر روی راک و" R&B" بود . انواعی از موسیقی که‌در میان گروههای انگلیسی اواسط ۶۰ بسیار رایج بود.


به‌سرعت شروع به‌آزمایش کرد . هر چند که‌اجرای ترانه‌ها به‌وسیله‌ی آلات موسیقی عجیب، استفاده‌از صداهای ناهنجار ، وهم آور و عجیب که‌به‌وسیله‌ی یک تقویت کننده‌ساخته‌می شد قطعات را از کنترل خارج می کرد. . در سال ۱۹۶۶ انها شروع به‌تولید کارهای زیرزمینی در لندن کردند. روی صحنه، انها شروع به‌استفاده‌از رقص نور برای افزودن بر تاثیر روانی کردند.
"Syd Barrett"شروع به‌سرودن کارهای پاپ کرد که‌نقش ها و شکل های عجیب را ( به‌خصوص در گیتار های فراموش نشدنی و بدیهه‌نوازی زیبا به‌وسیله‌ی ارگ)با ملودی های گیرا و غزلیات نافذ که‌جهان را با حسی شاعرانه‌و بچگانه‌نمایش داد.
گروه‌در اوایل سال ۱۹۶۷قراردادی برای ضبط موسیقی با "EMI"بست و در میان بیست اهنگ برتر با تک خوانی زیبای "Arnold Layne" قرار گرفت. یک همدردی و تصویر کمدی در مورد کسی که‌در لباس و رفتار جنس مخالف تقلید می کند. کار بعدی یعنی "See Emily Play"در بین ده‌اهنگ برتر قرار گرفت . اولین البوم انها نیز در سال ۱۹۶۷با نام "فلوت زن کنار دروازه‌ی صبح"منتشر شد احتمالا زیباترین آلبوم انگلستان بعد از " Sgt. Pepper�۰۳۹;s" بود. آلبومی که‌تقریبا به‌طور کامل تحت تسلط آهنگ های "Barrett"بود. یک کلکسیون زیبا ازخوانندگان راک مرموز( "Lucifer Sam")، شخصیت های عجیب("The Gnome")، دوران کودکی ("Bike"، "Matilda Mother") و قطعات عجیب ("Astronomy Domine"، Interstellar Overdrive"، "Pow R Toch") که‌به‌خاطر شیفتگی آنها نسبت به‌فضا طراحی و برنامه‌ریزی شده‌بود. این کار نه‌تنها هیچ مانندی در آن زمان نداشت، شبیه‌هیچ کدام از کار هایی که‌پینک فلوید آانها را ساخت نبود.


رنگارنگ و بیشتر خنده‌اور ، دوستانه‌و شاد نسبت به‌کارهای بعدی آنها که‌بیشتر حماسی بود. دلیل انکه‌پینک فلوید هرگز نتوانست البومی شبیه‌"فلوت زن "بسازد این بود این البوم تنها البومی بود که‌با رهبری "بررت"ساخته‌شد.
در اواسط ۱۹۶۷این نابغه‌شروع به‌نشان دادن علائمی از بی ثباتی روانی کرد. "بررت "بر روی صحنه‌کاتاتونیایی(نوعی بیماری که‌شخص قادر به‌صحبت کردن ، فکر کردن و تکان دادن اعضای بدن خود نیست)می شد و نمی توانست به‌هیچ عنوان بنوازد. با توجه‌به‌این که‌بیشتر کار های انها وابسته‌به‌"بررت"بود اعضای گروه‌به‌این نتیجه‌رسیدند که‌کار کردن و زندگی با او غیر ممکن است. در اوایل سال ۱۹۶۸ گیتاریستی به‌نام "Dave Gilmour"که‌دوست اعضای گروه‌بود و اتفاقا اهل کمبریج بود به‌عنوان پنجمین نفر به‌گروه‌پیوست.
ایده‌ی اصلی این بود که" Gilmour" پینک فلوید را قادر می سازد تا همچنان به‌عنوان یک گروه‌موثر به‌کار خود ادامه‌دهد و "بررت"به‌نوشتن و همکاری با گروه‌ادامه‌دهد. اما این کار هم عملی نشد و چند ماه‌بعد "بررت"از گروه‌بیرون رفت. مدیریت پینک فلوید که‌گیتاریست اصلی، خواننده‌ی رهبر و ترانه‌سرای خود را از دست داده‌بود و شاهد نابودی گروه‌بود تصمیم به‌رها کردن گروه ‌و تحت کنترل گرفتن "بررت"به‌عنوان یک تک نواز گرفتند.


این گونه‌اتفاقات برای بیشتر گروه‌هایی که‌در مخمصه‌گرفتار شده‌بودند غیر قابل حل بود. به‌طور باور نکردنی اعضای پینک فلوید دوباره‌مانند یک گروه‌به‌دور هم جمع شدند و نه‌تنها محبوبیت خود را حفظ کردند ، موفق تر از قبل نیز شدند. اولین البوم گروه‌جز ده‌کار برتر در انگلستان بود اما تقریبا در امریکا ناشناس بود . جایی که‌غیاب "سید بررت"هیچ معنایی نداشت.
"Gilmour"گیتاریستی فوق العاده‌بود و گروه‌نیز توانایی خود در نوشتن کارهای اصلی ثابت کرد تا البوم های زیباتری را تولید کند. " Waters"سرانجام به‌عنوان اهنگ ساز مسلط پدیدار شد. درسال ۱۹۶۸البوم"A Saucerful of Secrets"در بین ده‌کار برتر قرار گرفت . در این البوم از بینش "بررت"نیز به‌عنوان یک نقشه‌مشهود استفاده‌شد اما با شکلی رسمی تر ، محزون تر و شبه‌کلاسیک، به‌خصوص در قطعات طولانی. "بررت"قبل از اینکه‌مشکل روانی اش او را به‌عقب نشینی و انزوا وادار کند دو کار زیبا به‌صورت انفرادی اجرا کرد.


تا چهار سال پینک فلوید مشغول اصلاح راک آزمایشی خود بود . پنهان شده‌در زیر ریتم ارگ و گیتار و بیان مجدد موضوعات سبک "بلوز"و "پاپ"بود که‌کار ها را برای شنوندگان در دسترس قرار می داد. با رها کردن کارهای فرعی آنها بر روی آلبوم هایی با کارهای بلند کار کردند و کار های بزرگی را در اروپا و آمریکای شمالی تولید کردند. در حالی که‌" Ummagumma "(که‌به‌دو بخش ضبط زنده‌و گردش های آزمایشی هر یک از اعضای گروه‌تقسیم شده‌بود)، "مادری با قلبی به‌اندازه‌ی اتم"(محصول همکاری با اهنگسازی به‌نام" Ron Geesin") و " more . . . " (یک موسیقی فیلم) کارهایی نامنظم بودند ، هر کدام قسمتهایی فوق العاده‌داشتند. در اوایل دهه‌ی ۷۰"سید بررت"خاطره‌ای محو شده‌از ذهن طرفداران پینک فلوید بود . هرچند که‌گروه‌هرگز نتوانست کمی از درخشش غیرعادی بودن در آغاز ۱۹۶۷را کسب کند. "دخالت"(۱۹۷۱)باعث پیشرفت کارهای حماسی گروه‌شد و آنها را قابل درک کرد و محیط علمی تخیلی را که‌گروه‌از سال ۱۹۶۸در جستجوی آن بود را برایشان تکمیل کرد.


هیچ چیز پینک فلوید و هوادارانش را برای موفقیت بزرگی که‌در سال۱۹۷۳به‌خاطر البوم "طرف تاریک ماه" آماده‌نکرد (آلبومی که‌راک کیهانی انها را مورد تحسین قرار داد. )آلبومی که‌بیشتر بر روی متن آهنگ تمرکز کرده‌بود . درآن به‌موقع از دستگاه‌تقویت صوت استفاده‌شده‌بود و تاثیر ساکسیفون و صدای روح بخش زنانه‌درآن دیده‌می شد.
"طرف تاریک ماه‌"سرانجام پینک فلوید را به‌ستاره‌ای درآمریکا مبدل کرد. جالب تر اینکه‌این آلبوم بیشترین فروش را در آن زمان داشت. "طرف تاریک ماه‌"برای مدت ۷۴۱هفته‌بر روی بیلبورد قرار داشت. علاوه‌بر این ، ساختار آهنگها به‌"طرف تاریک ماه"کمک کرد تا به‌راحتی درسطح جهانی قابل ترجمه‌باشد و به‌یکی از بزرگترین آلبوم های راک در سرتاسر جهان تبدیل شود.
آلبوم "آرزو می کردم که‌اینجا بودی" در سال۱۹۷۵منتشر شد و"Shine On You Crazy Diamond"نشانه‌ی احترام به‌دوستشان "بررت"(که‌مدتها قبل مرده‌بود)، بود. بر روی البوم " طرف تاریک ماه" موضوعاتی چون ناامنی ، ترس و سردی زندگی مدرن حکم فرما بود. "ارزو می کردم که‌اینجا بودی "و "حیوانات"(۱۹۷۷)این موضوعات ناراحت کننده‌را به‌وضوح بسط دادند. البوم "دیوار"در سال ۱۹۷۹منتشر شد. اندوه‌و ناراحتی ، باعث می شد که‌تمرکز البوم بر روی ساخته‌های بشر و دیوارهای عاطفی که‌انسانهای امروز برای حفظ بقای خود ساخته‌بودند ، باشد.


"دیوار"یک موفقیت بزرگ بود، شاید به‌دلیل انکه‌قسمتی از شکل الکترونیکی خود را از دست داده‌بود و بیشتر به‌پاپ نزدیک شده‌بود. هرچند که‌پینک فلوید تا سال ۶۰ به‌ندرت کارهای تک ارائه‌می کردند اما "آجری دیگر در دیوار"در ان سوی آبهای آتلانتیک هم در رتبه‌ی اول قرار گرفت.
گروه‌از سال ۷۰نمایشهای استادانه‌اش را افزایش داد با وجود اینکه‌البوم "دیوار"درواقع ساختمان یک دیوار واقعی را در اجراهای گروه‌نشان می داد هنوز بهترین بود. در سال ۱۹۸۰ اعضای گروه‌از هم جدا شدند. هر کدام از چهار عضو گروه‌در گذشته‌کار هایی را به‌تنهایی اجرا کرده‌بودند. مشکل انجا بود که‌"Waters" ادعای کنترل هویت موزیک و ترانه‌های گروه‌را می کرد.
اینکه"برش نهایی"(۱۹۸۳) کاری فوق العاده‌ای به‌همراه‌نوآوری الکتریکی نبود مشکلی بزرگی نبود اما گروه‌کمی پس از ان برای مدتی از هم پاشید. در سال ۱۹۸۶"Waters"از "Gilmour"و "Mason"تقاضا کرد تا مشکل گروه‌را حل کنند. ("Wright" به‌طور کامل از گروه‌خارج شده‌بود. ) در اتفاقی طنزآمیز ، بیست سال پس از اینکه‌پینک فلوید رهبر اصلی خود را از دست داده‌بود و موفقیتش تنها به‌کارهای تبلیغاتی خلاصه‌شده‌بود این اتفاقات برای جانشین رهبر قبلی نیز اتفاق افتاد. "Waters" توانست آلبوم هایی را به‌تنهایی منتشر کند که‌نتیجه‌ی آن توجهی در حد معمول بود.


در حالی که‌او به‌همکاری خود با همکار قبلی اش ("Wright" )فکر می کرد جدول ها در ذهنش ترسیم می شدند. پینک فلوید هنوز هم هواداران زیادی داشت. آنها می دانستند که‌فرمولشان می تواند در سطح وسیعی میلیونها نفر را جذب کند.
افرادی که‌حتی در زمان "طرف تاریک ماه" به‌دنیا نیامده‌بودند و حتی از این مسئله‌که‌"سید بررت"زمانی یکی از اعضای گروه‌بوده‌اطلاع نداشتند تا کار های انفرادی آنها را بخرند .
" The Division Bell"اولین آلبوم انها پس از هفت سال بود. که‌در سال ۱۹۹۴ در صدر جدول ها قرار گرفت. این اتفاق برای آلبوم"ضربان"که‌در همان سال ضبط شده‌بود و شامل کنسرت "طرف تاریک ماه‌"نیز می شد هم پیش آمد.
Waters "دیوار" را به‌عنوان یک تک نوازی در کنار دیوار برلین در سال ۱۹۹۰ اجرا کرد



بیتل ها ----- گروه بیتل-----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

وقتی به موسیقی و راک اند رول دهه شصت می نگریم هاله ای از ابهام بر چهره موسیقی اسرارآمیز و رویایی ان دوران نمایان می گردد.کیست که توانایی انکار شور و شعف ،بی پروایی،خلاقیت و نوآوری موسیقی آن دوران را داشته باشد؟کیست که پدیده شگفت انگیز دهه شصت - بیتل ها-را به فراموشی بسپارد؟ زمستان ۱۹۶۴یادآور بیماری لاعلاج آن دوران است و تب بیتل شیدایی که گریـبــان صدهاهزار جوان بریتانیایی را گرفت! جنونی مبهم و ناشناخته که در کوتاهترین زمــــان سرتاسربریتانیا را پیمود و ناگهان از آتلانتیک سردراورده و در آمریکا ریشه دوا ند.ترانهI WANT TO HOLD YOUR HAND نخستین شوک بیتل ها بود .ترانه زیبای بیتل ها صدرنشین جدول موسیقی انگلستان شد و موجی از شگفتی را در میان جوانان انگلیسی پدید اورد.یک هفته بعد ترانه ای دیگر خواب را از چشمان آنان ربود ترانه اعجاب انگیز PLEASE ,PLEASE,ME بیتل ها را در صدر جدول موسیقی آمریکا و انگلستان قرار داد.اوضاع از این هم عجیب و غریب تر بود! پنج ترانه نخست جدول موسیقی انگلستان از بیتل ها بود و سال هنوز به پایان نرسیده بود که ۲۹ ترانه بیتل ها همگی به عنوان برترین های موسیقی آمریکا و انگلستان معرفی شدند.


مشهورترین و موفق ترین گروههای موسیقی عصر حاضرحتی به اندازه یک چهارم موفقیت بیتل ها را کسب نکرده اند!!حتی گروه موفق و پر اوازه OASIS که تقلیدی سطحی و کم مایه از بیتل ها است نیز در برابر جادوی بیتل ها ناتوان مانده اند.اد سولیوان ED SULIVAN مجری خشک و جدی تلویزیون در برنامه ای زنده که از فرودگاه HEATHROW لندن پخش میشد در برابر جوانانی که سر از پا نمی شناختند و مبهوت و خیره منتظر ورود بیتل ها بودندگفت:مگر بیتل ها چه کسانی هستند که شما اینچنین دیوانه و آشفته وار آنها را دوست می دارید؟سپس با هیجان خاص خود بیتل ها را به مبارزه طلبید!نخستین برنامه تلویزیونی زنده بیتل ها در فوریه ۱۹۶۲ هفتاد میلیون نفر شاهد نخستین هنرنمایی تلویزیونی بیتل ها بودند. در ابتدای برنامه پیام تبریک الویس پریستلی ستاره موسیقی راک بر شور و هیجان برنامه افزود و تشویق و شادی بینندگان را به دنبال داشت. جوانان آن دوره خوب به یاد دارند که در زمان اجرای شوی تلویزیونی بیتل ها مردم آمریکا بیش از هر زمان دیگری به روحیه ای شاد و نشاط و سرزندگی نیازمند بودند.غم فقدان رییس جمهور جوان و کاریزماتیک که دو ماه قبل از آن مورد سؤ قصد قرار گرفته و به قتل رسیده بود موجی از ناامیدی را در میان جوانان به وجود آورده بود و شایعه جنگ نیز به این وضعیت دامن میزد.اما سرنوشت طالع دیگری را برای این چهار جوان تازه از راه رسیده رقم زده بود طالعی بس نیک! با نگاهی به گذشته درمی یابیم که بیتل ها با روحیه ای شاد و سرزنده،جادویی بی انتها و دوراندیشی و شعور موسیقیایی انکارناپذیر و قدرت اعجازانگیز خوددر تغییر حالات و روحیات جوانان ان دوره سهم به سزایی داشتند.هارمونی بی نظیر و سحرآمیز بیتل ها، شوخی ها،لطیفه ها و لبخندهای به یادماندنی،آنها را از سایر گروهها و خوانندههای آن دوره متمایز می کرد.


بیتل ها از دنییایی دیگر آمده بودند!واقعیت این بود که انها از بندر لیورپول در شمال غربی انگلستان امده بودند.جان لنون سال ۱۹۴۰ در لیورپول متولد شد.پدر لنون او و مادرش را رها کرده و ناپدید شده بودو سرپرستی جان را عمه اش بر عهده داشت.پسر بچه ای عصبی که عاشق موسیقی بود. مادر لنون گیتاری برای او خریده بودکه روی آن برچسبی با این عبارت دیده می شد:این گیتار در برابر شکستگی ضمانت میشود.لنون به سرعت نواختن گیتار را فرا گرفت و نخستین آهنگی که نواخت THAT WILL BE THE DAY بود ترانه ای زیبا از بادی هالی خواننده مشهور راک! پل مک کارتنی در سال ۱۹۴۲ متولد شد و خیلی زود نزدیکترین دوست و یار صمیمی لنون شد.ترانه سرایی و خواندن برخی از بهترین ترانه های بیتل ها را مک کارتنی به عهده داشت.او نیز در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ آنها عنوان SILVER BEATLES را برای گروه خود برگزیدندو با پیوستن پت بست به گروه انها سفر به آلمان را آغاز کردند و در کلوبی در شهر هامبورگ به مدت یکهفته به اجرای برنامه پرداختند. در سال ۱۹۶۲ پت بست جای خود را به یک طبال لیورپولی داد. رینگو استار با نام اصلی ریچارد استارکی متولد ۱۹۴۰ در لیورپول. بعد از اجرای چندین برنامه به مدیریت برایان اپستاین و با همکاری شرکت ای.ام.آی نخستین آلبوم استودیویی گروه با نام DO LOVE ME به دنیای موسیقی عرضه شد! کریسمس سال ۱۹۶۳PLEASE PLEASE ME ترانه شماره یک لقب گرفت و تب بیتل شیدایی گسترش یافت . عموما اعتقاد بر این است که در زمان ورود بیتل ها به آمریکا پیشگامان موسیقی راک اند رول نظیر چاک بری ،لیتل ریچارد و الویس پریستلی به تدریج به بوته فراموشی سپرده شده و جای خود را به خواننده نماهایی چون فرانکی آوالون و چابی چکر دادند اما حقیقت این نیست. گرچه الویس در سال ۱۹۵۸ به خدمت زیر پرچم فراخوانده شد و پس از بازگشت نیز هرگز موفقیت دوران گذشته را کسب نکرد و بادی هالی خواننده شهیر راک اند رول در سانحه هوایی سال ۱۹۵۹ به قتل رسید و چاک بری و لیتل ریچارد و جری لی لویس از دور خارج شدند اما صحنه از موسیقی خوب و ارزشمند و بالغ خالی نبود…در سال ۱۹۶۳ یکسال قبل از تولد و هنرنمایی بیتل ها دنیای موسیقی راک به نام بزرگانی چون دریفترز ، بیچ بویز، روی اوربیسون ، سام کوک ، میراکل ، موتاون ، مارتا وندلاس و گروههایی نظیر کریستال و رونتس مزین بود. آنچه که بیتل ها را از این بزرگان متمایز میکرد جذابیت پر زرق و برق ، خیره کننده و جلوه گر و ارتباطات عاطفی و تاثیرگذار گروه بود که در فیلم مشهور شب یک روز سخت با بازی بیتل ها به خوبی نمایان بود.اندرو ساریس منتقد سرسخت و سرشناس به این فیلم لقب همشهری کین فیلمهای JUKEBOX را داده است ! در سال ۱۹۶۵ بیتل ها به چنان شهرتی دست یافته بودند که مشهورترین جایزه بریتانیا یعنی جایزه سلطنتی به انان تعلق گرفت . جایزه ام . بی. ای در کاخ سلطنتی باکینگهام به این چهار اعجوبه جوان موسیقی انگلستان اهدا شد. رینگو استار پس از دریافت جایزه گفت: تا هنگام مرگ این جایزه را نگاه خواهم داشت تا آ ن هنگام که با من دفن شود. در سال ۱۹۶۵ آلبوم تحسین برانگیز THE RUBBER SOUL همراه با ملودی های روحبخش و ترانه های بسیار زیبا شهرتی جهانی را برای بیتل ها به ارمغان آورد. پس از برگزاری کنسرت بزرگ بیتل ها در سال ۱۹۶۶ که در سانفرانسیسکو برگزار شد آنها فعالیت خود را به ضبط ترانه ها در استودیو محدود کردند. آلبوم مشهور REVOLVER در سال ۱۹۶۶ و حماسه اندیشمندانه بیتل ها یعنی آلبوم زیبا ، مشهور و به یادماندنی SGT.PEPPER”S LONELY HEARTS CLUB BAND در سال ۱۹۶۷و آلبوم WHITE ALBUM در سال ۱۹۶۸ و اثر درخشان و بی بدیل گروه یعنی ABBEY ROAD در سال ۱۹۶۹ حاصل تلاش گروهی آنان در این چند سال بود .

میلیونها عاشق و طرفدار موسیقی دوران سخت و تاریک دهه شصت را با نور خیره کننده بیتل ها سپری کردند و ترانه های این گروه کلید حل معماهای شگفت انگیز آن دوران گردید. اما جدایی مک کارتنی و لنون از یکدیگر ضربه مهلکی را به گروه وارد آورد و در نهایت باعث از هم پاشیدگی گروه شد .
ن لنون با یوکو اونو هنرمند آوانگارد ژاپنی و پل مک کارتنی نیز با لیندا ایستمن عکاس موسیقی راک ازدواج کردند و فاصله بین لنون و مک کارتنی عمیق تر شد . در سال ۱۹۶۹ لنون تصمیم بر انحلال بیتل ها گرفت ام با مخالفت مک کارتنی روبرو شد ولی یکسال بعد خود مک کارتنی خبر انحلال بیتل ها را اعلام کرد و موفقترین و پرآوازه ترین گروه موسیقی دنیا در آستانه فروپاشی قرار گرفت . فروش یکصد میلیونی ترانه ها و پایانی اینچنین تلخ و ناگوار همه چیز تمام شد. مک کارتنی و همسرش اقدام به تشکیل یک گروه کرد و جورج هریسون با گرایش عمیق به عرفان شرقی در خود فرو رفت و به فراموشی سپرده شد و در نهایت در غربت و انزوا در خانه دوست و یار همیشگی خود پل مک کارتنی جان سپرد . رینگو استار نیز به تنهایی به ضبط ترانه های مورد علاقه خویش پرداخت و در چند برنامه تلویزیونی نیز ظاهر شد. جان لنون نیز به نیویورک رفت جایی که همیشه دوست میداشت و سرانجام در سال ۱۹۸۰ روی صحنه به ضرب گلوله یکی از هواداران مجنون بیتل ها به قتل رسید و این پایان بیتل ها بود اما نه برای ترانه های آنان که ابدی بوده و در یاد و خاطر هواداران بیتل ها جاری و زنده و پویا خواهد بود.

 



موسیقی رسمی به سان زبان رسمی-----مبحث گروه های موسیقی ایران و خارج

دیرگاهی نیست واژه کلاسیک در فرهنگ موسیقی ایرانی جا باز کرده و تثبیت شده است. تقریباً بیشتر موسیقیدانان دستگاهی آن را برای اطلاق به موسیقی مورد علاقه خود، مناسب تشخیص داده اند. برخی نیز چون محمدرضا لطفی ترجیح می دهند، به جای کلاسیک از عنوان رسمی استفاده کنند. در هر حال فرقی نمی کند کدام واژه را برگزینیم.

زیرا مفهوم واحدی مد نظر می باشد و آن نوعی از موسیقی ایرانی است که می تواند همچون زبان فارسی معیار، مبنای کار قرار گیرد و بر اساس آن دیگر گونه های موسیقی ایرانی، جایگاهی برای خود داشته باشند.
موسیقی رسمی دلیلی برای برتری بر سایر گویش های موسیقی ایرانی ندارد. صرفاً یک قرارداد است تا همگان بر گرد آن حلقه زنیم و بتوانیم با زبان مشترکی حرف خود را بزنیم. چنانکه در خصوص گویش های زبان فارسی کسی نمی تواند مدعی شود برای مثال، لهجه فارسی شیراز بهتر از مشهد یا اصفهان است یا همینطور فارسی رایج در بین اقوام ایرانی مانند ترک، کرد، بلوچ، بختیاری، لری و غیره.

اما برای آنکه همه شهروندان ایرانی بتوانند فارغ از علایق و توانایی های خود، با دیگر هموطنانشان ارتباط شفاهی و مکتوب برقرار کنند، یک فارسی موسوم به فارسی رسمی یا کتابی مورد استفاده قرار می گیرد که جایگاه خاص خود را دارد و معمولاً فارسی معیار خوانده می شود، یعنی فارغ از هر گونه لهجه و سلیقه قومی و محلی.

گروه موسیقی نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی از جمله گروه هایی است که بنای کار گروه نوازی خود را بر موسیقی دستگاهی از نوع کلاسیک یا رسمی گذاشته اند. آنان سعی دارند با استفاده از آثار اساتید یکصد سال اخیر موسیقی هنری ایران، نوعی از لحن موسیقی دستگاهی را با کمترین تأثیر پذیری از نواهای دیگر به شنوندگان عرضه کنند.

این موسیقی از آن جهت ارزش خاصی دارد که می تواند همانند فارسی معیار به غیر ایرانی ها معرفی شود. چنانکه یک شهروند غیر ایرانی اگر بخواهد آموزش زبان فارسی را ابتدا با لهجه یزدی آغاز کند و بعد مدتی مدتی روی لهجه اصفهانی کار کند، وقتی پایش به تهران برسد و یا به اخبار رادیو و تلویزیون گوش کند، متوجه می شود که خیلی تفاوت دارد و حتی گاهی قادر به درک مضمون نخواهد بود. اما اگر از ابتدا با فارسی معیار روبرو شود، دست کم می تواند با همه شهروندان ایران ارتباط برقرار کند.

اعضای گروه نهفت را همگی جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند. جهانشاه صارمی نوازنده تار و سرپرست گروه، با عنایت به اینکه اساتید آینده افرادی غیر از جوانان امروز نیستند، توجه ویژه ای را به مشارکت دادن آنان معطوف داشته است.

نوازندگان و خوانندگان گروه عبارتند از: گلشن دانش (تار)، پریسا همایون فر (تار)، حسین اینانلو (بربط و سه تار)، یاور طاهریان (سنتور)، حسام اینانلو (کمانچه و قیچک)، المیرا مردانه (کمانچه)، مهدی نبوی (نی)، امیر شکرآبی (تنبک)، امیر اثنی عشری (آواز)، مینا رحمان زاده (هم خوان) و جهانشاه صارمی (تار و بم تار). بر این اساس گروه نهفت به محملی برای عرض اندام جوانان مستعد تبدیل شده است. به ویژه آنکه در فضای ستاره پرستی موسیقی امروز ایران ، هیچ جایی برای هنرنمایی موسیقیدانان جوان دیده نمی شود.

لحن موسیقی گروه نهفت با وجود آنکه بیانگر گویش رسمی موسیقی هنری ایران معاصر است، نماینده صددرصد موسیقی هنری و به اصطلاح کلاسیک ایران نیست. زیرا هر دوره از تاریخ برای خود لحن مخصوصی دارد که الزاماً با قبل و بعد خودش تطابق کامل ندارد. اینجا نیز می توان به زبان رسمی دوره قاجار، پهلوی اول و حال حاضر استناد کرد.

چنانکه می دانیم بر اساس نوشته ها و صدا های ضبط شده این سه دوره، هر کدام رنگ خاصی دارند. برای مثال امروزه گویش رسمی قاجاری برای عموم شهروندان ایرانی غریبه است و همینطور نگارش فارسی دوران پهلوی نخست، با نگارش امروزی بسیار متفاوت است.

اما آنچه مسلم می نماید زبان رسمی امروزی بر اساس زبان رسمی دیروز شکل گرفته است و در حال حاضر معیار زمانه ماست. گروه نوازی ارائه شده توسط گروه نهفت نیز علی رغم آنکه با نمونه آثار رسمی دهه های ۲۰ تا ۵۰ خورشیدی متفاوت است ولی می توان گفت موسیقی رسمی زمانه ماست که پیشینه ای دست کم ۳۰ ساله دارد.

گروه نهفت همواره از نقطه نظرات بزرگانی چون حسین دهلوی، هوشنگ ظریف، علی اکبر شکارچی و حسین علیزاده بهره مند بوده است.

این گروه گر چه همانند برخی گروه های دیگر موسیقی ایرانی داعیه نوآوری ندارد ولی راهی را که در پیش گرفته است، می تواند آینده خوبی را برای جوانان فعال در آن رقم بزند. موسیقیدانان جوان ما در حال حاضر پیش از آنکه محتاج نوآوری باشند، نیازمند فضایی سالم و پر نشاط هستند تا تجربه های خود را به نمایش بگذارند. در این صورت می توان به آینده ای بهتر اندیشید.

چنانکه جهانشاه صارمی سرپرست گروه می گوید: "ایمان دارم که با داشتن دید هنری و کار و تلاش عاشقانه و همچنین با اعتقاد به آموزش موسیقی به نوجوانان و جوانان، می توان با حضور نسل جوان، فردایی بسیار روشن را در موسیقی ایران رقم زد


صفحات سایت 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
درباره ما
آخرین مطالب
نویسندگان
پيوندهاي روزانه
امکانات سایت